<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"   xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">
	<channel>
		<title>آگاه سازی</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/rss.asp</link>
		<description>
		پایگاه تحلیلی اطلاعاتی آگاه سازی
		</description>
	<item>
		<title>جمعه 12 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5894</link>
		<description> جمعه 12 شهریور 1389 
&lt;P&gt;پنج شنبه11 شهر&#1740;ور 1389/ 15:37ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>پنج شنبه 11 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5887</link>
		<description> پنج شنبه 11 شهریور 1389 
&lt;P&gt;چهارشنبه10 شهر&#1740;ور 1389/ 18:41ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>چهارشنبه 10 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5881</link>
		<description> چهارشنبه 10 شهریور 1389 
&lt;P&gt;سه شنبه09 شهر&#1740;ور 1389/ 19:43ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>سه شنبه 09 شهریور 1389</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5871</link>
		<description> سه شنبه 09 شهریور 1389
&lt;P&gt;دوشنبه08 شهر&#1740;ور 1389/ 17:47ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>باید مردم را بیشتر آشنا کرد</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5869</link>
		<description> 
باید مردم را بیشتر آشنا کرد
در دیداری که با امام داشتیم تأکید داشتند که باید مردم را بیشتر آشنا کرد و با آن واقعیاتی که پشت پرده در جریان است و آن واقعیات این است که عواملی تلاش دارند که مسأله اسلام و روحانیت را در این مبارزه عظیم و وسیع اسلامی تضعیف کنند. امام می rlm; rlm;فرمودند: مسأله از جریانات بعد از مشروطه بسیار قویتر و وسیعتر و سرمایه گذاری اسلام و امت در این انقلاب به هیچ وجه قابل مقایسه با مسایل زمان مشروطه نیست وما دهها هزار شهید از جوانان و امّتمان را داده rlm;ایم برای اینکه این انقلاب به ثمربرسد. [1]
 چه اشکالی دارد طلّاب به سربازی بروند
در دیداری که با امام داشتیم از ایشان در مورد خدمت نظام وظیفه طلاب کسب اجازه کردیم. درگذشته به زحمت به عنوان اینکه طلاب از خدمت وظیفه معاف هستنداحیاناً یک برگه معافیت موقتی به آنها داده می rlm; rlm;شد. امام فرمودند: چه اشکالی داردطلاب بتوانند دوره rlm;های کوتاه مدت نظام وظیفه را ببینند و آماده باشند که هرگاه لازم شددر جبهه rlm;ها و در مراکز نظامی همکاری و فعالیت داشته باشند [2].
بگذارید باشد ولی پشیمان می rlm; rlm;شوید
امام در یک مسأله گاهی اظهارنظر می rlm; rlm;کرد ولو برخلاف نظر همه یعنی همه یک چیز می rlm; rlm;گفتند امام هم یک چیز می rlm; rlm;گفت، امام وقتی که می rlm; rlm;گفت، همه احساس می rlm; rlm;کردند حق همین است. حتی من یادم هست که وقتی راجع به وزارت کشاورزی راجع به یک شخصی بود. حضرت امام امر فرمود که فلان کس را از آنجا بردارید.مرحوم آقای بهشتی بود، مرحوم آقای باهنر بود، من بودم شاید کس دیگری هم بود، یادم نیست، ما صلاح نمی rlm;دانستیم در آن روز به آن وضع او را برداریم. امام می rlm; rlm;فرمود بردارید. مرحوم آقای بهشتی، باهنر و من یک دو سه تا حرف زدیم. امام قبول نکرد. بعدمن اجازه گرفتم و گفتم این به تجربه ثابت شده نظر شما اصابتش به واقع نود درصد،نود و نه درصد، صد درصد است ولو همه با نظر شما موافق نباشند، مخالف هم باشند.
این به تجربه ثابت شده ولی این یک مورد نظر ما مصاب و درست است. امام از این استثنا خنده rlm;اش گرفت و گفت نه خیر همین یک مورد هم نظر من درست است بعدگفت حالا که اصرار می rlm; rlm;کنید بگذارید باشد ولی پشیمان خواهید شد. من گفتم آقااجازه فرمودند حالا دیگر تمام شده. ولی بعد که پشیمان شدیم، حالا می rlm; rlm;خواستیم برداریم، گفتند چطور به امام بگوییم. 
گفتم من می rlm; rlm;گویم. باز همان افراد رفتیم خدمت امام نشستیم آقا آماده بود که ماصحبت کنیم. دیدند برخلاف همیشه که من هیچوقت ابتدا نمی rlm;کردم به صحبت مگراستثنائاً، این دفعه من شروع کردم. بسم الله الرحمن الرحیم، آقا آمدیم به شما یک مژده بدهیم. گفت مژده؟ گفتم بله، مژده. گفتم آمدیم بگوییم حرف شما راست درآمده!امام، تصمیم rlm;گیریهای اینطوری داشت، قاطع بود، تردید نمی rlm;کرد، با قطعیت نظر می rlm; rlm;داد، صائب بود. خودش معتقد نبود نظرش مصاب است. لذا خودش این رامی rlm; rlm;فرمود، می rlm; rlm;فرمود ما مکلف به واقع نیستیم. مکلف هستیم به نظری که به ذهنمان می rlm; rlm;آید، یا معذوریم یا مصاب هستیم. خودش این را بارها می rlm; rlm;گفت. می rlm; rlm;گفت حتی گاهی به نیمه شوخی نیمه جدی می rlm; rlm;گفت مرد کسی است که حرفش را پس بگیرد. یعنی وقتی یک چیزی گفته rlm;اید بعد دیدید اینطور نیست، پس بگیرید. [3]
آنچه از کابینه کم شده ترمیم شود
پس از فاجعه هفت تیر که به خدمت امام رسیدیم هر کدام از ما سعی داشتیم طوری مطلب را ادا کنیم که ایشان ناراحت نشوند. خوشبختانه از آن توکلی که امام دارند و از آن قدرت روحی که برخوردارند خیلی زود ما تحت تأثیر روحیه ایشان قرارگرفتیم و مسأله اصلاً به صورت دیگری در آنجا مطرح شد. امام خیلی قاطع دستورفرمودند در آنچه که از کابینه کم شده ولو به طور موقت هم شده افرادی را بگذارید. [4]
یک هفته دیگر صبر کنید!
در سالهای 60  ndash; 1359 بعد از سخنرانیهای بنی rlm;صدر که ایجاد توهّم نسبت به حزب rlm;الله، بالاخص شهید رجایی و شهید مظلوم دکتر بهشتی کرد، در جریان تشکیل هیأت سه نفره حل اختلاف به جایی رسیدیم که در جلسه تصمیم گرفتیم نتیجه را به عرض امام برسانیم و با موافقت ایشان آن را اعلام کنیم. البته آقای اشراقی مخالفت می rlm; rlm;کرد و می rlm; rlm;گفتند هنوز زود است و ما به نتیجهٔ قطعی نرسیده rlm;ایم. گفتیم می rlm; rlm;رویم خدمت امام. سه نفری رفتیم خدمت امام. من مقداری گزارش دادم. جناب آقای مهدوی کنی و مرحوم اشراقی هم صحبت کردند. آقای کنی به امام عرض کرد که:  laquo;ما به اینجا رسیده rlm;ایم و طبق دستور شما باید نتیجه را اعلام کنیم.  raquo; من متن دستور را خواندم،اما دیدم کمی تردید دارند. عرض کردم:  laquo;اجازه بفرمایید من چند جمله را که این آقا(بنی rlm;صدر) نوشته است از روی نوشتهٔ خودش برای شما بخوانم.  raquo; فرمودند:  laquo;می دانم.نمی rlm;خواهد. بحث شده.  raquo; گفتم:  laquo;نه، اجازه بدهید دو تا جمله rlm;اش را بخوانم.  raquo; چون می rlm; rlm;خواستم نظرشان را قطعی کنند. ایشان دیگر جوابی ندادند. من شروع کردم به خواندن. دو، سه جمله خواندم. گفتم:  laquo;اینهاست. با این بیانات و با این نوشته rlm; rlm; rlm;ها ومسایلی که عرض کردیم، طبق حکم حضرتعالی ما وظیفهٔ شرعی داریم ابلاغ کنیم، مگرآنکه بفرمایید ابلاغ نکنید. در آن صورت دیگر شرعاً اشکالی بر ما نیست.  raquo;آقای اشراقی گفتند:  laquo;من فکر می rlm; rlm;کنم باز ملاقاتی با آقایان رجایی و بنی rlm;صدرباشد. ممکن است وضع تغییر کند.  raquo; امام فرمودند:  laquo;به خاطر ایشان که احتمال می rlm; rlm;دهند، باز یک هفته تأخیر بیندازید.  raquo; آقای کنی عرض کردند:  laquo;ما برای اینکه برمعلومات ایشان چیزی افزوده شود، صبر می rlm; rlm;کنیم ولی بر معلومات ما چیزی اضافه نخواهد شد.  raquo; امام تبسّمی کردند و فرمودند:  laquo;بسیار خوب. یک هفتهٔ دیگر صبرکنید.  raquo;[5]
به بنی rlm;صدر رأی ندادند
امام [در قضیه ریاست جمهوری] به بنی rlm;صدر رأی ندادند ولی به شهید رجایی وآیت rlm;الله خامنه rlm;ای رأی دادند. این را فقط من می rlm; rlm;دانم من نزد امام بودم. و من هم به همان صورت رأی دادم که امام رأی دادند. در آن موقع حال امام بسیار بد بود و یک شوک به امام دست داده بودلذا صندوق رأی را آوردند  laquo;سی rlm;سی rlm;یو raquo; و من و امام رأیمان را دادیم و صندوق را بردند بیرون و بقیه افراد رأی دادند. [6]
 من رویه rlm;ام این نیست
آن روز که ما کارمان را در مورد لایحهٔ حذف فرمان همایونی شروع کردیم، زمزمه rlm;ای در مجلس پیچید که آغازگر آن آقای حجتی بود که می rlm; rlm;گفت امام مایل نیستند این لایحه در دستور کار باشد. البته من با سابقه rlm;ای که از امام داشتم و احترام خاصی که ایشان برای مجلس قائلند و تأکیدهای فراوانی که در حضور خیلی از افراد کرده rlm;اند درمورد اینکه مجلس باید مستقل، معتبر و بدون اعمال نیرویی از خارج کارش را ارایه دهد برای من قبول آن حرف مشکل بود. لذا در تنفس از آقای رجایی خواستم که با امام ملاقات کنند تا ببینند مسأله چیست؟ ایشان به خدمت امام رفتند در حالی که دو نفراز اعضای شورای نگهبان هم در آنجا بودند؛ امام فرمودند که من رویه rlm;ام این نیست که در این گونه موارد چیزی بگویم و از مجلس چیزی بخواهم ولی هر چیزی را که مجلس با امضای شورای نگهبان تصویب کند به هیچوجه هیچکس حق ندارد خدشه rlm;ای در آن وارد کند. [7]
 تغییر دولت را صلاح نمی rlm;دانم
امام در پاسخ نامه به نظرخواهی 135 نماینده مجلس درباره انتخاب دولت جدیدنوشتند: quot; با تشکر از حضرات آقایان، اینجانب چون خود را موظف به اظهارنظر می rlm; rlm;دانم به آقایانی که نظر خواسته rlm;اند، از آن جمله جناب حجةالاسلام آقای مهدوی وبعضی آقایان دیگر عرض کردم آقای مهندس میرحسین موسوی را شخص متدین ومتعهد و در وضع بسیار پیچیده کشور دولت ایشان را موفق می rlm; rlm;دانم و در حال حاضرتغییر آن را صلاح نمی rlm;دانم. ولی حق انتخاب با جناب آقای رییس جمهور و مجلس شورای اسلامی محترم است. quot; [8]
مردم کارشان را انجام می rlm; rlm;دهند
وقتی اعضای هیأت دولت موقت، تصمیم به استعفای دسته جمعی گرفته بودند تاامام را در مقابل یک کار انجام شده قرار بدهند با مرحوم شهید بهشتی و شهید باهنر به قم رفتیم و خدمت امام عرض کردیم حتماً شنیده rlm;اید دولت موقت می rlm; rlm;خواهد استعفا بدهد امام فرمودند بله کسی به اینجا آمده و چیزی هم نوشته بودند. بعد امام به طور
ساده و عادی فرمودند من عقیده rlm;ام این است که استعفا را بپذیرم و مسأله rlm;ای را که ازتهران تا قم روی آن بحث می rlm; rlm;کردیم و نگران آن بودیم، امام با صراحت و سادگی تمام مسأله را مطرح کرده نظر خودشان را فرمودند. خدمت ایشان عرض شد بعد چه می rlm; rlm;شودفرمودند هیچی، بروید و مملکت را اداره کنید. خود مردم کارشان را انجام می rlm; rlm;دهند. این قدرت تصمیم گیری یکی از بزرگترین امتیازات ایشان بود. [9]
 بروید با هم تفاهم کنید
در قضیه اختلاف بر سر تعیین بعضی از وزراء [که بین شهید رجایی نخست rlm;وزیربا بنی rlm;صدر رئیس جمهور وقت، اختلاف بود] برادرانمان آقایان موسوی اردبیلی ومهدوی کنی اطلاع دادند که خدمت امام رفته rlm;اند و دربارهٔ وزرایی که من انتخاب کردم خدمت امام گفته rlm;اند. امام فرموده rlm;اند: من دخالت نمی rlm;کنم بروید با هم بنشینید و به تفاهم برسید. [10]
 پی نوشت :
[1] . حجت الاسلام والمسلمین شهید باهنر  ndash; برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)ص366
[2] . حجت الاسلام والمسلمین شهید باهنر  ndash; برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)ص 367
[3] . آیت الله موسوی اردبیلی-برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)ج4،ص 246 و 247 
[4] .شهید محمد علی رجایی- برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)،ج 4،ص 248 
[5] . آیت rlm;الله محمد یزدی  ndash; برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)،ص 339
[6] . حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی  ndash; برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)،ص 351
[7] . آیت rlm;الله هاشمی رفسنجانی  ndash; برداشتهایی از سیره امام،ص297 
[8] . صحیفهٔ امام ج 19 ،ص393 
[9] . آیت rlm;الله موسوی اردبیلی  ndash; برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)،ص 319 
[10] . شهید محمد علی رجایی  ndash; برداشتهایی از سیره امام،ص 299 
جماران

&lt;P&gt;دوشنبه08 شهر&#1740;ور 1389/ 11:27ق.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>دوشنبه 08 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5866</link>
		<description> دوشنبه 08 شهریور 1389 
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه07 شهر&#1740;ور 1389/ 20:0ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>آخرین وصیت علی (ع) چه بود؟</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5864</link>
		<description> اصبغ بن نباته گوید: هنگامى که امیرمؤمنان علیه rlm;السلام ضربتى بر فرق مبارکش فرود آمد که به شهادتش انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار کشتن ابن ملجم - لعنة الله - بودند. امام حسن علیه rlm;السلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت کرده که کار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تکلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مى rlm;گیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت کند.
مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیرمؤمنان نشنیدى؟ گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده کردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدایت رحمت کند. امام داخل شد و چیزى نگذشت که بیرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیه rlm;السلام دستمال زردى به سر بسته که زردى چهره rlm;اش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و کثرت سم پاهاى خود را یکى پس از دیگرى بلند مى rlm;کرد و زمین مى rlm;نهاد. آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدى؟ گفتم: چرا، اى امیرمؤمنان، ولى شما را در حالى دیدم که دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثى از شما بشنوم. فرمود: بنشین که دیگر نپندارم که از این روز به بعد از من حدیثى بشنوى.
بدان این اصبغ، که من به عیادت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم همانگونه که تو اکنون آمده rlm;اى، به من فرمود: اى اباالحسن، برو مردم را جمع کن و بالاى منبر برو و یک پله پایین rlm;تر از جاى من بایست و به مردم بگو:  laquo;هش دارید،هر که پدر و مادرش را ناخشنود کند لعنت rlm;خدا بر او باد. هش دارید، هر که از صاحبان خود بگریزد لعنت rlm;خدا بر او باد. هش دارید هر که مزد اجیر خود را ندهد لعنت rlm;خدا بر او باد. raquo;
اى اصبغ، من به فرمان حبیبم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عمل کردم، مردى از آخر مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن، سه جمله گفتى، آن را براى ما شرح بده. من پاسخى ندادم تا به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو کردم.
اصبغ گفت: در اینجا امیرمؤمنان علیه rlm;السلام دست مرا گرفت و فرمود: اى اصبغ، دست rlm;خود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت یکى از انگشتان دستم را گرفت و فرمود: اى اصبغ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نیز همین گونه یکى از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود: هان، اى اباالحسن، من و تو پدران این امتیم هر که ما را ناخشنود کند لعنت rlm;خدا بر او باد. هان که من و تو مولاى این امتیم هر که از اجرت ما بکاهد و مزد ما را ندهد لعنت rlm;خدا بر او باد. آن گاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم.
اصبغ گوید: سپس امام بیهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: اى اصبغ آیا هنوز نشسته rlm;اى؟ گفتم: آرى مولاى من. فرمود: آیا حدیث دیگرى بر تو بیفزایم؟
گفتم: آرى خدایت از مزیدات خیر بیفزاید. فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در یکى از کوچه rlm;هاى مدینه مرا اندوهناک دید و آثار اندوه در چهره rlm;ام نمایان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناک مى rlm;بینم؟ آیا تو را حدیثى نگویم که پس از آن هرکز اندوهناک نشوى؟ گفتم: آرى، فرمود: چون روز قیامت rlm;شود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پیامبران و شهیدان، سپس خداوند مرا امر کند که بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر کند که تا یک پله پایین rlm;تر ازمن بالا روى، سپس دو فرشته را امر کند که یک پله پایین rlm;تر از تو بنشیند و چون بر منبر جاى گیریم احدى از گذشتگان و آیندگان نماند جز آنکه حاضر شود. آن گاه فرشته rlm;اى که یک پله پایین rlm;تر از تو نشسته ندا کند: اى گروه مردم; بدانید: هر که مرا مى rlm;شناسد که مى rlm;شناسد و هر که مرا نمى rlm;شناسد خود را به او معرفى مى rlm;کنم، من  laquo;رضوان rlm; raquo; دربان بهشتم، بدانید که خداوند به من و کرم و فضل و جلال خود مرا فرموده که کلیدهاى بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده که آنها را به على بن ابى rlm;طالب بسپارم، پس گواه باشید که آنها را بدو سپرده rlm;ام.
سپس فرشته دیگر که یک پله پایین rlm;تر از فرشته اولى نشسته بر مى rlm;خیزد و به گونه rlm;اى که همه اهل محشر بشنوند ندا کند: اى گروه مردم، هر که مرا مى rlm;شناسد که مى rlm;شناسد و هر که مرا نمى rlm;شناسد خود را به او معرفى مى rlm;کنم، من  laquo;مالک rlm; raquo; دربان دوزخم، بدانید که خداوند به من و فضل و کرم و جلال خود مرا امر فرموده که کلیدهاى دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده که آنها را به على بن ابى rlm;طالب بسپارم، پس گواه باشید که آنها را بدو سپردم. پس من کلیدهاى بهشت و دوزخ را مى rlm;گیرم. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به من فرمود: اى على، تو به دامان من مى rlm;آویزى و خاندانت rlm;به دامان تو و شیعیانت rlm;به دامان خاندان تو مى rlm;آویزند. من (از شادى) دست زدم و گفتم: اى رسول خدا، همه به بهشت مى rlm;رویم؟ فرمود: آرى به پروردگار کعبه سوگند.
اصبغ گوید: من جز این دو حدیث از مولایم نشنیدم که حضرتش چشم از جهان پوشید درود خدا بر او باد. 1
 نویسنده: رحمانی همدانی، احمد

 
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

&lt;P&gt;&#1740;کشنبه07 شهر&#1740;ور 1389/ 13:54ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر (عج) </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5863</link>
		<description> از حضرت امام باقر (علیه السلام) نقل شده که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آن که در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف می کنند.
خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مبارکه قدر می فرماید: تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
فعل مضارع  laquo;تنّزل raquo;  دلالت بر تکرار و بقاء  laquo;لیلةالقدر raquo; دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:
فیها یفرَق کلّ أمرٍ حکیم.1 در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر میشود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب  laquo;تفعّل raquo; اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد.
این امر که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همه سورهها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود میآیند و این امر یک متولی و ولی میخواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می فرماید:
در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می شود؛ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهایم.
دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان  laquo;ولی raquo; این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هر کس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش (علیهم السلام) نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیه مورد بحث، یکی از مستدلترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم (علیه السلام) است.
و هر کس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.
چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً  أُوْلَـئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا . کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شدهاند و میخواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به بعضی کافر میشویم و میخواهند در این میان(بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکنندهای مهیا کردهایم.
و میبینید که خداوند، کسانی را که پارهای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی میداند.


علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می گوید: فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (علیه السلام) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند


بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت میکند و امین بر آن در جهت پاسداری، به کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) میباشد و به همین سبب پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کردهاند، فرمودند: من أنکر المهدی فقد کفر.2 کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.

و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودهاند:
القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون.3
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من  laquo;محمد raquo; و کنیه او، کنیه من  laquo;ابوالقاسم raquo; و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا میدارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامیخواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا درباره او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار میکنند و امت مرا از راه او گمراه میسازند، به خدا شکایت میبرم. به زودی آنها که ستم کردند و میدانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونیها مجازات ستمگریهای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).
در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر میگوید:
فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (علیه السلام) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند.
و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانیم، و حال آن که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف میکنند.4
حضرت امام سجاد(علیه السلام)، در این باره، میفرمایند: همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السلام)) فرود می آید.
 
و نیز آن حضرت(علیه السلام) فرمودهاند: ای گروه شیعه، با سوره  laquo;انا انزلناه فی لیلة القدر raquo; با مخالفین امامت ائمه معصومین(علیهم السلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با  laquo;حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین raquo; مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است.
همچنین از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است، که به اصحابشان فرمودهاند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابیطالب(علیه السلام) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
از آنچه که نگارش یافت، استفاده میشود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجةبن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت (علیهم السلام) و امامت آنان تا روز رستاخیز میباشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلتهای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است، ملاحظه میکنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودهاند:
 laquo;ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم raquo;،  laquo;شب قدر raquo; فاطمه و  laquo;قدر raquo; خداست، پس کسی که فاطمه (سلام الله علیها) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.
و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (سلام الله علیها) نیز دارد.
و از طرفی، همانگونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود میآید، نزول گاه نور پاک امامان معصوم (علیهم السلام) نیز وجود مقدس فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است؛ که حقیقتاً هر کس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پیبرد، شب قدر را درک کرده است.
 تنظیم: هدهدی- گروه دین و اندیشه تبیان
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه07 شهر&#1740;ور 1389/ 13:16ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>چرایی اصرار بر استراتژی تقویت ستون نظامی، اطلاعاتی!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5856</link>
		<description> در آمدی بر چرایی اصرار راهبران و کارشناسان امنیتی بر تقویت ستون نظامی - اطلاعاتی کشور از میان 4 ستونی که باعث بقا و ثبات میگردد .
 سیاست داخلی و خارجی هر کشور اساسا تابعی از دکترین امنیت ملی آن کشور است. برای این مسئله قطعـاً باید به ترمینولوژی مسئله امنیت و دکترین امنیت ملی کشور بپردازیم و نسبتمان را تعریف کنیم چون متاسفانه نگاه به این مسئله امروز در جامعه و حتی نخبگان سیاسی مشوش و اساسا یکی از اشکالاتی که امروز به برخی روند های ناصحیح در فعالیت ها و خط دهی ها به آن وارد است عدم تعریف و تطبیق نسبت به این مفاهیم می باشد.
  در ادبیات امنیتی هر کشوری چتر ثبات که بر پهنای آن کشور گسترده میشود دارای 4 ستون اصلی است که آن چتر، امنیت ملی لقب میگیرد وستون های اصلی آنرا ستون های اقتصادی، سیاسی،ستون فرهنگی وستون نظامی-اطلاعاتی تشکیل می دهند.استراتژی راهبران امنیتی حاکمیت و به نوعی کارشناسان امنیت ملی این است که اگر اقتصاد ما ضعیف است باید آن 3 ستون دیگر چتر ثبات را حفظ کنند ،اگر ستون اقتصادی و سیاسی ضعیف است باید آن 2 ستون دیگر متحمل هزینه و فشار شوند که در ادامه متن ، مصادیقی از این پافشاری و اصرار بر احقاق این استراتژی تشریح شده است.
  این استراتژی چنان در ذهن راهبران و کارشاسان امنیتی نقش بسته است که تصور میکنند تقویت 2 ستون نظامی-اطلاعاتی و فرهنگی میتواند باعث بقا، ثبات و برقراری چتر امنیت ملی گردد در صورتی که به آسیب های به وجود آمده در اثر عدم توجه به 2 ستون حائز اهمیت دیگر که خود دروازۀ ورود تهدیدات بیشمار است کاملا بی توجهند، که علت عمده آن نیز تمرکز بر این استراتژی و عدم استفاده از نخبگان اقتصادی و سیاسی در بخش های مرتبط است.
 
لذا در همین راستا می بینیم که چگونه حتی در همین بخش ها(اقتصادی،سیاسی) نیز از افراد با سابقه اطلاعاتی نظامی استفاده میگردد و می بینیم چگونه حال که ستون های سیاسی،اقتصادی ما ضعیف است حاکمیت برای ثبات و حفظ بقا و حتی برای بازگشت از 4 مرحله عدم بقا و سقوط به بقا (بقا،طنش،تشنج،بحران،عدم بقا و سقوط) از قدرت فرهنگی و همچنین ستون نظامی (تلاش برای اشرافیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی داخلی و خارجی،افزایش توان رزمی و زرهی (بهره بیشتر میبرد. برای روشن شدن نقاط تاریک مسئله و واکاوی بیشتر لازم است بدانیم برای مواجهه با تهدید و ایجاد امنیت 4 مکتب وجود دارد و پس از تشریح یادآور میشوم که دکترین امنیت ملی ایران در طول 30 سال بقا از کدام مکتب بهره برده است و امروز از کدام مکتب امنیتی بهره میبرد.
 مکتب اول مکتبی است که کاری با تهدید ندارد و فقط آسیب را پوشش میدهد یعنی آسیب پذیری های خودش را پوشش می دهد بیشتر کشور روسیه از این مکتب استفاده میکند کشور روسیه در طول تاریخ خودش به خصوص در 150 تا 200 سال گذشته نوع مکتب امنیتیش به خصوص در سیاست خارجی این بوده است که همواره تمرکز کارشناسان امنیتیش بر شناسایی آسیب ها و از بین بردن آنها معطوف بوده است.به این مکتب اصطلاحا ضدآسیب پایه، اطلاق میگردد.
 مکتب دوم مکتبی است که کاری با آسیب پذیری خودش ندارد و اصولا پتانسیل پوشش آسیب های خود را در درون مرزهای خود ندارد و در حوزۀ آسیب شناسی کمتر وارد میشود و تمام تمرکزش را بر تهدید شناسی معطوف میکند و پس از تهدید شناسی ، تهدیدات را از بین میبرد و در حوزه سیاست گزاری های داخلی و خارجی خود شناسایی و از بین بردن تهدیدات را در دستور کار خود دارد. این مدل در کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی ضعیف هستند و نمی توانند در درون خود تهدید را خنثی کنند .کشورهایی مانند انگلیس،شیلی،اسراییل از این مکتب استفاده میکنند به این مکتب اصطلاحا مکتب ضد تهدید پایه اطلاق میگردد.
 به مکتب سوم اصطلاحا مکتب اپورتنیسم یا مکتب اصالت فرصت اطلاق میگردد. در این مکتب تهدید را تبیین میکنند سپس که مشخص شد تهدید چیست تبدیل میشود به فرصت. در سیاست دفاعی داخلی نیز دقیقا می توان از این مکتب بهره برد اما نقطه ضعف این مکتب این است تا زمانی که تهدیدی وجود نداشته باشد نمی توان آن را تبدیل به فرصت نمود اساسا کارشناسان از انجایی که این مکتب فواید بسیاری در پی دارد معتقدند که اگر تهدید وجود ندارد آن را به وجود آوریم و سپس به سمت فرصت سازی حرکت کنیم.
 مکتب چهارم اصطلاحا به مکتب اوکازیونالیستی ،مکتب اصالت موقعیت مشهور است بین تهدید و آسیب موقعیت ایجاد می کنند.
 برای اینکه توضیح دهیم حاکمیت در حال حاضر از کدام مکتب بهره میبرد باید ابتدا یاد آوری کرد ،دکترین امنیت ملی 2 حوزۀ کنش و واکنش دارد که از سال 57 تا 60 جمهوری اسلامی در حوزۀ واکنش یا اصطلاحا تمرکز بر ضربه دوم سیاست های دفاعی داخلی و خارجی خود را تبیین می نمود ازسال 60 تا 68 یعنی درست تا روی کار آمدن دولت آقای هاشمی موسوم به دولت سازندگی در حوزه کنش قرار گرفتند یعنی خیلی تهاجمی و عینی ، که در سیاست خارجی تابع این دکترین می بینیم در موضوع لبنان رسما وارد عمل میشوند و تیپ سوم لشگر 27 محمد رسول الله را برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی به آنجا اعزام میکنند .از سال 68 تا 84 که توسعه اقتصادی و همینطور توسعه سیاسی - فرهنگی که بر اصل طنش زدایی مبتنی بر منافع ملی استوار بود موجب گردید که کشور در سیاست های داخلی و خارجی به دور از حالت تهاجمی در موضع واکنش قرار داشته باشد در واقع دکترین امنیت ملی ایران اقتصاد پایه و مبتنی بر منافع ملی بود(همان 4 ستون امنیت ملی که به آن اشاره شد.(
 پس از خیز جریان تندرو برای تسخیر سنگر به سنگر کرسی های حاکمیت که زمینۀ تحقیقاتیش را پیشتر با ایجاد موسساتی چون موسسه پژوهشی امام خمینی و مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز فراهم آورده بودند و با به وجود آوردن جریانی به نام گفتمان مهدویت که تماما بر اصل ضربه اول معتقد بودند مجددا رویکرد امنیت ملی را مبتنی بر موضع کنش و بسیار تهاجمی و تازشی قرار دادند به نوعی که میگویند از زمانی که در موضع واکنش و ضربۀ دوم قرار گرفتیم شدیدا منزوی شدیم و دشمن تا حیات خلوت های ما و تا دروازه های ما آمده است حال آنکه مادامی که در موضع کنش قرار داشتیم این موضع، منتج به پدیده هایی مانند حزب الله لبنان می شود که در بین 400 گروه چریکی در دنیا تنها گروه چریکی است که روز روشن در جلوی چشمان تمام دوربین های دنیا رژه میروند و عکس رهبر جمهوری اسلامی را بر سینه هاشان نصب میکنند.
 
به همین روی شدیدا معتقدند که در عرصه داخلی و خارجی می بایست تازشی و ضربه اولی حرکت نمود لذا پس از روی کار آمدن جریان تندرو می بینیم در عرصه خارجی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران می آید و میگوید ما را از لولوی شورای عالی امنیت نترسانید و پروندۀ هسته ای ایران را به آنجا بفرستید یا احمدی نژاد در سخنان خود در سازمان ملل رسما میگوید که اسراییل از صحنه روزگار باید حذف شود یا در سیاست دفاعی داخلی می بینیم از حوزۀ واکنش به کنش تغییر موضع میدهند و آقای خامنه ای در آن سخنرانی معروف خود که از بسیج به عنوان بدنۀ سپاه پاسداران یاد نمود و سردار سید یحیی رحیم صفوی را که شدیداً معتقد بود دیگر بسیج بیشتر از این نباید آرایش نظامی به خود بگیرد از فرماندهی سپاه عزل و سردار عزیز جعفری را به عنوان طراح این طرح به فرماندهی سپاه منصوب می نماید به طوری که پیش از آن ایشان شخصا در مرکز تحقیقات راهبردی ستاد مشترک با تیمی از فرماندهان سابق نیروی زمینی بر روی این طرح و بررسی چگونگی احقاق آن تمرکز نموده بودند.
 
وی بعدها نیز پس از رسیدن به جایگاه فرماندهی سپاه تا مدتی خود شخصا با حفظ سمت فرماندهی نمسا را نیز برعهده داشت تا این طرح را خود شخصا رهبری و عملیاتی نماید زیرا از آنجایی که خود را برای به وجود آوردن یک بحران بزرگ و رویارویی با افرادی که از تسخیر سنگرهای حکومت از سوی آنها ممانعت مینمودند و به نوعی اینگونه فضای کشور را پیش بینی نموده بودند اصرار داشتند که بسیج باید با نیروی زمینی سپاه تلفیق و یگان رزم آن شدیداً تقویت گردد در همین راستا پس از آن مشاهده کردیم نمسا به جز چند معاونتش در نیروی زمینی تلفیق شد و طرح سپاه استانی مطرح میگردد و از سوی دیگر در اوایل سال 87 با تلفیق چند یگان سازمان حفاظت و امنیت سپاه به وجود می آید و اداره اطلاعات ستاد مشترک سپاه با افزوده شدن چند معاونت به سازمان اطلاعات سپاه ارتقا پیدا میکند.
 
از آنجاست که از بسیج به عنوان ستون فقرات بازدارندگی با یک پشتوانۀ ایدئولوژیک تمام قد دفاع می نمایند و در این بین می بینیم 1200 گردان عاشورا به سلاح گرم از انواع مختلف سبک و سنگین مجهز میشوند و 40 هزار گروهان رزمی کربلا ایجاد و سازماندهی می شوند یا نمایندگان مجلس به تخصیص 350 میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی برای تجهیز و تقویت گردان های عاشورا و الزهرا رای میدهند در صورتی که این اولین باری بود که از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یک نیروی نظامی قرار میگیرد تمام این مواردی که ذکر شد نشانگر اتخاذ موضع کنش و رویکرد تازشی و تهاجمی کارشناسان امنیتی کشور است به طوری که در تبیین دکترین امنیت ملی کشور و برای بقا و ثبات حاکمیت از استراتژی اطلاعاتی نظامی پایه بهره می برند و اینگونه از این پایه که یکی از ستون های برقراری امنیت در هر کشوری است برای برقرای چتر ثبات و ایجاد امنیت بهره میبرند غافل از اینکه برای بقا و ایجاد ثبات چهار ستون اقتصادی،سیاسی،فرهنگی و نظامی به یک میزان باید به کارگیری شوند و یک ستون هیچگاه نمیتواند بار 3 ستون دیگر را برای ثبات متحمل شود.
جرس-احسان سلطانی
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه07 شهر&#1740;ور 1389/ 11:2ق.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>یکشنبه 07 شهریور 1389</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5853</link>
		<description> یکشنبه 07 شهریور 1389
&lt;P&gt;شنبه06 شهر&#1740;ور 1389/ 19:12ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>شنبه 06 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5845</link>
		<description> شنبه 06 شهریور 1389 
&lt;P&gt;جمعه05 شهر&#1740;ور 1389/ 18:9ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>جمعه 05 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5843</link>
		<description> جمعه 05 شهریور 1389 
&lt;P&gt;پنج شنبه04 شهر&#1740;ور 1389/ 22:17ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>«شستشوي مغزي»؛عمليات ن&#1601;وذ در انديشه و روان! </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5841</link>
		<description> اشاره:
بررسي جامع کارکرد استراتژيها و تاکتيکهاي مختلف پيرامون مراکز تاثيرگذار بر افکار عمومي و تنازعات محيط استراتژيکي از جمله حيطه هايي است که فقدانش درعرصه  تئوريک کشور به خوبي مشاهده مي شود. اين در حالي است که همت سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه لااقل در جريانسازيهاي ساليان اخير بر همين حيطه بنيان نهاده شده است، گفت و گوي حاضر با آقاي «حجت»پژوهشگر اموراستراتژيک و امنيت ملي مي تواند سرآغازي براي ادامه مباحثاتي پيرامون اين موضوع باشد. اين گفت و گو خلاصه شده را پي مي گيريم.
«کميته رسانه اي جبهه حزب الله»
«بهمن ماه سال 1381»

پيامدهاي جنگ اطلاعات استراتژيک
آقاي حجت، سير تحول توطئه هاي رواني در تقابل با انديشه و افکار اصيل موجود در جوامع را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
* منظور از توطئه هاي رواني در حوزه انديشه و افکار، فرآيندي است که دولتهاي مختلف اعم از غرب و شرق براي دستيابي به هدف «مبني بر وارد کردن افراد به پذيرش خواسته هايي عليه خود و کشورشان» و همچنين «تغيير اجباري ديدگاه سياسي افراد، تا آن حد که عقايد قبلي خود را رها کرده و طرفدار عقايد اعمال شده» شوند مورد استفاده قرار گرفته است. هر دو هدف، در واقع تلاشي است براي تاثير گذاري بر فرد، تا آنکه او چيزهايي را که واقعيت مي دانسته، دروغ و پوچ بپندارد. براي دستيابي به اين اهداف، تکنيکها و روشهاي مشابهي وجود دارد و وقدرتها از نظر تاکيدي که بر هر يک از اهداف فوق دارند با هم متفاوتند. قدرتهاي اروپايي و امريکايي بيشتر بر بعد «اعترافي» تاکيد دارند اما جريانهاي چپ، بويژه در برخورد با افکار عمومي خود، بيشتر بر «همسان سازي» ايدئولوژي تاکيد مي نمايند. بهرحال درهر دو مدل، پيگيري بعد فرعي، وسيله اي براي دستيابي به بعد اصلي است. بر اين اساس غربيها از آموزشهاي مارکسيستي بمنظور تسريع در کسب اعتراف استفاده مي کنند و مارکسيستها از اعتراف، بعنوان وسيله هايي براي تسهيل تغيير عقيده ي ايدئولوژيک بهره جسته اند.
در بررسي سير تقابل قدرتها با انديشه و افکار جوامع، واژه هايي نظير «کنترل انديشه»، «اصلاح انديشه» و يا «اصلاح ايدئولوژيک» مورد استفاده قرار مي گيرد، نظر شما در اين مورد چيست؟
* در حال حاضر اصطلاح «شستشوي مغزي» در اين حوزه عموميت بيشتري يافته است. در يک نگاه کلي، شستشوي مغزي، با تبليغات، جامعه پذير کردن يا آموزش سياسي ارتباط دارد. هر سه اينها، بدنبال قالب بندي نگرشها، تلقين بعضي عقايد، تضعيف يا زايل کردن عقايد، وترکيبهاي مختلفي از خرد و هيجان، منطق و اعتقاد، و ترغيب و اجبار بکار گيري مي شود. سير تحول شستشوي مغزي در دو محور قابل پيگيري است، چيني ها اشکال ابتدايي شستشوي مغزي را عليه اسراء و به ميزان کمتري عليه شهروندان خود در دهه 1920 بکار گرفتند و در سالهاي 1945-1935 به منظور تضمين وفاداري روشنفکراني که به طور روز افزون وارد مناطق تحت کنترل کمونيستها مي شدند، شيوه هاي مورد استفاده خود را بهبود بخشيدند و در اوايل دهه چهل، حزب کمونيست چين با دو وظيفه روبرو شد، ايجاد تضعيف در ميان اعضاء و بومي کردن ايدئولوژي، که اساساً‌ خارجي بود. از آن به بعد، تکنيکهاي نفوذ در انديشه، پيچيدگي هاي فعلي را يافت و به ابزار سازماني پا بر جايي تبديل شد. سابقه اين پديده در شوروي سابق به جنگ هاي داخلي آن کشور بر مي گردد. در اين جنگها، انواع ابتدايي نفوذ در انديشه و روان که ميراث به جا مانده از رژيم تزاري بود، به کار گرفته شد. سرويسهاي اطلاعاتي  کشورهاي غربي نيز از بعد جنگ جهاني دوم بطور گسترده سلاح نفوذ در انديشه و روان را به زراد خانه سلاحهاي سياسي خود اضافه نمودند و با توجه به نمودهاي رفتاري و رواني دنياي غرب با اين پديده آشنا، و فرآيند اين پروژه را از تکنيکهاي شستشوي مغزي استاندارد شده بر روي فرد و شخص سوژه، به گروه هاي کوچک انساني نخبگان و سپس به صورت انبود آحاد مردم و جوامع و کشورها توسعه دادند. لذا فعاليت پروژه خود را از روي يک فرد محدوده و يا گروه کوچک، به سطوح همگاني تعميم دادند. يعني اين که در گذشته با زنداني کردن يک فرد و يا يک گروه کوچک، با ميزان و ماهيت استاندارد فشاري که بر روي فرد و گروه اعمال مي نمودند، او را معترف به جرائمي مي کردند، اما امروزه با عنوان جريان آزاد اطلاعات، آحاد گروههاي انساني را معتقد به انتقاد و تجديد نظر در عقايد ملي خود مي نمايد.
بطور کلي کنترل رواني و دست کاري در انديشه و باورها با چه نوع اقداماتي انجام مي پذيرد که فرد يا گروه و يا انبوه افکار عمومي يک کشور و جامعه بر خلاف عقايد و مصالح خود، و يا در تنازع با خواسته ها و باورهايشان قرار مي گيرند؟
* در سابق و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي اين اقدام توسط ساواک که جريان بومي اطلاعاتي موساد و...در ايران بود، انجام مي پذيرفت و بعلت در دسترس بودن سوژه ها، اين اقدامات با ايجاد سازمانها و گروه هاي موازي با پسوند اسلامي، مذهبي و ملي در بطن نهضت اسلامي ملت ايران، بعنوان نشانگاه براي جذب نيروهاي نخبه و مبارز در عمق جامعه تعبيه و سازماندهي گرديده بود. رهبران عملياتي ساواک که عمدتاً جزو مامورين رسمي موساد محسوب مي شدند، مکانيزم و ساختاري را سازمان داده بودند که کليه نيروهاي در بطن جامعه براي مبارزه مي بايست مخالفت خود را با رژيم از اين مجاري ابراز نمايند. و آنان با کنترل فراگير مجاري و کانالها در يک سيکل و مدار طراحي شده، اين عناصر و عوامل را تحت نفوذ روحي، رواني و فکري و يا به زعم آنان اصلاح انديشه وادار مي نمودند و آنان خواسته يا عمدتاً‌ ناخواسته در استخدام و کنترل عملياتي ساواک قرار مي گرفتند و هرگاه که اين جريان اطلاعاتي سيگنالهايي توسط مجاري خود در فضاي آنان پراکنده مي نمود، اين عناصر بصورت ناخواسته و خارج از اراده به سيگنالهاي منتشره ي آن جريان، پاسخ مثبت و خواسته هاي آنان را اجابت مي نمودند. الان هم اگر مقداري دقت شود، مي بينيم که بيشتر سيگنالهايي که توسط جريان سازي هاي مخرب از سوي دشمن در فضاي سياسي کشور ايجاد مي شود، بطور ناخواسته توسط عوامل متعلق به اين نسل پاسخ داده مي شود و ناخواسته منويات دشمن را در عرصه سياسي و عمومي کشور عملياتي مي نمايند. لذا اين واکنش ها مرتبط با آن پيشداشته موجود در قبل از انقلاب است که اينگونه بروز و ظهور مي نمايد.
اين کنترلهاي همه جانبه واجراي عمليات نفوذ در انديشه و روان چگونه توسط ساواک وموساد يا ...بر روي مبارزين اعمال مي شد؟
* ساواک از دو طريق به اجراي اين عمليات مبادرت مي نمود؛ يکي از طريق منابع خود در همان سازمانها و گروه هاي مبارز، و ديگر از طريق دستگيري وزنداني کردن مبارزين؛ ساواک از طريق فشار و تحت کنترل قرار دادن رهبران سازمانها و گروه هاي مبارز زمينه و ديسيپلين ويژه و نظم آهنين در درون گروه خود مي شوند و زماني که اين بافت در فضاي عوامل خود، نيروهاي بدنه و کادر آن سازمانها را با مديريت مهندسي رواني، نيروي انساني موجود را به اين باور مي رسانند که آنها تنها ملجاء و پناهگاه در مقابل رژيم محسوب مي شوند و آن گروه تنها قادر مطلق در زندگي آنهاست.
در زندان اين عمليات چگونه انجام مي گرفته است؟
* در زندان اين عمليات با روشهاي زير انجام مي پذيرفته است:
1- کنترل و اعمال نظم فراگير: يعني سراسر وجود زنداني، حتي فوري ترين نيازهاي او را تحت کنترل قواعد سختي قرار مي دادند که حتي خواب و بيداري فرد را در بر مي گرفته است. هدف از اين اقدام آن بوده که سوژه در معرض آزار رواني قرار گيرد و اين باور در او بوجود آيد که بازجويان و زندانبانان او قادر مطلق هستند و او در برابر آنان ناتوان است.
2- منفعل کردن: در چند هفته اول دستگيري به متهم چيزي در مورد اتهامات وارده بر او گفته نمي شده است و در مقابل سوالات او نيز با خشونت پاسخ مي دادند، به سوژه تحت بازداشت گفته مي شد که خود به ماهيت جرائمي که مرتکب شده آگاهي دارد و بايد هر چه سريعتر اعتراف کند و سوژه وقتي خود را با چنين شرايطي روبرو مي ديده و با توجه به آنکه در مورد اتهامات وارده بر خود چيزي نمي دانسته، به سختي قادر به تدبيري براي دفاع از خود مي گرديده است، و به دليل اينکه نمي دانسته که به ارتکاب چه عملي متهم شده، نمي توانسته اعتراض خود را بازگو نمايد و در موضع انفعال کامل قرار مي گرفته است.
3- انزواي سوژه: به محض بازداشت شدن فرد، ارتباط سوژه با دنياي خارج به طور کامل قطع مي گرديده و فقط اطلاعاتي را که بازجويان و زندانبانان مناسب تشخيص مي داده اند، به او انتقال داده مي شد، وقتي فرد کاملاً‌ منزوي مي گرديد، برنامه «شستشوي مغزي» بر روي او اعمال مي گرديد، زيرا امکان روابط بيروني، به حداقل کاهش پيدا مي نموده است.
4- به ستوه آوردن: سوژه در معرض انواع فشارهاي جسمي وروحي قرار مي گرفته و با ترفنده هاي خاص به او گفته مي شد که همسرش از او درخواست طلاق نموده يا نزديکترين دوستانش عليه او موضع گرفته اند و يا اينکه گروه همراهش اقدامات او را محکوم کرده اند و ... بازجويان مختلف او را به مدت يازده يا پانزده ساعت مداوم مورد بازجويي قرار مي دادند ودر اين مدت سوژه مورد آزار واذيت شديد و طولاني قرار مي گرفت، سپس او را به سلول بر مي گرداندند و به او اجازه مي دادند که بخوابد، پس از آنکه سوژه به خواب مي رفت او را به طور ناگهاني براي حضور در يک بازجويي ديگر از خواب بيدار مي کردند، اين فرآيند آنقدر ادامه مي يافت تا سرانجام زنداني آمادگي مطلوب را جهت تاثير پذيري رواني پيدا نمايد.
5- شکستن توانائيها: براي سوژه در زندان، رژيم غذايي خاصي اعمال مي کردند تا وزن، توانايي و طاقت او به سرعت کاهش يابد. در نتيجه، سوژه آنقدر ضعيف مي گرديد که ديگر قادر به انجام فعاليت هاي ذهني طولاني نبود و يا انجام اين کار براي او دشوار مي شد. مختل کردن خواب سوژه، بخصوص آنگاه که همراه با وحشت، تنش و بازجويي مداوم صورت مي گرفت، فرايند فرسودگي و ناتواني را در او تسريع مي نمود.
6- تحقير شخصيت: سوژه زنداني از لحظه اي که بازداشت مي شد، درمي يافت که جرم او، وي را از همه ي منزلت و احترامي که داشته محروم کرده است. ميزان تحقيري که به او وارد مي گرديد. تقريباً متناسب با جايگاه و اهميت پيشين او بوده و هر چه سوژه مهمتر و داراي وزن و شأن بيشتري مي بود، تحقير اعمال شده ي بيشتري بر او بار مي گرديده است.
7- القاء کردن جرم بر سوژه: يکي از روشها و تدابير ويژه اي که بکار گرفته مي شد، القاء اين بود که سوژه فرض ارتکاب جرم را از جهت رواني بپذيرد. بازجوها سعي مي نمودند که با طرح اين فرض، به زنداني ثابت کنند که به طور قطع و يقين مرتکب جرم شده است. اين اطمينان تا حدودي توجيه کننده ي اقدامات سختگيرانه اي بوده که براي اعتراف گرفتن درباره سوژه اعمال مي شده است.
آنچه گفته شد، شرايط انجام عمليات نفوذ در انديشه و روان در زندانهاي رژيم پهلوي در پيش از انقلاب اسلامي بوده است. که عمال ساواک پس از يک دوره ابتدايي شوک و سردرگمي، زنداني و سوژه را به فضايي رهنمون مي گرديدند که در رفتار گذشته خود تجديد نظر کند. در اين فرآيند، سوژه به مرور زمان توانايي مقابله فکريش را با استدلالهاي بازجويان و زندانيان و منابع داخل زندان از دست مي داد. لذا در نهايت متقاعد مي گرديد که هر گونه عمل گذشته او ولو به طور غير مستقيم، تبعات مخرب عيني داشته و به طور منطقي از سوي حاکمين، جرم محسوب شده است. بنابراين، يکي از اهداف پروژه اصلاح انديشه درساواک از ميان برداشتن تفاوت ميان گناهکاري و بي گناهي، و هدف ديگر، محو مرزبين واقعيت و اوهام در ذهن سوژه بوده است. اين تخريب فکري چه در بعد ايدئولوژيک و چه در بعد اعترافي آن، به سادگي و بسرعت براي سوژه حاصل نمي گرديده است، لذا مأيوسانه براي حفظ اعتقادي که نسبت به بي گناهي و ارزشهاي قبلي خود داشته مي ستيزد، اما ناتواني جسمي، خستگي، درد، محروميت، تنهايي و تحقير، مقاومت او را در هم مي شکسته و او را تسليم مي نموده است. حال وقتي سوژه از نظر پذيرش احتمال گناهکار بودن خود، پيشرفتي حاصل مي کرد، و يا هنگامي که نسبت به پذيرش عقيده جديد، تمايل بيشتري از خود نشان مي داد. بتدريج ولو به طور نيمه هوشيار، احساس مي کرد که زندگي در اين دوره قابل تحمل تر شده است. شرايط زندگي بهبود يافته و دردهاي جسمي کاهش پيدا کرده است، حتي بازجويان نيز دوستانه تر برخورد مي نمايند و برعکس، هر زمان که سوژه در سرعت پذيرش خواسته هاي اعمال شده با مقاومت و انگيزه برخورد مي نمود، وضعيت غيرقابل تحمل شده ي قبلي بر سوژه اعاده مي گرديده است. در هر صورت، پذيرش مفهوم عيني پشيماني توسط سوژه براي مجريان پروژه تجديد نظر طلبي، نشان دهنده ي مرحله اي از تغيير عقيده توسط سوژه بوده است که راه بازگشتي براي سوژه ها باقي نمي گذاشته. در نتيجه، در يک مدار زنجيره اي بازجويي ها، و تبديل آنها به اعتراف، براي درست جلوه دادن پشيماني و اعتراف، سوژه ها را وادار به متهم يا محکوم کردن انديشه قبلي خود و همراهان و ياران گذشته خود مي نمودند، در چنين شرايطي، سوژه ها به همان اندازه که مورد پشيماني قرار مي گرفته اند و سر در گم مي گرديدند، در مورد بي گناهي ديگران نيز همين احساس در وجودشان بوجود مي آمده است.
اکنون اين تئوري که شستشوي مغزي، بطور سيستماتيک توسط شبکه هاي اطلاعاتي عليه کشورهاي هدف، بويژه عليه انقلاب اسلامي در سطح بين المللي اعمال مي گردد و با روشهاي قبلي که در پيش از انقلاب اسلامي عمل مي شده را چگونه بررسي مي کنيد؟
* تشديد جريانسازيهاي اطلاعاتي و رواني بعد از انقلاب، و اعمال روش مند و آکادميک اين پروژه، نشان دهنده ي طرح بازسازي شده و زنده بودن سلول اطلاعاتي اين جريان از پيش از انقلاب است و موفقيت پژوهشهاي علوم اجتماعي و تئوريزه کردن تکنيکهاي تجربي، به توسعه و گستردگي اين پروژه منجر گرديده است. از بعد از انقلاب اسلامي سلول اطلاعاتي موساد در ايران با مشکلات روز افزوني مواجه شد و عليرغم حضورش از طريق گروه هاي موازي و شخصيتهاي بدلي داراي سابقه در قبل از انقلاب، گستره ي فعاليت آنان بشدت محدود گرديد. منابع اطلاعاتي سرويس ها يکي پس از ديگري در سير شتابزده انقلاب مجبور به معرفي چهره حقيقي خود به افکار عمومي گرديدند و قابليت هايشان را درعرصه تاثيرگذاري و جريان سازي از دست دادند و مجبور به ترک صحنه و محيط عملياتي شدند. سازمان سيا نيز با ريزش شديد منابع خود مواجه شد و از سويي مراکز نشان خود را نيز که احزاب و گروه ها براي جذب و استخدام منابع و عوامل جديد بشمار مي رفتند را از دست دادند. لذا سرويس هاي موصوف شبکه اطلاعاتي خود را در کشور از سال 1979 بکلي با تهديد و تلاشي روبرو ديد ند. بهمين منظور از سال 1980 با اتخاذ در روشهاي نوين و در عين حال قابل وصول به منابع و عوامل دردسترس، در روشهاي سنتي بازنگري نمود. چرا که در روشهاي سنتي، ايجاد ارتباطات ويژه و پنهاني يکي از آسيب پذيريهاي منابع و عوامل سرويسهاي حريف بشمار مي رفت و همين موضوع بعنوان سرنخ کشف و شناسايي اغلب شبکه هاي داراي فعاليت پنهاني واقدامات گروهکهاي غيرقانوني و مخرب محسوب مي شد و اين جريانات را آسيب پذير مي نمود. بنابراين، هرگاه فرايند توليد اطلاعات در يک جريان پنهاني نتواند نظام ارتباطي و سلولهاي زنجيره اي آن شبکه را تغذيه کند آن جريان پنهاني دچار ناتواني خواهد شد و حاصل فعاليت و اقدامات نيز پيش نياز اساسي تصميم گيري و هدايت را فراهم نخواهد کرد. لذا ارتباطات پنهاني در پروژه ارتباطات دور برد و بر مدار «جريان آزاد اطلاعات» بازسازي و عملياتي گرديد.
نظر جنابعالي آن است که «جريان آزاد اطلاعات» ادامه همان پروژه «نفوذ وکنترل انديشه» است؟
* روند جريان سازيها، نشان دهنده توسعه و پيروي مداوم و آگاهانه از همان مکانيزم هاي رواني خاصي است که در پروژه اخير بازسازي و بکارگيري شده است و امروزه توليدات آن با تکنولوژي اطلاعاتي مدرن انبوه سازي و گسترش يافته است.

&lt;P&gt;پنج شنبه04 شهر&#1740;ور 1389/ 19:28ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>پنج شنبه 04 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5835</link>
		<description> پنج شنبه 04 شهریور 1389 
&lt;P&gt;چهارشنبه03 شهر&#1740;ور 1389/ 18:58ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>ولادت دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت مبارک باد</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5830</link>
		<description> در نیمه ماه رمضان سوم هجری، اولین فرزند علی علیه zwnj;السلام و فاطمه سلام الله علیها به دنیا آمد. پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند تا اینکه جبرئیل ،امین وحی، فرود آمد و گفت:  laquo; خدایت سلام می zwnj;رساند و می zwnj;گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده! raquo;. رسول خدا فرمود:  laquo; زبان من عربی است و شبّر، عبری است. raquo; 
جبرئیل گفت:  laquo; شبّر در زبان عرب به معنای laquo;حسن raquo; است raquo;. به این ترتیب، کودک، حسن نام گرفت. تنها کنیه zwnj;ی آن حضرت  laquo; ابو محمد raquo; و مشهورترین القابش laquo; سیّد raquo; و  laquo;سبط raquo; و  laquo;تقی raquo; است. 

نقش خاتم و انگشتر امام حسن را  laquo; العزه لله raquo; گفته rlm;اند؛ روز هفتم پس از ولادت، رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم مستحبات ولادت را در مورد حسن به جا آوردند و حسن را به laquo; ((ام فضل (لبابه)|ام الفضل)) raquo; ،همسر عمویشان، سپردند تا او را از شیری که به خاطر زایمان فرزندش، قثم، در پستان داشت، شیر دهد. بعدها نیز رسول خدا برای امام حسن، ادعیه zwnj;ی عافیت و حرزهای مخصوص چشم zwnj;زخم را خواندند. 

امام حسن علیه السلام با مادر خود، فاطمه zwnj;ی اطهر، رابطه rlm;ای عمیق و متعالی داشت. فاطمه گاه با فرزندش بازی zwnj;های کودکانه می zwnj;کرد و گاه با ملاطفت مادرانه او را به عبادات مستحب تشویق می zwnj;نمود. حسن نیز گزارش سخنان رسول خدا را پیش از هر کس، از مسجد به مادر می zwnj;رساند و گاه در عبادت مادر دقت می zwnj;کرد و از آن درس zwnj;ها می zwnj;گرفت. 

این ارتباط صمیمی در اواخر عمر مادر اوج گرفت؛ تا آنجا که این دو به همراه هم و با تن و قلبی آزرده به زیارت قبر رسول الله و بقیع می zwnj;رفتند و شگفت آن که این رابطه پس از ارتحال مادر نیز باقی ماند؛ به طوری که فاطمه پس از وفات دست zwnj;های مجروح خویش را از کفن بیرون آورد و حسنش را در آغوش کشید. امام حسن نیز سال zwnj;ها بعد در حضور دشمنانی همانند معاویه و مغیره بن شعبه مصیبت مضروب شدن مادر را یادآور شد. 

امام حسن از آغاز بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام تا لحظه شهادت آن حضرت در مقام قوی rlm;ترین بازوی آن حضرت عمل کرد. در جریان بیعت، حضوری جدی داشت؛ در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان حاضر بود. پیش از جنگ جمل هم به همراه عمّار یاسر و قیس بن سعد به کوفه رفت و با سرکوب zwnj;کردن فتنه zwnj;ی ابو موسی اشعری ، مردم را به جنگ با مردم بصره فرا خواند. گهگاه به جای پدر نماز جمعه بر پا داشت. در شب ضربت خوردن پدر قصد داشت همراهی zwnj;اش کند که با منع پدر، منصرف شد. پس از ضربت zwnj;خوردن پدر نیز تمام تلاش خود را برای بهبود و استراحت آن حضرت به کار بست و در پایان به وصایای او گوش سپرد. 

حضرت علی علیه السلام قبل از شهادت، امام حسن را وصی خود تعیین کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز قبل از آن به دو گونه این وصایت را اعلام کرده بودند؛ یکی به صورت تصریح به امامت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پس از پدرشان، و دوم تصریح به امامت اوصیاء دوازده zwnj;گانه zwnj;ی خود، با ذکر اسامی آنها. 

دوران کوتاه چند ماهه خلافت ظاهری امام حسن علیه السلام، پر ماجرا سپری شد. بلافاصله پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، امام حسن به مسجد آمد و در سخنانی شیوا تلویحاً مردم را به بیعت با خویش فراخواندند. 

پس از سخنرانی و با تبلیغ نافذابن عباس مردم کوفه با آن حضرتبیعت کردند. امام نیز بیعتشان را براین اساس که از او پیروی کنند و با هر کس جنگید، بجنگند و با هر کس صلح کرد، صلح کنند، پذیرفت؛ و سپس به تحکیم پایه zwnj;های حکومت خویش پرداخت، ابن ملجم ،قاتل پدر، را قصاص کرد و اکثر فرمانداران مناطق را که به دست پدرش نصب شده بودند، تثبیت نمود و برخی را تغییر داد. 

آن حضرت سپس به معاویه نامه zwnj;ی تندی نوشت و او را تهدید به جنگ نمود. نامه zwnj; zwnj; zwnj;نگاری میان حضرت و معاویه ادامه یافت تا اینکه معاویه لشکری عظیم به سوی عراق گسیل داشت و حضرت نیز درصدد تهیه لشکری برای مقابله با او برآمد. 

مهمترین حادثه در زندگی امام حسن علیه zwnj;السلام جریان صلح معاویه با آن حضرت است. تحلیل این حادثه ضروری به نظر می رسد زیرا خود امام صلحش را حجتی بر آیندگان می zwnj;داند؛ یعنی بر اساس عملکرد حضرت، وظیفه انسان نیز در شرایط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است. 

بررسی مقدمات و شرایط و عللی که صلح را ایجاب کرد و دقت در کیفیت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافی نتایج شیرین صلح برای جناح حق و ضربه zwnj;های سهمگین آن بر جناح باطل به zwnj;خوبی روشن می zwnj;کند که صلح آن حضرت در حقیقت انقلاب سبزی بود که زمینه انقلاب سرخ حسینی را فراهم ساخت و این نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم zwnj;ستیزانه، پایه zwnj;ریز انقلاب علمی امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در عصر طلایی خلأ انتقال قدرت از بنی zwnj;امیه به بنی zwnj;عباس گشت و به این ترتیب، اسلام ناب محمدی که در تشیع جلوه zwnj;گر بود، نهال خود را آبیاری نمود و به درخت تنومندی تبدیل کرد. 

تمامی تلاش امام حسن پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیروهای کیفی و خالص ، بازسازی نیروهای خسته و وازده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت. 

عملکرد دشمن zwnj;شکن حضرت پس از صلح چنان قدرتمند بود که معاویه را به فکر شهادت آن حضرت انداخت. 

تلاش موفق امام حسن برای به zwnj;کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری نماید تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه zwnj;ی عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند. 
حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز 28 ماه صفر سال 50 هجری به لقاء الله شتافت. 

برادرش امام حسین علیه السلام، جنازه zwnj;ی او را پس از تغسیل و نماز برای دفن به سوی مسجد و روضه پیامبر برد ولی سرانجام بر اثر ممانعت بنی zwnj;امیه در بقیع به خاک سپرد. 
آفتاب
&lt;P&gt;سه شنبه02 شهر&#1740;ور 1389/ 18:21ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>چهارشنبه 03 شهریور 1389</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5828</link>
		<description> چهارشنبه 03 شهریور 1389
&lt;P&gt;سه شنبه02 شهر&#1740;ور 1389/ 16:6ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>سه شنبه 02 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5820</link>
		<description> سه شنبه 02 شهریور 1389 
&lt;P&gt;دوشنبه01 شهر&#1740;ور 1389/ 20:14ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>میدان انقلاب یا بيت العدل حي&#1601;اي اسرائیل؟ </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5816</link>
		<description> هم می گویید این یهودی تباران بیکارند؟ باز هم توهم است؟ نه جانم، این یک حرکت سمبلیک است، می zwnj;خواهند بگویند انقلاب تمام شد و در دورا ن احمدی نژاد ستاره داوود سمبل قدرت و حاکمیت قوم یهود بجای نماد انقلاب در میدان انقلاب نشست، بعد برای احمدی نژاد حرف در می آورند که فامیلی خود را عوض کرده است، یا می گویند: معاون اول سابقش هم نام و نام خانوادگی خود را از quot; هارون قیافه داودی quot; به  quot; پرویز داودی quot; عوض کرده است، مگر چه اشکالی دارد؟  می خواستم عکس و گزارش خود را منتشر کنم، دیدم دوستان زحمت کشیده اند:
  میدان انقلاب در تسخیر صهیونیست ها یا غفلت مسئولان ؟!
آن روز هم مانند برخی روزها سوار بر اتوبوس (بی آر تی) مسیر میدان آزادی به سه راه تهرانپارس را می پیمودم  که درحساس ترین نقطه مسیر متوجه موضوع عجیبی شدم به گونه ای که تاکنون ذهن من را به خود مشغول کرده است. آخر این نقطه همیشه برایم خاطره انگیز و غرورآفرین و یادآور شکوه و عظمت این امت بوده  و شور و خروش و غرور و غیرت  این ملت در آن به تصویر کشیده شده  است، شاید حدس زده باشید که منظورم کجاست؟! 
بله، میدان انقلاب اسلامی تهران و مجسمه آن که در عین سادگی و بی ریایی در بر دارنده مفاهیم بلندی بود. 
این میدان فقط متعلق به تهرانی ها نیست و میدانیست متعلق به همه ایرانیان و تا به یاد داریم همیشه میعادگاه صحنه های باشکوه برای ملت بزرگ ما بوده است.
از روزی که ایجاد تغییرات در این میدان شروع شد با حساسیت ویژ ه ای موضوع را پیگیری میکردم زیرا با برداشته شدن مجسمه این میدان که اهمیت آن را شرح دادم نگران سرنوشت مبهم آن بودم.
اما  همیشه با خود میگفتم که با وجود اینهمه هنرمند متعهد و با ذوق انشاالله طرح و نقشه ای به مراتب بهتر و انقلابی تر در این میدان اجرا خواهد شد.

کار ساخت میدان از یک سازه منحنی وار شروع شد! که برخی نقل قولها مدعی هستند  این فرم نماد هنر ایرانیان است البته این موضوع نیازمند مراجعه به فرهنگ معماری ایرانی و بررسی فرمهای بکار رفته در آن است تا میزان قرابت آنها را با فرم سازه مذکور مشخص نماید.
به راستی اگر عزیزان متولی، اینقدر نگران فرمهای اصیل ایرانی هستند چرا در مورد فرم هرمی مثلثی جدید مجلس شورای اسلامی نگران نیستند و آیا میشود بفرمایند که این فرم در کجای فرهنگ معماری ما جا دارد؟!(فرمی که ما را به یاد هرمهای ماسونی می اندازد)
بگذریم اما اصل ماجرا از آنجایی آغاز شد که نماکاری و نازک کاری سازه مذکور آغاز گردید.زیرا مفاهیم و نماد های اصلی آرام آرام خود را از نقشه های روی کاغذ  به صحنه دیدگاه مردم و عرصه عمومی کشاندند؛ و من در کمال ناباوری شاهد خود نمایی ستاره شش پر اسراییل در پوشش سازه مذکور بودم.
که البته تصویر یک گل پنج پر در وسط آن دیده میشود.ستاره هایی که در کنار هم چیده شده اند و کل سطح سازه میدان را پوشش داده اند.

من از طرح گلها و میزان ارتباط آنها با نام میدان انقلاب اسلامی میگذرم و اینکه این گلها با وجود داشتن مفاهیم زیبا میزان قرابتشان با موضوع طرح به چه میزان است؟!
آنچه امروز در میدان انقلاب اسلامی به چشم می آید ستاره شش پری است که در قلب پرچم نحس رژیم غاصب اسراییل جای گرفته است و برای صهیونیست ها دارای مفاهیم ویژه ایست این موضوع برای بسیاری روشن است.

اما شاید به دلیل بی اطلاعی یا  بی توجهی هنرمند طرح  و مسؤلین مربوطه موضوع به این آشکاری مورد غفلت واقع شده و با کمال تاسف بعد از اجرایی شدن و صرف هزینه هایی از بیت المال مسلمین شاهد خودنمایی این نماد منحوس هستیم.
توجه شما را به بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری  در ارتباط با استفاده از نماد ها در هفدهمین اجلاس سراسرى نماز (۱۳۸۷/۰۸/۲۹ ) جلب میکنیم:
 quot;صهیونیستها هر نقطه rlm;ى دنیا که خواستند یک ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره rlm;ى داوود را سعى کردند یکجورى رویش تثبیت کنند. کار سیاسى rlm;شان اینجورى است. quot;
حال باید پرسید  آیا علایم و نمادهای رایج در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما جوابگوی نیاز طراح در بر آوردن خواسته های طراحی اش نبوده که او را بر آن داشته  از این نشانه استفاده کند!؟ ستاره هشت پرکه در اکثر بناهای فرهنگی و اصیل ایرانی بکار رفته ایرانی تر و اسلامی تر است یا ستاره شش پر؟

در آخر امیدواریم مسولیین فرهنگی ما هوشیارانه تر نسبت به اتفاقات فرهنگی جامعه برخورد کنند تا شاهد اینگونه بی دقتی ها - که امیدواریم سهوی باشد -  نباشیم و به گونه ای رفتار نکنیم که بعد از اینکه کار از کار گذشته در صدد جبران برآییم.
دکتر مهدي خزعلي
منبع : خبرگزاری ادیان نيوز

&lt;P&gt;دوشنبه01 شهر&#1740;ور 1389/ 19:28ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title> خطر منا&#1601;قين و سالوسان در ص&#1601; حزب اللهيان که مورد توجه قرار نگر&#1601;ت و وارونه نشان داده شد!!! </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5814</link>
		<description> متن کامل وصيتنامه شهيد لاجوردي بدين شرح است: 

بسم الله الرحمن الرحيم 
 quot;اشهدُ ان لا اله الا الله و اشهدُ انّ محمدً رسول الله و انّ علياً ولي الله وصي رسول الله و الائمة حادي عشر من بعد علي ٍ عليه السلام ائمة المسلمين  quot; 
بار الها ! با تمام وجود مي zwnj;گويم:  quot; کَم مِن ثناء ٍ جميل ٍ لَستُ اهلاً لَهُ نَشَرتَه  quot;. 

خداوندا ! عمري را - که بهترين نعمت بوده - از دست داده zwnj;ام، در حالي که مي توانست در راه تو و خدمت به انسانهاي مظلوم و مستضعف به کار گرفته شود؛ عمري که مي توانست تا حدودي در جهت از بين بردن ارزشهاي منفي و ايجاد و احياي ارزشهاي الهي - انساني مثمر ثمر افتد؛ عمري که مي توانست در راه تحقق هدفهاي مقدس اسلام و اعتلاي کلمة التوحيد و تکامل صاحبش سپري گردد؛ عمري که مي توانست از کمّيّتش بکاهد و بر کيفيّتش بيفزايد و همگام با شهداي خداجوي، جوياي راه وصول به تو باشد؛ عمري که با کمّيّت نسبتاً زياد، کوچکترين توشه اي بر نگرفته. لذا همين جاست که تمامي اميدش را و تمامي رجايش را، به عفو تو و به اغماض تو و بزرگواري تو و رحمت و فضل تو بسته است خدايا ! باز هم اميد و باز هم اميد به فضلت !  quot; اللّهم اغفر لي الذنوب التي تَهتِکُ العِصَم  quot;. 

خدايا ! خوب مي zwnj;داني آنچه را هم اکنون به قلم مي آورم مدتهاي مديدي است در درونم مي گذرد و بر سر چند راهه هاي حيرت ِ ندانم چيست ؟ چه بايد کرد؟ امور به کجا مي انجامد؟ چگونه است که با نام اسلام و در ذيّ اسلاميت شعارهاي مردم فريب ِ خالي محتوا ، رواج پيدا مي zwnj;کند و آنها که مسئوليت جلوگيري از انحراف افکار را دارند ساکت مي نشينند ! و سهل است، بعضا تاييد هم مي کنند و هزاران سؤال، که هر کدام راهي را ايجاب و خطّي را ترسيم مي کند، قرار گرفته zwnj;ام. اما خوشبختانه چون مقلد امام عزيز هستم، راه سعادت برايم روشن است و از خدا مي خواهم اگر عمري بود، توفيق عمل بدان را پيدا کنم. 

خدايا ! با تمام وجودم به اين انقلاب عشق مي ورزم و به همان مقدار که دوستدار انقلابيونم، نسبت به حاميان ضد انقلاب نفرت دارم و با همه اينها، اين مسئله را به lrm;خوبي دريافته zwnj;ام که هر کس به نفع دشمنان انقلاب و به خيال واهي و بي اساس، رضايت به اصطلاح مردم و به خيال خام و پوچ، پايگاه به اصطلاح ملّي پيدا کردن، موضعگيري کند، مصداق فرموده گرانقدر معصوم  quot;ع  quot; است که:  quot; مَن طَلَبَ رضي الناس بِسَخَطِ الله ، فَجَعَلُ الله حامده من الناس ذامّاً  quot;. 

خدايا ! تو شاهدي به همان اندازه - بلکه صد چندان - که به امام ِ قاطع و سازش ناپذيرم عشق مي ورزم، نسبت به سازشکاران و مدافعان عملي ضدانقلاب ( اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم. بيم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تکرار شود و يا ايران اسلامي به سرنوشت الجزاير دچار شود. خداوندا ! از تو مصرانه مي خواهم دست و قدم، زبان و قلم ِ همه کساني را که در جهت رهانيدن ضد انقلابيون و مرتدين و محاربين از چنگال عدالت، اعمال قدرت و نفوذ کرده zwnj;اند و همه کساني که پذيراي اين ننگ شده اند (تا چند روزي به کام ِ وهم و خيال رسند )، براي هميشه از سونوشت اين مردم شهيد پرور و شاهد قطع فرمايي. 

خدايا ! چون عاشق نظام بوده zwnj;ام، از آن ترس داشتم که افشاي چهره سازشکاران، لطمه اي ناچيز به نظام وارد آرد، به آنها توصيه مي کنم که جداي از لفّاظي و بازارگرمي هاي صنفي، به قيامت و حسابرسي هاي دقيق آن روز باور پيدا کنند و مواظب باشند که از آن دسته zwnj;اي نباشند که قرآن درباره شان فرموده:  quot; لِمَ تقولونَ ما لاتفعلون . کَبُرَ مَقْتاً عند الله انْ تقولوا ما لاتفعلون  quot;. 

وصيّتم به صاحبان قدرت و نفوذ اين است که اگر حرکتشان را دوست مي دارند، به جاي شعارهاي مردم فريب و سياستمدارانه، توصيه zwnj;هايي را که تلفني و شفاهي در جهت استخلاص ضدانقلاب و مَلَأ و مترفين و حرامخواران و حرام اندوزان اعمال مي دارند، با شهامت و رشادت، براي مردم بازگو کنند و از هر نوع توجيه و ماستمالي کردن zwnj;هاي حفظ سمت و استمرار موقعيت صدارت ! بپرهيزند که خودفريبي و مردم فريبي بالاخره به پايان رسد و سر و کار با خيرالماکرين افتد و باز توصيه zwnj;ام به سردمداران اين است که به خدا توکل کنند و قاطعيت و سازش ناپذيري را از امام ِ مردم بياموزند و شعار نه شرقي و نه غربي را که خواست و حق مردم است و علت موجده اين انقلاب بوده فراموش نکنند و مبادا که گذشت روزها و فرو افتادن، طبيعي شود و انقلاب و مهمتر از همه سختي zwnj;هاي حرکت و فشارهاي بين المللي موجب شود تعادلي را که شعار فوق ايجاب مي کرده و بحمد الله تا حدودي ايجاد گرديده، به هم زنند و بدانند که قدرت مطلق از آن خداست و صرفاً تکيه بر اوست که از هر قدرتي، انسان را و جامعه را بي نياز مي کند و باز اين که بدانند که اگر دچار حسابگري zwnj;هاي سياسي جداي از توکل شوند و بر ذهنيت zwnj;هاي شکل گرفته، رضايت خدا و مردم مسلمان را ملاک قرار ندهند، گور خود و انقلاب را کنده و براي مردم، گورستاني بي نام و نشان در پهنه تاريخ ايجاد کرده zwnj;اند و يادشان باشد که علت موجده ، علت مُبْقيه نيز هست و فراموش نکنند که سيادت و موقعيت zwnj;هاي اجتماعي آنان، اهدايي انقلاب اسلامي است و جداي از انقلاب، فردي از چهل ميليون افراد ديگر قبل از انقلاب خواهند بود. 

خدايا ! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف، خطر منافقين انقلاب را ( همانان که التقاط ، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که رياکارانه براي رسيدن به مقصودشان، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ به بزرگي مجمع الاضداد، به دست گرفته zwnj;اند، هم رجايي و باهنر را مي کُشند و هم به سوگشان مي نشينند، هم با منافقين خلق، پيوند تشکيلاتي و سپس ... ! برقرار مي کنند، هم آنان را دستگير مي کنند و هم براي آزاديشان و اعطاي مقام و مسئوليت بدانان تلاش مي کنند و از افشاي ماهيت کثيف آنان سخت بيمناک مي شوند، هم در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق کُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض کنند) ، به مسئولين گوشزد کرده zwnj;ام ولي نمي zwnj;دانم چرا ؟ ( گرچه نسبت به بعضي، تا اندازه اي مي دانم چرا !) ترتيب اثر نداده zwnj;اند. 

به مسئولين بارها گفته zwnj;ام که خطر اينان به rlm;مراتب زيادتر از خطر منافقين خلق است، چرا که علاوه بر همه شيوه هاي منافقانه zwnj;ي منافقين، سالوسانه در صف حزب اللهيان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرين و سپس به صف قاعدين و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده rlm;اند، به گونه zwnj;اي که عملاً عقل و اراده منفصل برخي تصميم گيرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب zwnj;ها و حفظ و ابقاها دست به تخريب مي زنند و اعمال قدرت مي کنند. 

اينها همه پوچ است و بي اهميت ! مهم و بسيار مهم اين است که هدف غايي از همه اين تلاشها، گسترش فکر التقاطي و انحرافي سازمان ضد خداييشان است که جز انديشه هاي ماديگرايانه و ماترياليستي، چيز ديگري نيست و با بهره گيري از تجربيات مثبت و منفي همپالگي zwnj;هاي چپ و منافقشان توانسته zwnj;اند متاسفانه به نسبت بسيار زيادي ( زيادتر از توفيق منافقان خلق در سالهاي 51 تا 54 ، تعداد کثيري از روحانيون را تحت تاثير قرار دهند و با لطايف الحِيَل، بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنايتکارانه آنان با ديده اغماض بنگرند و حتي در مواردي نظير به شهادت رساندن باهنر و رجايي به دست روي دست ماليدن zwnj;هاي مسامحه کارانه و مصلحت انديشي zwnj;هاي پشيماني آورنده متوسل شوند. باز مهمتر از همه اينکه با کمال تاسف، توانسته اند تعداد فراواني از جوانان مسلمان را جذب کرده منحرف نمايند. 

هان zwnj;اي خانواده عزيزم ! به zwnj;هوش باشيد مبادا که فريب تاييد و تکريم zwnj;هاي رياکارانه اين منافقان جدا از دين را بخوريد. چه بسا با ظاهري چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بيايند و خود را چنان حزب اللهي جا بزنند که مسلمان zwnj;ها و ابوذرها را جرئت لحظه اي هم لباسي و همشکلي با آنان نباشد ! 
فرزندانم ! اگر گاهي بر شما سخت مي گرفته zwnj;ام و اين در حالي بوده که برايم امکان فراهم آوردن رفاه بيشتر بوده، از آن جهت بوده است که اعتقادي استوار به کريمه  quot; انّ مع العُسر يُسراً  quot; داشته zwnj;ام و اگر مي توانستم شما را و خانواده را بيشتر از آنچه تحمل کرديد قانع کنم به طور قطع چنان مي کردم و يقين داشتم که در تکوين شخصيت سالم و رشديابنده شما مؤثرتر و کارسازتر بود. 

به هر صورت، پدرتان که از همه چيز جز انقلاب و اسلام بيشتر دوستتان مي دارد، خير و صلاح شما را در رفاه نمي دانسته و نمي zwnj;داند و اميد دارد در زندگي، رفاه جويي و عافيت طلبي را آگاهانه به دور اندازيد و با عزمي آهنين در کام مشکلات رويد و توقع نداشته باشيد ديگران براي حل مشکلاتتان اقدامي ولو ناچيز کنند. به جاي چنين انتظاري در حل مشکلات مردم کوشا باشيد و از سختي zwnj;ها نهراسيد و به گونه اي عمل کنيد که هر مصيبتي و هر مشکلي هر قدر عظيم ، در پيش اراده و عزم شما سر تسليم فرود آورد و به جاي اينکه بر شما چيره شود و شما را دست و پا بسته بر زمين افکند ، بر امواج به rlm;ظاهر سهمگينش سوار شويد و مهارش را به دست گيريد و بدان rlm;سو هدايتش کنيد که مي خواهيد و اجازه ندهيد که بر شما مسلط شود و تعادل شما را بربايد. 

خانواده عزيز و مهربانم! درست است آن rlm;گونه که شايسته مقام والاي انساني شما بود، به خدمتتان کمر نبستم و در اين راه، تقصيرها و قصورهاي فراوان داشتم، اما درست rlm;تر آن است که بر من ببخشاييد و اجازه ندهيد که در پيشگاه خداوند در روز تُبْلَي السّرائر و در انظار خلايق، شرمنده و سرافکنده پيش رويتان قرار گيرم. 
والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته 
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه31 مرداد 1389/ 19:42ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>انجمن حجتيه در تصر&#1601; و تحت اداره ي بهاييت پنهان است!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5813</link>
		<description> به گزارش خبرآنلاین حجت zwnj;الاسلام zwnj; محسن دعاگو، نماینده ولی فقیه در گفت lrm;وگویی درباره مهدویت و انجمن انحرافی حجتیه با همشهری ماه، حمله به بیوت علما در قم و تهران و برگزاری برخی راهپیمایی rlm;ها پس از نماز جمعه و سردادن شعارهای تند در آن را به انجمن حجتیه منصوب کرد.

گزیده lrm;ای از این مصاحبه را در ادامه می lrm;خوانید:

    * دو تشکیلات را به طور غیرمستقیم آمریکایی zwnj;ها و بیشتر انگلیسی zwnj;ها در ایران طراحی کردند. یکی انجمن بهاییت و دیگری انجمن حجتیه برای مبارزه با بهاییت. معتقدم که هر دوی این تشکیلات را انگلیس طراحی و نظام شاهنشاهی هم هردو جریان را حمایت می zwnj;کرد. عده زیادی از مردم ایران مذهبی بودند لذا برای اینکه مردم را به لحاظ مذهبی تخلیه کنند، می zwnj;بردند به انجمن حجتیه. انجمن حجتیه در دوران قبل انقلاب هرگز با حکومت شاه مبارزه نکرد. هرگز با ستم و استعمار مبارزه نکرد. چون معتقد بودند فساد و گناه باید در جامعه زیاد شود و حکومت شاه را به عنوان ابزار افزایش فساد قبول داشتند.

    * انجمن حجتیه درست شد برای انحراف ایجاد کردن در ذهن جوانان مذهبی. انجمن بهاییت را هم درست کرده بودند برای افرادی که گرایش دینی ندارد. از طرف دیگر این دو را هم در مقابل هم قرار دادند و همزمان نیزاز هر دو حمایت می zwnj;کردند. هدف از تاسیس انجمن حجتیه هم این بود که جوان zwnj;های ایرانی به جای مبارزه با ظلم و ستم شاهنشاهی، مبارزه با غارتگری و فسادگستری، یک نفر را پیدا کنند که بهایی باشد و او را ارشاد کنند تا دوباره مسلمان شود. انجمن بهاییت نیز فعالیت می zwnj;کرد تا جوانان را از مذهب تشیع جدا کند. بنابراین کار طرفداران این دو انجمن چیزی جز این نبود. به عبارتی انجمن حجتیه و بهاییت به خاطر تخلیه انرژی مذهبی جوانان طراحی شد.

    * معتقدم خطر حجتیه بسیار جدی است. انجمن حجتیه درحال حاضر فعال است و من نسبت به این مساله بسیار بدبینم چرا که معتقدم بسیاری از مشکلاتی که در داخل کشور به لحاظ سیاسی پیدا کرده ایم، مربوط به کسانی است که دارای تفکر مربوط به انجمن حجتیه هستند.

    * طرفداران انجمن حجتیه بیشترین انحرافات را در مورد چگونگی ظهور امام زمان اشاعه کردند. یعنی کسانی که به ظهور امام زمان(عج) به عنوان نقطه آغاز همه خوبی zwnj;ها فکر می zwnj;کنند بدین معنی که قبلش باید همه بدی zwnj;ها را انجام بدهیم و فساد به اوج برسد تا حضرت حجت بیایند و بعد از آن لحظه همه خوبی zwnj;ها را بیاورد.

    * در حال حاضر یک جریان به شدت افراطی و تندرو شکل گرفته است و بسیاری از درگیری های سیاسی موجود مربوط به این جریان است و تفکر مربوط به حجتیه، بسترساز تنشهای سیاسی و حتی اجتماعی و حتی خشونت zwnj;ها شده است. این جریان در حال حاضر قصد دارد بین نیروهای انقلابی تفرقه ایجاد کند واز سوی دیگر به وحدت ما آسیب برساند.

    * متاسفم که بگویم حتی برخی از عزیزان معمم ما نیز دراین قضیه دخالت دارند یعنی عملا دارند این تفکر را گسترش می zwnj;دهند. این جریان دارد همان نقش استعماری خودش را اجرا می zwnj;کند چون درگیری در داخل کشور، امنیت zwnj;ملی ما را خدشه دار می zwnj;کند. غرب دنبال تضعیف ایران است و یکی از عواملی که قدرت ایران را تضعیف می zwnj;کند انجمن حجتیه است.

    * در این مقطع یکی نهضت آزادی و جریان ملی گرایی و دیگری انجمن حجتیه در پی تضعیف ایران هستند. حجتیه جریان تندش است و نهضت آزادی جریان کندش است و در پی آن است تا ساختارهای دینی و ملی ما را تضعیف کند. حجتیه نیز در پی ایجاد اصطکاک است. لذا توطئه ای که در حال حاضر در کشور شکل گرفته و خطر محسوب می zwnj;شود این دو جریان است. متاسفانه همان طور که عده ای همسو با جریان نهضت آزادی می zwnj;شوند عده ای هم با جریان حجتیه همراه می zwnj;شوند و در خیابان zwnj;ها راه می zwnj;افتند و حرکتهای افراطی انجام می zwnj;دهند. از سوی دیگر انجمن حجتیه با تندوری zwnj;های خود نیز در خدمت اثبات منطق ضد انقلاب درباره نظام جمهوری اسلامی هستند و تفکرات آنان را جا می zwnj;اندازد.

    * احتمال ارتباط حامیان حجتیه zwnj;ای zwnj;ها و نهضت آزادی هست هرچند که طراحان این دو جریان حتما با یکدیگر در ارتباطند زیرا هر دو طرح خارجی است. اینها مزدورانی zwnj;اند که غالبشان متوجه نیستند در یک بستر عاملیت خارجی، دارند فعالیت می zwnj;کنند.

    * جریان حجتیه قطعا طرفدار ولایت نیست؛ این گروه به باور من منافقند و در ارزش zwnj;ها ولایت نفوذ می zwnj;کنند و آنها را به تندوری تشویق می zwnj; zwnj;کنند چرا که امروز آنچه منافع غرب را تامین می zwnj;کند وجود تندوری در داخل کشور است زیرا تندوری اعتبار، اقتدار و امنیت کشور را خدشه دار می zwnj;کند.

    * الان ملی zwnj;گراها که وطن دومشان قطعا اروپاست درصدد این هستند که نظام فعلی را ناکارآمد نشان دهند و بگویند اسلام قابلیت این را ندارد که بر اساس آن بتوان نظام سیاسی - اجتماعی را شکل داد. برای همین حمله می zwnj;کنند به بیوت مراجع، در قم و تهران بعد از نماز جمعه راهپیمایی راه می zwnj;اندازند و شعارهای تند سر می zwnj;دهند و شعارهایی توهین آمیزعلیه شخصیت zwnj;ها کشور می zwnj;دهند. این مواردی که به آنها اشاره کردم یک توطئه بزرگ است.
تابناک
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه31 مرداد 1389/ 19:21ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>اسامي 5 واردکننده اصلي ميوه کشور</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5812</link>
		<description> به گزارش خبرگزاري فارس، اتحاديه وارد کنندگان و صادرکنندگان ميوه در واکنش به گزارشي با عنوان  quot; گزارش فارس از گراني ميوه zwnj;هاي بي zwnj;مزه پرزرق و برق، ميوه zwnj;هايي که 160 درصد گرانتر از ميادين تره rlm;بار فروخته مي zwnj;شود  quot; و اظهار نظر سيد حسين نقوي نماينده ورامين در اين گزارش که گفته بود،  quot; انحصار واردات ميوه در کشور دست مافيا و آن هم 3 الي 4 نفر است  quot; ، نامه اي به علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي نوشته و با انتقاد از اظهارات نقوي اسامي چند نفر را که نقش محوري در واردات و صادرات ميوه کشور دارند اعلام کرده است.


متن کامل نامه اتحاديه وارد کنندگان و صادرکنندگان ميوه به لاريجاني به شرح زير است:

با توجه به مباحث مطرح شده در زمينه واردات ميوه از طرق مختلف و به lrm;خصوص گزارش مورخ 29 تير 89 خبرگزاري فارس به شماره:8904280476 (1) که به نقل از جناب آقاي نقوي حسيني نماينده محترم ورامين در مجلس آورده شده است  quot; انحصار واردات ميوه در کشور دست مافيا و آن هم 3 الي 4 نفر است  quot; (نقل به مضمون) اين اتحاديه لازم ديد توضيحاتي در اين زمينه ارائه دهد ، لذا در همين رابطه نامه اي خطاب به جناب آقاي دکتر لاريجاني ، رياست محترم مجلس شوراي اسلامي ايران ، ارسال شد که مشروح آن در ادامه آورده شده است.


جناب آقاي دکتر لاريجاني

رياست محترم مجلس شوراي اسلامي ايران

با سلام،

احتراماً با آرزوي سلامتي و توفيق روزافزون براي حضرت rlm;عالي به استحضار مي zwnj;رساند خبرگزاري فارس در تاريخ 89/4/29 به نقل از نماينده محترم ورامين آقاي نقوي حسيني اعلام نموده است واردات ميوه در ايران در دست مافياي سه يا چهار نفر است.

جناب آقاي رئيس در فرهنگ لغت مافيا به عنوان دولت ستيزي ، سازمان سري دولت ستيز ، سازمان سري و قانون شکن است ، آيا در شأن نماينده مجلس است که از تريبون مجلس به اعضاي اين اتحاديه توهين نمايد بدون اينکه دادگاه و يا ارگاني اعضاي اين اتحاديه را محکوم به مافيا نموده باشد.

امروز که آمريکا و اروپا ما را تحريم کرده در مجلس هم بايد ما تحريم شويم ، چگونه است که نماينده zwnj;اي به خود اجازه مي zwnj;دهد به اعضاي يک اتحاديه برچسب مافيا بزند.

واردکنندگان کار خلاف نکرده و با مجوز رسمي از دولت محترم و گاهي براي حمايت از دولت اقدام به واردات ميوه نموده zwnj;اند و همواره واردکنندگان از دوستداران نظام مقدس جمهوري اسلامي در ايران بوده و در اين راستا با وزارت محترم بازرگاني در ايام ضرور و اعياد جهت رفع کمبودها و گراني و تنظيم بازار همکاري نزديک داشته zwnj;اند و آخرين عملکرد آنها در اسفند 88 و فروردين 89 مي zwnj;باشد که موز در ميادين عمده 10،000 ريال و درخرده فروشي 12،000 ريال و پرتقال خارجي در ميادين عمده 10،000ريال و در خرده فروشي zwnj;ها 12،000ريال و ... به فروش رسيدو هيچ lrm;گونه مشکلي در توزيع به لطف خدا نداشتيم و امروز هم اعضاي اين اتحاديه در خدمت نظام مقدس و دولت محترم مي zwnj;باشند.

آقاي رئيس واردات ميوه از زمستان 86 شروع شد که با آن سرماي بي zwnj;سابقه که خيلي از باغات ما آسيب جدي ديد و پيش zwnj;بيني مي zwnj;شد که در ايام نورورز سال 87 دچار کمبود و گراني شويم ، دولت تصميم گرفت که ميوه وارد شود ، لذا بر اساس مقررات واردکنندگان اقدام به واردات نمودند.

اما آن چند نفر که نماينده محترم مطرح نموده zwnj;اند به شرح ذيل مي zwnj;باشند:

1-شرکت صادرات ميوه اتحاد به مديريت حاج علي اصغر رزازيان (اولين واردکننده موز و صاحب نظر در زمينه واردات و رنگ rlm;آوري موز) و شرکت ميوه طلايي ايران به مديريت محمود رزازيان با فعاليت zwnj;هاي اقتصادي مسبوق به پيشينه zwnj;اي درخشان و شناخته zwnj;شده که به lrm;کرّات از سوي مقامات دولتي مورد توجه و تحسين قرارگرفته zwnj;اند با سرمايه zwnj;گذاري و خدمت رساني طي ايجاد سردخانه zwnj;هاي متعدد با حجم بالا از جمله سردخانه 20 هزار تني در استان قزوين مجهز به امکانات سورتينگ و رنگ zwnj;آوري و سردخانه 30 هزار تني بسيار مجهز به تجهيزات و امکانات روز دنيا در استان تهران ، احداث باغات مرکبات و کيوي به شيوه علمي و صنعتي در استان مازندران و ايجاد باغ سيب با پايه مالينگ به شيوه علمي و صنعتي در دماوند موجبات اشتغالزايي قابل توجهي شده zwnj;اند.

2-بازرگاني گروه ارجمندي با داشتن سه نسل تجربه در توليد و تجارت ميوه و تره zwnj;بار به عنوان يکي از بزرگترين سرمايه zwnj;گذاران و فعالان صنعت ميوه در خاورميانه مي zwnj;باشد که در دهه هفتاد با تشويق اتحاديه نسبت به آغاز سرمايه zwnj;گذاري در کشور اقدام نمودند و در مدت کمتر از يک دهه بالغ بر 800 ميليارد ريال در زمينه احداث سردخانه zwnj;هاي پيشرفته ، باغهاي مدرن از جمله احداث باغ کيوي به مساحت 100 هکتار در استان گيلان ، بزرگترين سردخانه خاورميانه به ظرفيت 82 هزار تن در استان تهران ، مجتمع سردخانه سميرم با ظرفيت 35 هزار تن در استان فارس ، مجتمع کشت و صنعت اقليد به مساحت 800 هکتار در استان فارس ، مجتمع سردخانه zwnj;هاي ترانزيتي با ظرفيت 5000 تن در استان بوشهر و مجتمع حمل و نقل داخلي و بين zwnj;المللي به تعداد 160 دستگاه کشنده و يخچال اقدام نموده zwnj;اند که موجبات اشتغال بيش از 12000 نفر را به صورت مستقيم فراهم آورده zwnj;است.

3-شرکت ميوه جهاني پارس با مشارکت شرکت خارجي UniFruiti اقدام به سرمايه zwnj;گذاري در زمينه توليد ، سورتينگ ، عمل آوري ، بسته zwnj;بندي و نگه zwnj;داري ميوه در سالهاي اخير با تشويق اتحاديه نموده zwnj;است که از جمله مي zwnj;توان به واحد شستشو ، سورتينگ ، درجه بندي و بسته zwnj;بندي سيب با ظرفيت 20 تن در ساعت ، ساخت سردخانه با ظرفيت 5000 تن و خطوط ماشين آلات کامل فرآوري مرکبات و کيوي در استان مازندران و ساخت سردخانه با ظرفيت 14000 تن مجهز به سيستم درجه zwnj;بندي و بسته zwnj;بندي ميوه zwnj; در استان تهران اشاره نمود. اين سرمايه zwnj;گذاري zwnj;ها علاوه بر اشتغالزايي مؤثر موجبات کنترل کيفي ميوه zwnj;هاي صادراتي و وارداتي را شده zwnj;است.

4-شرکت عبدالرحمن ارجمندي با احداث سردخانه zwnj;هاي متعدد 30 هزار تن در شيراز ، 20 هزار تن در استان تهران ، 5 هزار تن در استان مازندران و احداث باغات مختلف من rlm;جمله 30 هکتار در استان مازندران نقش بهسزايي در توليد و ذخيره سازي ميوه دارند.

5-شرکت مواد غذايي اتاق zwnj;هاي سرد با احداث 20 هزارتن سردخانه کنترل اتمسفر و 10 هزار تن در استان تهران و 20 هکتار زمين کشاورزي در توليد تره zwnj;بار در ذخيره zwnj;سازي ميوه و تنظيم بازار نقش بهسزايي دارند.

(بديهي است ميوه zwnj;هايي که به صورت قاچاق و گسترده وارد کشور مي zwnj;شود درحد توان اعضاي اين اتحاديه نمي zwnj;باشد و واردکنندگان قاچاق آفات و بيماري zwnj;هاي گياهي را به کشور وارد مي zwnj;نمايند.)
آيا افراد و شرکت zwnj;هاي ذکر شده در بالا اعضاي مافيا مي zwnj;باشند؟!

آيا عملکرد آنها جز سرمايه zwnj;گذاري ، توليد و اشتغال zwnj;زايي چيز ديگري است.

اميد است موضوع مورد بررسي قرارگرفته و با توجه به توضيحات داده شده دستور فرماييد موضوع به هر نحو که صلاح مي zwnj;دانيد در رسانه zwnj;ها بازتاب پيدا کند. 
تابناک
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه31 مرداد 1389/ 18:40ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>دوشنبه 01 شهریور 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5811</link>
		<description> دوشنبه 01 شهریور 1389 
&lt;P&gt;&#1740;کشنبه31 مرداد 1389/ 16:13ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>یکشنبه 31 مرداد 1389</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5802</link>
		<description> یکشنبه 31 مرداد 1389
&lt;P&gt;شنبه30 مرداد 1389/ 20:22ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>جریان شناسی (۵)</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5801</link>
		<description> در دو بخش اوّل و دوّم، پیرامون جریان خط امام، سابقه، پیدایش، ابعاد مختلف آن و سیر تحولّات این اندیشه و نیز پیروان واقعی خط امام و دوره zwnj;های گوناگونی را که پشت سر گذاشته و وضعیت فعلی آنان به طور اجمال بحث کردیم. در این بخش به اقسام و انواع متظاهران و مدعیان خط امام پرداخته و شکل zwnj;های گوناگون برخورد با حقیقت و هویت امام را تا حّد امکان به نمایش می zwnj;گذاریم: 
 فرق ادعّا و حقیقت: 
تردیدی نیست که ما به دنبال کشف حقیقت و بیان واقعیت zwnj;های موجود در جامعه هستیم و توجه به ادعای صرف و تظاهر به خطّ امامی بودن ظهور و بروز آن تفکّر در واقعیّت مدعیان و متظاهران، نداریم. خوب است پیش از دسته zwnj;بندی کردن افراد مورد نظر، برای الگو گرفتن از کتاب آسمانی، آیه zwnj;ای از قرآن کریم را یادآور شویم: در سوره آل عمران آیه 67 آمده است:  laquo;حضرت ابراهیم(ع)، یهودی و نصرانی نبود بلکه او تابع دین توحید خالص بود از مشرکان نبود raquo;. این آیه در برابر ادعاهای یهود و نصاری نازل شد که هر کدام ابراهیم را از خود دانسته و در انصار خویش درمی zwnj;آوردند و سایر ادیان را منحرف از مکتب ابراهیم می zwnj;خواندند. خداوند در این آیه به طور کلّی به طرفداران یهود و مسیحّیت، پاسخ منفی داد که او منادی توحید بود از افرادی که  laquo;عُزیر raquo; را و یا  laquo;مسیح raquo; را پسر می zwnj;داند پاک و مبّرا است. به دنبال آیه قبل، در آیه 68 می zwnj;فرماید:  laquo;سزاوارترین افراد و نزدیکترین افراد به حضرت ابراهیم، کسانی zwnj;اند که از او پیروی کنند. چنانکه این پیامبر(ص) و گروندگان به او چنین می zwnj;باشند raquo;. 
روایاتی در کتب احادیث و تفاسیر از معصومان(ع) رسیده است، بدین مضمون که  laquo;دوست خدا کسی است که از او اطاعت کند، هر چند از نظر نسبت و خویشاوندی از پیامبر(ص) دور باشد؛ و دشمن خدا کسی است که با او مخالفت کند، هر چند نسبت نزدیک به آن حضرت داشته باشد raquo;. 
بنابراین بسیار روشن و بدیهی است که تنها ملاک و معیار در نزدیک بودن به پیامبران و نیز اوصیاء آنان، پیروی و تأسّی کردن عملی از آنان است. و بر این اساس، داشتن خویشاوندی نسبی و سببی، باعث قرابت معنوی و اولویت و احقیّت نخواهد شد. چنانکه ادعّا، تظاهر بدون پشتوانه عمل ظاهر و روشن نیز اعتبار نداشته و چه بسا به دلیل نفاق و دورويی به ضّدارزش و یا مخالفت با حقیقت تبدیل شود.   
پس از بیان این مقّدمه و این حقیقت قرآنی و اسلامی که قطعا مورد تأیید و تأکید عقل و عقلاء نیز خواهد بود، به تقسیم zwnj;بندی متظاهران به اطاعت و پیروی از خطّ و مکتب امام خمینی (که راهی نوین و شیوه zwnj;ای جدید از اندیشه اسلامی و انسانی و شناختی کامل از اسلام و دیانت و طرحی تازه برای زندگی اجتماعی انسان عصر حاضر، خاصه مسلمانان ارائه کرد) می zwnj;پردازیم: 
1-      پیروان راستین و واقعی که از دیرزمان با امام و خطّ امام آشنا شده و با عمق آگاهی و شعور آن را شناخته و با تمام وجود به آن پیوند خورده و عشق می shy;ورزند و چون او و مکتب او را تجلّی اسلام ناب محمدی(ص) و تبلور اندیشه و منش پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) می zwnj;دانند، ذره ذره وجود آنان از عشق آگاهانه او سرشار است. این دسته هر چند در ظاهر فراوان به نظر می zwnj;رسند، ولی با مطالعه و بررسیريال چندان هم زیاد نمی zwnj;باشند. 
2-      دسته دوم: علاقه shy;مندان قلبی و احساسی حضرت امام می zwnj;باشند. این گروه، قلبی آکنده از عشق و محبّت به امام دارند. ولکن نه از شخصیت و هویت متکامل امام شناخت قابل ملاحظه zwnj;ای دارند نه از خطّ، مذهب و روش و منش واقعی او. تنها به  عشق او زنده zwnj;اند و می zwnj;بالند و به هر شخص و گروه که مدّعی پیروی از او باشد ابراز علاقه می zwnj;کنند. اگرچه احساسات پاک و اعتقاد این جماعت، قابل zwnj;تقدیر و ستایش است؛ ولکن در مقیاس ارزشیابی، نه ارزش و اعتبار لازم را دارا می zwnj;باشند و نه از خطر لغزش و انحراف و به دام مدعیان دروغگوی پیروی از امام مصون هستند. 
3-      دسته سوم: فرصت طلبان و به اصطلاح هواشناسان، که نه با معیار حقّ و عدالت افراد و جریانات را می zwnj;سنجند و بر می zwnj;گزینند که تنها ملاک آن zwnj;ها منافع مادی (اعم از امکانات مادی و قدرت و شهرت اجتماعی و مصونیت از خطرات احتمالی) و مصالح شخصی و یا گروهی است. و به تعبیر دیگر، با شعار پیروی از امام می zwnj;خواهند به دکّان خود رونق و به بازار خويش گسترش و رواج بخشند و برای آن منافع کمربند امنیتی و حصن zwnj;حصینی تهیّه کنند. زیرا اگر چه آنان در گذشته تاریخ، حتّی در زمان حیات امام هیچگونه ارادتی و عنایتی به امام و خط او نداشته بلکه گاهی در صّف مقابل او جای می zwnj;گرفتند. ولکن امروز شعار خّط امام را فراگیر و همگانی دیده و تضمین zwnj;کننده منافع و مطامع خویش قلمداد می zwnj;کنند. چنین برخوردی را با امامان معصوم(ع) مشاهده می zwnj;کنیم، لذا خود آن zwnj;ها در دسته zwnj;بندی شیعان دسته اول را  laquo;صنف یأکلون بنا raquo; گروهی که به وسیله شعار حمایت از ما می zwnj;خواهند به نان و نوا برسند، نشان دادند. بدیهی است مقصود از  laquo;یاکلون بنا raquo; فقط خوردن نیست و شامل همه مطامع نفسانی و منافع مادی می zwnj;شود. 
4-      دسته چهارم: برخورد انحصارگرانه با پیشیوایان دین، مقدسات دارند و امام راحل که چهره zwnj;ای معنوی و محبوب است را در انحصار شخص و گروه و همفکران خود قرار می zwnj;دهند. گويی آنان تجسم حّق و عدالت zwnj;اند و نمایندگان تام و کمال خداوند و انبیاء و اولیاء الهی روی زمین. و همه فضائل و کمالات و ارزش zwnj;ها در آن zwnj;ها خلاصه شده است، چنانچه این نوع تفکر انحصارطلبانه در یهود وجود داشته و دارد  laquo;نحن ابناء الله و اولیاءه raquo; و امام خمینی راا تنها از از آن خود می zwnj;دانند و خویشتن را متولی، مفسر و تجسم بخش خطّ و مکتب او. 
5-      دسته پنجم، تحریف zwnj;گرایان خط امام راحل: این دسته خطرناک zwnj;ترین گروه zwnj;ها بوده و نقش تخریبی و انحرافی آنان از همه دسته zwnj;های گذشته موثرتر می zwnj;باشد. آنان که نه تنها خود را در برابر آيینه تمام zwnj;نمای امام قرار نمی zwnj;دهند که ضعف zwnj;ها و اشتباهات خود را بازشناخته و در مقام اصلاح برآیند، بلکه به منظور تأیید اندیشه و راه و روش خود (هرچند انحرافی و مخالف خطّ امام باشد) و تثبیت قدرت و حاکمیت خویش دست اقدامی ظالمانه و خائنانه زده و به تحریف کلام، نوشتار و یا سیره و روش عملی امام می zwnj;پردازند. چنانکه گروه zwnj;هايی با قرآن و روایات اهل zwnj;بیت و سیره معصومین همین معامله را کرده و می zwnj;کنند. 
 اقسام تحریف در کلام امام: 
ما در مورد تحریف کلام zwnj;الله و کلام معصومین چند نوع تحریف را مشاهده می zwnj;کنیم که مشابه آن را در مورد کلام امام می zwnj;توانیم بیابیم: 
الف: بدعت و تشریع محرم، یعنی چیزی که در دین و شریعت وجود نداشته است آن را وارد کنند، در اسلام با شدت تمام با پدیده بدعت zwnj;گذاری مقابله شده است. تا حدی که سکوت علما در برابر آنان را موجب لعنت خداوند معرفی کرده zwnj;اند. در مورد امام راحل که معمار انقلاب و بنیانگذار جمهوری است، هرگونه معماری مخالف با طرح و نقشه امام برای انقلاب و نظام به معنای عدول از تفکر و راه امام و تغییر دادن مسیر امام می zwnj;باشد. مانند کسانی مدعی عدم اعتبار رأی و حذف عملی جمهوریت و یا اسلامیت نظام می zwnj;باشند. اگر این نظریه zwnj;پردازان کج zwnj;اندیش صرفا نظر خود را به عنوان یک تئوری شخصی مطرح کنند، با توجه به آزاداندیشی امام، فاقد هر گونه اشکال بوده و برای صاحب نظریه محترم می zwnj;باشد. ولی چنانچه بخواهد به نام امام و خط امام این نظریه کج zwnj;اندیشانه را مطرح کند و یا آن را مبنای فلسفه سیاسی نظام و انقلاب قرار دهد، این خیانت آشکار به امام، انقلاب اسلامی و ملت خواهد بود. 
ب: تحریف لفظی به وسیله زیاد کردن به مطالب امام و یا کاستن از آن، چنانچه در تحریف کلام وحی همین پدیده شوم، مورد طمع دشمنان بوده، ولی دست غیبی به سینه آن نامحرمان زده است. نسبت zwnj;های ناروا در سخن و عمل به امام دادن، از این دست تحریف zwnj;ها می zwnj;باشد. 
 در قرآن کریم با اندیشه تحریف zwnj;گران به شدت برخورد شده است: 
در سوره یونس 68 می zwnj;فرماید:  laquo;دلیل شما بر آنچه به خدا نسبت می zwnj;دهید چیست؟ raquo;، در سوره کهف 15: چرا بر آنچه نسبت می zwnj;دهند، برهان و دلیل آشکاری نمی zwnj;آورند. در 9 آیه از قرآن می zwnj;فرماید:  laquo;چه ستمگری بالاتر از ستم کسانی که دروغ به خدا می zwnj;بندند تا مردم را نآگاهانه گمراه کنند؟ raquo;، در سوره نساء 46:  laquo;در میان یهودیان کسانی zwnj;اند که کلام خدا را از جای خود تعریف می zwnj;کنند raquo; و در سوره بقره 7: laquo;کلام خدا را می zwnj;شنوند، و پس از فهمیدن آن را تحریف می zwnj;نمایند raquo;. 
ج: تحریف معنوی، یعنی تفسیر به رأی و بر وفق منافع و مقاصد مادی خود معنی کردن. چنانچه در مورد آیات الهی این اقدام ناپسند صورت می zwnj;گیرد و پیامبر فرمود:  laquo; هر کس قرآن را تفسیر به رأی کند، جایگاه او در آتش خواهد بود raquo;. 
د : تقطیع کلام: بدین معنا که صدر یا ذیل کلام را حذف کردن و تنها به قسمتی از کلام الهی و یا کلام معصوم استدلال نمودن، آن هم به طریق غلط و به عنوان سوءاستفاده از کلام. در مورد کلام امام راحل نیز این برخورد صورت می zwnj;پذیرد. 
ه- تجزیه: به اینکه کلمات و رفتاهايی که موافق تمایلات آنان است را ترویج کرده و مابقی را نفی کنند. در قرآن نسبت به این دسته فرموده است:  laquo; اولئک هم الکافرون حقا raquo; کافران واقعی این دسته از افرادند که بعضی از مسائل مربوط به خدا و رسولان را ایمان آورده و بعضی دیگر را کافر می zwnj;شوند تا راه چاره zwnj;ای برای سوءاستفاده بیابند. افرادی که تنها بیانات امام راحل که باعث تثبیت آنان و ترویج کالای آن zwnj;ها باشد را گرفته و مابقی را محو می zwnj;کنند، مخالفان واقعي امام و خط او مي zwnj;باشند. 
و : دسته ديگر کساني zwnj;اند که سخنان امام را که در مورد خاصّ صادر شده و تاريخ صدور، قرينه بر مراد و مقصود امام است، از قالب خود خارج کرده و به مخالفان فکر و انديشه خود و يا منتقدان به کج zwnj;روي zwnj;هاي خويش تطبيق مي zwnj;دهند. اين هم نوعي ديگر از تحريف کلام رهبر کبير انقلاب است. و در حقيقت با کلام امام و توسل به خطّ امام، با امام و ياران امام و مردم مقابله و مخالفت ورزيدن است . 
و بالاخره آنچه گفته شد مواردي از تحريف کلام و خطّ امام بود. قطعأ مصاديق و موارد ديگري را براي اين مفهوم مي zwnj;شود پيدا کرد. 
 نتيجه: 
آنکه در ميان افراد و گروه zwnj;هاي مزبور، تنها افرادي پيرو امام و خطّ امام امت مي zwnj;باشند که بدون هرگونه پيشداوري، سوءاستفاده، دکّانداري، تقطيع و تحريف، امام را به عنوان الگو و اسوه حقيقي خود و گفتا و رفتار خويش قرار مي shy;دهند و با آيينه تمام zwnj;نماي وجود و روش و منش امام که آيينه تمام zwnj;نماي کلام خدا و رسول و امامان معصوم(ع) و سنت و سيرة عملي پيشوايان الهي است، هر فرد و جمعيتي و هر مسئول و صاحب قدرتي، اشتباهات و لغزش zwnj;هاي خويش را بشناسد و بدون جار و جنجال و ادعّا و هياهو به رفع نواقص و اشتباهات يا انحرافات خود بپردازد. 
&lt;P&gt;شنبه30 مرداد 1389/ 19:49ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>جريان‌شناسي (۴)</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5800</link>
		<description> جريان و خط بازار: 
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به خصوص بعد از دوره اول مجلس و zwnj;کنار زدن جريان ليبراليسم؛ در برابر خط امام، تفکري وجود داشت zwnj;که در آن روزها به نام خط يا جريان بازار ناميده مي zwnj;شد. وجه تسميه اين جريان فکري، آن بود zwnj;که جمعي از نيروهاي انقلابي zwnj;که در بازار و مشاغل تجاري و بازرگاني حضور داشتند، بيشترين تأثير را بر روي اين جريان داشتند، از قبيل آقايان عسکراولادي، بادامچيان، زواره zwnj;اي و ... 
اگرچه به حسب ظاهر و يا به عنوان احترام به علماء و روحانيت، محوريت اين جريان به عهده جامعه روحانيت تهران و تا حدّي جامعه مدرّسين قم بود. 
اين مجموعه zwnj;که اکثراً از ياران امام در دوران نهضت اسلامي بودند، به خصوص افرادي چون شهيد عراقي، قطعاً در پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن مانند دوران دفاع مقدس، نقش مؤثري داشتند، ولکن تعلق خاطر آنان به امام و انقلاب، اجازه نمي zwnj;داد zwnj;که در برابر امام، صف zwnj;بندي و جبهه zwnj;گيري مستقيم داشته باشند وتنها در مواردي، مخالفت خود را در عمل ابراز zwnj;کردند. برخلاف جريان خط امام zwnj;که، محور و شاغول را امام و انديشة او مي zwnj;دانست. موارد اختلاف نظر آن zwnj;ها با امام را مي zwnj;شود بدين ترتيب برشمرد: 
1-  شعارمحوري امام،  laquo;جنگ ميان فقر وغنا raquo; و  laquo;فقير و غني raquo; zwnj;که ماهيتاً با تفکر سرمايه zwnj;داري و بازار در تعارض بود. 
2-  جريان  laquo;بني zwnj;صدر raquo;، در انتخابات رياست zwnj;جمهوري و تا اواخر صدارت او، چون جامعه روحانيت مبارز و برخي zwnj;گروه zwnj;هاي همسو،  zwnj;از او حمايت zwnj;کردند. 
3-  اقتصاد ،بازار و تجارت، zwnj;که محور فعاليت zwnj;هاي آنان بود، zwnj;و امام تأکيد بر مشارکت مردم و نيز حضور و اقتدار دولت و از طرفي تقويت سه بخش خصوصي،  zwnj;دولتي و تعاوني در zwnj;کنار هم داشتند. بنابراين، تفکر اقتصادي اين جريان از مرکزي تحقيقاتي در قم zwnj;که برخي از وزراي آن روز و نمايندگان امروز، عضو فعال آن بودند، zwnj;نشأت مي zwnj;گرفت و در آن zwnj;جا داده zwnj;پردازي مي zwnj;شد. 
4-  برخي نقطه نظرها مانند، تصميم zwnj;گيري براي مردم در انتخابات، zwnj; عدم شرکت بانوان در مجلس، مخالفت با فرهنگ تعاوني، مخالفت با بخش دولتي و تکيه بر بخش خصوصي صرف در امور اقتصادي و ... 
  
مخالفت عملي با امام راحل zwnj;ره: 
علاوه بر انتقادهاي zwnj;گوناگون به تفکر و عملکرد امام zwnj;ره در جلسات خصوصي و محفلي،  zwnj;در چندين مورد به صورت آشکار با حضرت امام به مخالفت برخاستند، zwnj;که از آن جمله: 
الف- اصرار به برکناري آقاي محمد هاشمي از مديرعاملي صداوسيما و وارد zwnj;کردن فشار بر شوراي سرپرستي zwnj;که منجر به ارسال پيام امام zwnj;ره توسط آية zwnj;الله توسلي به مجلس شد و نامبرده ابقاء zwnj;گرديد. 
ب- شايع zwnj;کردن اين مطلب zwnj;که امام zwnj;کاناليزه شده و تصميمات را سيداحمدخميني مي zwnj;گيرد. و اين را مرحوم زواره zwnj;اي در يکي از جلسات حزب،  zwnj;در سخنراني خود مطرح zwnj;کرد و امام به شدت عصباني شد و در يک سخنراني فرمود:  quot;شما را چه شده است zwnj;که اين مطالب دروغ و باطل را مطرح مي zwnj;کنيد. هدف شما احمد نيست،  zwnj;بلکه بيت من است. نگذاريد بگويم در دل شما چه مي zwnj;گذرد! شما در اين محفل و آن محفل، عليه بيت من صحبت مي zwnj;کنيد و ... quot;. البته اين فرازها را نقل به معني zwnj;کردم؛ نوار سخنراني امام را در دوره دوم مجلس از صداوسيما تهيه zwnj;کرديم و در جلسه حزب zwnj;الله نمايندگان، از پشت بلندگو پخش شد. 
ج- از اوايل نخست zwnj;وزيري مهندس ميرحسين موسوي، بناي مخالفت با او را zwnj;گذاشته و در جلسات محدود و حتي بعضي سخنراني zwnj;ها، رسماً او را متهم به zwnj;کمونيست بودن و ترويج و إعمال برنامه zwnj;هاي مارکسيستي و سوسياليستي مي zwnj;کردند. در يکي از جلسات، يکي از سران جريان بازار، zwnj;به شخص بنده zwnj;گفت: من يقين دارم zwnj;که موسوي zwnj;کمونيست است و متعجب هستم zwnj;که چرا شما از او دفاع مي zwnj;کنيد؟! 
زماني zwnj;که حضرت امام دستور تشکيل ستاد مبارزه با zwnj;گرانفروشي را صادر zwnj;کردند و در دادگستري، zwnj; دادسراي تعزيرات zwnj;حکومتي تشکيل شد؛ براي نخستين بار، zwnj;گروهي از سوي نخست zwnj;وزيري براي توجيه عناصر مؤثر در بازار به آن zwnj;جا رفتند. و متأسفانه شنيديم zwnj;که آن zwnj;ها را هُو zwnj;کرده و با شعار  laquo;اين روسي zwnj;ها و zwnj;کمونيست zwnj;ها را از بازار بيرون zwnj;کنيد raquo;، با آنان برخورد zwnj;کردند. 
د- در روزنامه رسالت zwnj;که ارگان اين جريان است، دائماً به صورت زيرکانه با نظرات و مواضع امام و دولت مورد حمايت ايشان، مخالفت مي zwnj;شد. و حتي در زمان طرح  laquo;ولايت مطلقه فقيه raquo; توسط امام zwnj;ره، برخي نظريه zwnj;پردازان آن جناح، مانند مرحوم  laquo;آذري قمي raquo; بيش از ده سرمقاله در نقد و تحليل ديدگاه حضرت امام در آن روزنامه نوشت؛ و در آخرين شماره اقرار zwnj;کرد zwnj;که ديدگاه او با امام متفاوت است. و جالب آنکه شنيده نشد، از سوي امام و ياران او و نيز مسئولان، واکنشي نسبت به وي نشان داده شود. البته به دليل تفرقه zwnj;افکني و تضعيف دولت و مسئولان، حضرت امام zwnj;ره توزيع روزنامه رسالت در جبهه zwnj;هاي جنگ را ممنوع zwnj;کردند. 
ه- روزي رئيس مجلس(آقاي هاشمي) پيش از رسميت يافتن جلسه علني، پيامي را مبني بر حمايت نمايندگان از دولت به منظور حل مشکلات زمان جنگ، zwnj;از حضرت امام براي نمايندگان نقل zwnj;کردند. پس از رسمي شدن جلسه، يکي از سران جناح بازار بلند شد و ضمن تذکر آيين zwnj;نامه zwnj;اي، به صراحت zwnj;گفت:  quot;جرا هر روز براي نمايندگان پيام مي zwnj;فرستند. 270 پوزبند از جماران براي نمايندگان بفرستند. quot; قاعدتاً در بايگاني مجلس، فيلم اين صحنه موجود مي zwnj;باشد. 
و- با توجه به اختلاف نظري zwnj;که ميان رئيس zwnj;جمهوري وقت و نخست zwnj;وزير وجود داشت و دوره اول فعاليت نخست zwnj;وزيري به پايان رسيده بود، و نيز قرار بود zwnj;که از سوي رئيس zwnj;جمهوري، نخست zwnj;وزير جديد جهت رأي اعتماد به مجلس معرفي شود. بنابراين در يک رأي zwnj;گيري استمزاجي از نمايندگان، سه تن از شخصيت zwnj;ها(آقايان ولايتي، ميرسليم و غرضي) جهت رأي zwnj;گيري به مجلس معرفي شدند zwnj;که هر zwnj;کدام رأي بيشتري آوردند، zwnj; رسماً به مجلس معرفي zwnj;گردد. نمايندگان خط امامي يقين پيدا zwnj;کردند zwnj;که قرار نيست، مهندس موسوي معرفي شود. لذا به صورت جمعي با رئيس مجلس ملاقات zwnj;کرده و پس از ابراز نگراني نسبت به اين موضوع، آقاي هاشمي طي سخنان zwnj;کوتاهي با اشاره به ما فهماند zwnj;که تنها راه، مراجعه به امام است. ازين رو، طي نامه zwnj;اي با بيش از 140 امضاء، از امام خواستيم zwnj;که در مورد معرفي آقاي موسوي، به رئيس zwnj;جمهوري توصيه zwnj;کنند. حضرت امام در حاشية بالاي نامه نوشتند (نقل به مضمون):  laquo;آقاي موسوي فردي متدين و موفق بوده و تغيير در دولت در زمان جنگ را به صلاح انقلاب و مردم نمي zwnj;دانم raquo;. پس از اظهارنظر حضرت امام و از سويي نيز، ارسال پيام آية zwnj;الله منتظري توسط آقايان باهنر و بادامچيان به نمايندگان، مبني بر لزوم حفظ حرمت امام، پس از معرفي مهندس موسوي به مجلس، رأي zwnj;گيري به عمل آمد؛ ولکن متاسفانه 99 نفر از نمايندگان( zwnj;که zwnj;کل نمايندگان جناح بازار را تشکيل مي zwnj;دادند) رأي مخالف يا ممتنع( zwnj;که نتيجة آن مخالف است) به ايشان دادند. و با اينکه مهندس موسوي رأي آورد، ولي هم رأي چندان قوي نبود و هم اين موضوع به عنوان سند قطعيِ مخالفت عملي و دهن zwnj;کجي جناح راست به امام، zwnj; در تاريخ ثبت شد. 
البته حضرت امام با zwnj;کمال بزرگواري، zwnj; در ملاقات با نمايندگان، توصيه zwnj;کردند zwnj;که  quot;رأي zwnj;دهندگان مخالف را سرزنش نکنيد. ولي اگر  zwnj;کارشکني zwnj;کردند، آنان را به مردم معرفي نماييد. quot; اگرچه zwnj;که مخالفت zwnj;ها هم zwnj;چنان ادامه يافت؛ zwnj; و از باب مثال، امام جمعه وقت شيراز  laquo;آقاي محي zwnj;الدين حائري raquo; در يکي از خطبه zwnj;هاي جمعه، ضمن انتقاد از دولت، zwnj;گفت:  quot;اُف بر اين دولت zwnj;که باعث به هم خوردن نماز جمعه شد. quot; 
ز- مورد ديگر از مخالفت zwnj;هاي عملي اين جريان با امام، در زمان جنگ و محاصره شديد نظامي و اقتصادي، زماني بود zwnj;که يک آمريکايي به نام  laquo;مک فارلين raquo; به ايران آمده و با نماينده ايران در رابطه با مطالبه قطعات يدکي تجهيزات نظامي ايران zwnj;که در آمريکاست،  zwnj;با هم صحبت zwnj;کرده بودند. اين خبراز سوي يکي از عناصر مرموز، به جناح بازار رسيد. چند روز بعد، سئوالي از وزير امور خارجه با تعداد هشت امضاء از سران جناح بازار مانند آقايان جلال zwnj;الدين فارسي، سيدمحمد خامنه zwnj;اي، حسيني سيرجاني و ... به هيات رئيسه مجلس رسيد و در جلسه علني وصول zwnj;گرديد. در آن سئوال، zwnj;ايجاد رابطه با آمريکا به صورت مخفيانه و پشت پرده، zwnj; امري مسلم و قطعي zwnj;گرفته شده و از وزير امور خارجه سئوال zwnj;کرده بودند zwnj;که چه امتيازي به آمريکا در برابر اين رابطه داده zwnj;ايد؟ و ... 
هنگامي zwnj;که امام از ماجرا مطلع شدند، طي سخنراني تاريخي و حساسي، به اين افراد به شدت حمله zwnj;کردند و در آن بيانات،  zwnj;اين جمله zwnj;که حاکي از شدت نگراني امام از اين اقذام آنان بود، به چشم مي zwnj;خورد zwnj;که:  quot;لحن شما در آن نامه zwnj;اي zwnj;که نوشتيد، zwnj;از لحن اسراييل هم تندتر بود، zwnj; أين تذهبون؟ quot; پس از واکنش تند امام راحل، تعدادي(يا همة) zwnj;امضاکنندگان، طي نامه zwnj;اي خواهان استرداد سئوال خود شدند. ولکن وزير امور خارجه، zwnj;به مجلس آمد و پيرامون شبهات القاء شده، توضيحات zwnj;کافي ارائا داد. 
آنچه zwnj;گفته شد، تنها نمونه zwnj;هايي از برخوردهاي جسورانه جناح بازار(راست) با رهبر zwnj;کبير انقلاب اسلامي بود، و حافظه تاريخ، ده zwnj;ها مورد ديگر را نيز ثبت و ضبط zwnj;کرده است. 
  
جناح بازار بعد از وفات امام: 
پس از رحلت حضرت امام، zwnj; برخي از عناصر آن جناح به صورتي ناشيانه و عجولانه، درصدد حذف نام امام برآمدند. يکي از آن zwnj;ها در مجلس فرياد zwnj;کشيد zwnj;که:  quot;ديگر امام فوت zwnj;کرد. چرا هي اسم امام را مي zwnj;بريد quot;، zwnj; ديگري zwnj;گفت:  quot;نام امام فقيد را مطرح نکنيد quot;، فرد ديگري در جلسه نمايندگان رهبري در نيروهاي مسلح، zwnj; پيشنهاد zwnj;کرد zwnj;که به همة نيروها بخشنامه شود، در شعارها  laquo;خميني رهبر raquo; را حذف zwnj;کنند، zwnj;که با مخالفت اکثر حضار مواجه شد. يکي از خطباء جمعه تهران،  zwnj;جمله zwnj;اي حاوي  laquo;انتقام zwnj;گيري از طرفداران امام را raquo; مطرح zwnj;کرد. 
ولکن با اعلام مواضع رهبري و تاکيد بر اينکه  laquo;خط ما، خط امام است و صلاح دين و دنياي ما در پيروي از خط امام است raquo;، افراد افراطي و عجول دست از مخالفت آشکار با امام خميني برداشتند. 
  
تبديل به اصولگرايان: 
در دوران پس از رحلت امام، zwnj; نام  laquo;جناح بازار raquo;، به  laquo;جناح اصولگرا raquo; تغيير يافت، بدون آنکه تعريف مشخصي از اصولگرايي مطرح شود و اصولي zwnj;که اين جناح به آن zwnj; zwnj;گرايش داشته و پايبند است، zwnj;براي مردم تبيين و روشن zwnj;گردد. چنانچه پس از مدتي، برخي از اشخاص و احزاب آن جناح، نام  laquo;جناح امام و رهبري raquo; و يا  laquo;خط امام و رهبري raquo; را براي خود، zwnj;بر سر زبان zwnj;ها انداختند، و باز بدون آنکه شاخصه و تمايز آن با خط امام را اعلام نمايند. 
  
جناح راست: 
اين عنوان از زمان حضرت امام، توسط برخي تحليل zwnj;گران و نويسندگان، zwnj; در مورد جريان بازار به zwnj;کار برده مي zwnj;شد و رفته zwnj;رفته به  laquo;راست سنتي raquo; در برابر  laquo;راست مدرن raquo; zwnj;که جريان تکنوکرات و zwnj;کارگزاران سازندگي با آن نام خوانده مي zwnj;شدند، تبديل zwnj;گرديد؛ و آرام zwnj;آرام، جريان خط امام ، تحت عنوان  laquo;جناح يا خط چپ raquo; و جريان بازار تحت نام  laquo;جناح يا خط راست raquo; در محاورات سياسي جا افتاد. 
  
وضعيت فعلي جناح راست: 
پس از دوم خرداد، اين جريان در حال اقليت و تا حدي در انزوا قرار zwnj;گرفت، و اما پس از تضعيف اصلاح zwnj;طلبان در سال zwnj;هاي آخر دولت و مجلس اصلاحات، افراد اين جناح zwnj;که تجربه طولاني در فعاليت zwnj;هاي سياسي و حزبي داشتند، با استفاده از ضعف zwnj;هاي اصلاح zwnj;طلبان،  zwnj;توانستند فضاي سياسي را به نفع خود به چرخش درآورد. و چون هنوز اکثريت مردم، خاطرات جناح راست را در ذهن داشته و zwnj;گرايش مثبتي نسبت به شخصيت zwnj;هاي مشهور آن نداشتند، با مطرح zwnj;کردن آقاي احمدي zwnj;نژاد و حمايت قاطع و بي zwnj;دريغ از او، تصور zwnj;کرد بر جناح رقيب پيروز خواهد شد. غافل از اينکه جريان نوظهور و بي zwnj;ريشه  laquo;آبادگران raquo;، پس از موفقيت در انتخابات، رفته zwnj;رفته چهره zwnj;هاي جناح راست را به حاشيه خواهد راند و ديگر آقايان ناطق نوري، مهدوي zwnj;کني، باهنر و ... در ميان قوه مجريه، بلکه جريان حاکم، zwnj;جايگاهي نخواهند داشت. 
&lt;P&gt;شنبه30 مرداد 1389/ 19:42ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>شنبه 30 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5790</link>
		<description> شنبه 30 مرداد 1389 
&lt;P&gt;شنبه30 مرداد 1389/ 0:1ق.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>جمعه 29 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5785</link>
		<description> جمعه 29 مرداد 1389 
&lt;P&gt;پنج شنبه28 مرداد 1389/ 18:56ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>&#1601;تنه ای که دو سر متصل به هم دارد!؛یکی با اسم «امام زمان»مراجع و روحانیت را می کوبد دیگری به نام «مکتب ایران»ریشه وحدت جهان اسلام را می زند</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5783</link>
		<description> 
    دین اسلام مرز جغرافیائی مشخصی ندارد و کشورهای مسلمان موطن تمام مسلمانان جهان است
    خدمت به وطن و هموطنان جزء وظایف دینی و ملی همگان است و این موضوع به هیچ عنوان با وحدت جغرافیایی مسلمانان منافاتی ندارد
    پیامبر خدا (ص) در پایان یک جنگ وقتی یک سرباز فارس رجزخوانی سرداده بود رو به وی کرد و گفت : رجز خوانی نکن ، فایده ای ندارد! برتری ما نسبت به هم به میزان پرهیز کاری است !
    این خط انحرافی بیشتر در پی تهییج مردم و استفاده ابزاری از احساسات مردم مسلمان به اهل بیت (ع) و حتی امام زمان ( عج ) است
    چهره هایی مشکوک و مسلمان نما که با پای برهنه به زیارت برخی اماکن مذهبی  laquo; خاص raquo;می روندو به آن مکان اظهار عشق افراطی می کنند ولی در خفا ....
    آفتاب کم رمق بیست و ششمین روز دی ماه سال ۱۳۴۸ ساعتی بود از شهر تهران رخت بربسته بود که  quot; شیخ اکبر  quot; پای به مسجد همت گذاشت ، جمع قابل توجهی گرد هم آمده بودند که سخنان روحانی ۳۵ ساله را شنونده باشند . مخبر ساواک نیز به همراه شخص دیگری با ۲ منظور مشخص آن شب به مسجد آمده بودند ، اول آنکه در اسرع وقت گزارش عملکرد و سخنان این روحانی پرخطر را گزارش کنندو دوم هم در پی فرصتی بودند تا با سوالی انحرافی  quot; چالشی  quot; در مسیر صحبتهای وی ایجاد کنند  quot; هاشمی جوان  quot; در چنین شرایطی سخن آغاز کرد :  quot; تبلیغاتی می شود که دین اسلام از کشوری عربی به ایران آمده و اسلام دینی است بیگانه ، ما اگر خواسته باشیم این گونه تبلیغات را بپذیریم باید برق را هم که مخترع آن ادیسون است ، zwnj;نپذیریم !! مخبر ساواک و همراهش با چشمانی خشم آلود ، موج اقناع و پذیرش کلام  quot; شیخ اکبر  quot; را د رچشمان پر تعداد شنوندگان تعقیب می کردند و دیگر ادامه سخنان وی را نمی شنیدند بلکه دنبال راه چاره ای می گشتند ناگهان اندیشه ای به ذهن ایشان خطور کرد ،  quot; zwnj;سوالی  quot; چالشی می توانست گره گشا باشد اینگونه بود که پرسش شد معنی حدیث quot; حب الوطن من الایمان  quot; از چیست ؟ مخبر و همراه در پوست خود نمی گنجیدند و آماده ناکام ماندن دو سویه ناطق جوان شدند ، quot; zwnj;هاشمی جوان  quot; معتمد به نفسانه و البته هوشیارانه نگاهی به سوال کننده انداخت و با رافت و خالی از هرگونه خشمی پاسخ داد :  quot; با اینکه در اصالت این حدیث تردید وجود دارد ولی ما به فرض صحت به شما یاد آور می شویم که دین اسلام مرز جغرافیائی مشخصی ندارد و کشورهای مسلمان موطن تمام مسلمانان جهان است هر چند که خدمت به وطن و هموطنان جزء وظایف دینی و ملی همگان است...
    ولیکن این موضوع به هیچ عنوان با وحدت جغرافیایی مسلمانان منافاتی ندارد  quot; مخبر و همراه مغبون و افسرده راه ترک مسجد در حالی پیش گرفتند که در دل  quot; درایت  quot; و  quot; تدبیر  quot; شیخ جوان را می ستودند. 
    http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic amp;lang=1 amp;id=2489
    

&lt;P&gt;پنج شنبه28 مرداد 1389/ 15:14ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>پنج شنبه 28 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5780</link>
		<description> پنج شنبه 28 مرداد 1389 
&lt;P&gt;چهارشنبه27 مرداد 1389/ 16:42ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>انتقاد از مشاعي با ادبيات حاميان احمدي نژاد!!!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5775</link>
		<description> دو تن از مداحان حامي احمدي نژاد در سخناني جداگانه و البته عمومي، اسفنديار رحيم مشايي را به آلت تناسلي مردانه تشبيه کردند.
حاج منصور ارضي و حاج سعيد حداديان که به عنوان مداح، پاي ثابت مراسم مداحي و روضه خواني هاي حسينيه امام خميني و از حاميان محمود احمدي نژاد به شمار مي آيند، در سخنراني هاي مجزايي که به مناسبت ماه رمضان در نقاط مختلف تهران داشتند، اين تشبيه را در مورد رئيس دفتر احمدي نژاد به کار بردند. 
سخنان اسفنديار رحيم مشايي، رئيس دفتر احمدي نژاد درباره مکتب ايران و واکنش هاي بعدي روحانيون ارشد دولتي عليه اين اظهارات، پاي مداحان مشهور کشور را نيز به اين منازعه باز کرد. 
مداحاني که اين بار و بر خلاف سابق نه در حمايت از دولت احمدي نژاد که در انتقاد از دولت اصولگرا و رئيسش به موضع گيري پرداختند. 
حاج منصور ارضي که به تازگي به علت حادثه آتش سوزي مسجد ارک تهران در سال 83 به دادگاه فراخوانده شده بود، در سخنان اخيرش که در همين مسجد بيان شد، گفت:  quot;اين موجود در دولت عين آلت تناسلي است و بايد فکري به حالش کرد. quot; 
وي با اشاره به سخنان اخير مشايي و واکنش  روحانيون دولتي به آن، اظهار داشت:  quot;از دفتر رئيس جمهور سخناني شنيده مي zwnj;شود که اصلا در شان رئيس جمهور نيست. quot; 
اين مداح مشهور براي توضيح هرچه بيشتر انتقاداتش از مشايي به ذکر يک حکايت تاريخي پرداخت و گفت:  quot;يک روز يک فرد ضد اسلام به يکي از عاقد zwnj;ها که در حال خواندن خطبه عقد بود گفت: با چهارتا کلمه مانند  laquo;انکحت raquo; و  laquo;زوجت raquo;دو نفر به هم محرم مي zwnj;شوند؟ اينها همه حرف است و حرف هم که اثر ندارد! فرد عاقد رو به آن شخص کرد و زبان به فحاشي باز کرد که اي مادر فلان! و خواهر فلان! فرد ضد اسلام با عصبانيت به عاقد گفت که چرا فحش مي zwnj;دهي و اين چه صحبت zwnj;هايي است که مي zwnj;کني؟ عاقد هم که رند بود گفت: اين zwnj;ها همه حرف است و حرف هم که اثر ندارد. quot; 
حاج منصور با ذکر اين حکايت به مشايي اشاره کرد و گفت:  quot;حالا مشايي هم مي zwnj;گويد اين zwnj;ها همه حرف است و اثر ندارد من هم.... quot; 
اين مداح مورد علاقه دولت در پايان سخنان تند و تيزش که با تکبير و تشويق جمعيت حامي دولت  همراه بود به احمدي نژاد هشدار داد:  quot;اگر پيرامون اين شخص عمل مناسبي صورت نگيرد من خودم درستش مي zwnj;کنم. quot; 
ايران سرافراز
&lt;P&gt;سه شنبه26 مرداد 1389/ 20:3ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>آسیب شناسی در جوامع دینی!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5774</link>
		<description> بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از آسیب های جدی جوامع مذهبی این است که برای ارزشگری افراد و کارهای آن ها غالبا سعی می کنند آن هارا درون دو حلقه مذهبی تعریف کنند ، و اگر کسی با تمام خدمات وخوبی هایش در این دو حلقه جا نگیرد او باطل محض است و برای او و کارش هیچ ارزشی که قائل نمی شوند هیچ ، بلکه او را به عنوان کافر و ملحد و .... دانسته و حتی از کار خوبش هم صرف نظر می کنند ، و این نوع نگاه سبب می شود اولاً : بسیاری از استعداد ها که در این دو حلقه تعریف نمی شوند از بین بروند و ثانیاً:جامعه از خوبی های آنها ثمره تلاششان محروم شده لاجرم دیگران موجود در حلقه ها همیشه کوتاه فکر و کوتوله عقیدتی و شعوری باقی بمانند
اما آن دو حلقه چیست؟
1-حلقه دین و مذهب؛معمولا ما متدینین عادت داریم به کارهای خوب غیر متدینین به دیده تحقیر نگاه کرده و چون فاعل این کار آدم خوبی نبوده پس در این کارش حتماً کاسه ای زیر نیم کاسه است و خلاصه تمام کارهای دیگران را با سوءظن و شک نگاه کنیم ، یکی از دوستان ما همیشه وقتی صحبت از نظم و پرکاری و دقت و نوآوری غربی ها می شود یک تحلیل صهونیستی و ملحدانه برای این ها می آورد و خلاصه ثابت می کند نظم و دقت آن ها ریشه شیطانی و بی نظمی و تنبلی ما ریشه معنوی دارد.
من انتقادات جدی به آثار صادق هدایت و فروغ  فرخزاد و احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث و سیمین بهبانی و.... دارم اما اصل هنر شاعری و داستان سرایی این ها و کارهای ارزشمندشان را تجلیل می کنم اما متاسفانه عده ای به این دلیل که اینها در این حلقه اول نیستند (البته ما نمی دانیم بوده اند یا خیر من به زعم این آقایان می گویم) حاضر نیستند حتی برای داستان نویسی و شاعری این ها ارزش قائل باشند که اخیراً به کتابی برخورد کردم که منکر داستان سرایی صادق هدایت شده بود.
این ها فکر می کنند چون فلانی نمازخوان نبوده و فلان خانم بی حجاب بوده و چند اثر ضد مذهبی از اینها به جای مانده برای آثار خوب و ارزشمندشان هم نباید ارزش قائل باشیم . این نگاه دینی نیست و برخلف دستورات دینی است.
یک خاطره از شهید بهشتی در این رابطه عرض می کنم:
نقل می کنند جوانکی در مسیر آقای بهشتی هر روز نشریه ی مجاهدین خلق (منافقین) را می فروخت و بر علیه آقای بهشتی سخن می گفت؛ آقای بهشتی به محافظانش گفته بود:  quot;اراده و همت این جوان خیلی جالب است که هر روز در گرما و سرما به خودش سختی می دهد و اینجا می آید و بر علیه من کار می کند quot;.
اما خاطره ای بالاتر از این:
از امیرالمؤمنین علی علیه السلام راجع به قویترین شاعر عرب سؤال شد، حضرت نام امرئ القیس را آوردند و او را به عنوان فنی ترین شاعر عرب معرفی نمودند.
امرئ القیس کسی است که اسلام را درک کرد ولی بخاطر اینکه نمی توانست از نوشیدن شراب دست بردارد هیچ گاه حاضر نشد مسلمان بشود و کافر از دنیا رفت، بعضی شعرهای او که در وصف ارتباط نامشروع با زنان شوهردار است آنقدر وقیح است که در هیچ مجلسی نمی توان آنها را خواند با اینحال امیرالمؤمنین(ع) برای هنر شاعری او ارزش قائل است و حتی او را به عنوان شاعری بزرگ معرفی کرده و در بعضی خطبه های نهج البلاغه به اشعار او استناد می کند.
امروزه منِ روحانی آیا می توانم در سخنرانی مذهبی ام شعری از فروغ یا شاملو را با نام اینها بخوانم؟ آیا مورد حمله ی بعضی متحجرین قرار نمی گیرم؟
ما باید بپذیریم که خداوند نعمتهای خود را بین همه ی مردم عالم تقسیم کرده و حتی به دشمنان خود هم بهره ای از نعمت ها را داده است و هنر ما باید این باشد که از خوبی در نزد هر که هست بهره ببریم و برای آن خوبی اش ارزش قائل باشیم.
در بعضی کتاب ها خواندم که یکی از علما هرگاه از کنار قبرستان یهودی های شهرشان می گذشت از مرکب خود پیاده می شد و چند قدمی را پیاده می رفت، وقتی از او علت این کار را پرسیدند گفت:  quot;استادی یهودی داشتم که از دنیا رفته و در این قبرستان مدفون است به احترام علم و دانشی که از او فرا گرفتم چند قدمی را پیاده می روم quot;.
اما حلقه ی دوم که بسیار وحشتناک تر از حلقه اول است این است که معمولاً ما معرفتی از دین داریم که آن را پذیرفته ایم، هر که معرفتش مانند معرفت ما باشد را می پذیریم و هر که مثل ما فکر نکند و دینداری مانند دینداری ما نباشد را حذف کرده و از ریشه و بنیاد او را متدین نمی دانیم.
و چقدر انسان های با استعداد و توانمند را ما به صرف اینکه مثل ما نبوده اند را حذف کرده ایم. نمودِ بارزِ چنین طرز تفکری در وهابیون و طالبان هست که چیزی را به عنوان دین پذیرفته اند و حاضر به پذیرش هیچ انعطافی در آن نیستند و در کشور ما متحجرین و مقدسینی که امام راحل فرمودند:  quot;کوزه ی آبی که پسرم مصطفی از آن آب خورده بود را در فیضیه (مرکز تفقه شیعه) به اسم دین شکستند، چون من فلسفه درس میدادم quot;.
یا یکی از بزرگان قم نقل می فرمودند:  quot;که ما برای رفتن به درس امام وضو می گرفتیم و بعضی از این آقایان به ما می رسیدند، می گفتند: برای رفتن به درس یک صوفی و شنیدن صحبت های صوفیانه وضو لازم نیست. quot; این افراد خود را بسیار متدین هم میدانستند، ولی مرحوم امام را به جرم اینکه مثل آنها دینداری نمی کرد، اصلاً مسلمان ندانسته و منکر شیعه بودن و مؤمن بودن ایشان هم بوده اند.
برای از بین بردن یک تمدن بزرگ دینی که بر پایه های مذهب بنیانگذاری شده هیچ نیازی به دشمن بیرونی نیست، همین دو نگاه در بین مذهبی های آن جامعه رونق بگیرد ریشه ی تمدن آن ملت نابود می شود.
من تهاجم مذهبی متحجرین را بسیار کاری تر و مخرب تر از تهاجم فرهنگی غربی ها می دانم. البته ما ایرانی ها اگر کسی از دو دایره ی قبلی جان سالم به در برد و بخواهد خدمتی به جامعه کند برای او دایره ی سومی هم در نظر گرفته ایم که اگر در این دایره قرار نگیرد ولو شرایط قبلی را داشته باشد او را حذف کرده و برای هیچ یک از خوبی هایش ارزشی قائل نیستیم و اگر او را عامل دشمن ندانیم حداقل جاهلی میدانیم که عامل دست دشمنان شده.
این مقاله برای تطهیر خطاها و اشتباهات شاملو و فروغ و هدایت و ... نبود، بلکه هدف این بود که برای هر خوبی ای که در عالم هست از هر کسی، ارزشی قائل باشیم تا بتوانیم از همه ی خوبی ها استفاده کنیم.
 
&lt;P&gt;سه شنبه26 مرداد 1389/ 19:54ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>چهارشنبه 27 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5768</link>
		<description> چهارشنبه 27 مرداد 1389 
&lt;P&gt;سه شنبه26 مرداد 1389/ 15:44ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>سه شنبه 26 مرداد 1389</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5766</link>
		<description> سه شنبه 26 مرداد 1389
&lt;P&gt;دوشنبه25 مرداد 1389/ 17:4ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>یکشنبه 24 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5754</link>
		<description> یکشنبه 24 مرداد 1389 
&lt;P&gt;شنبه23 مرداد 1389/ 18:44ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>دادخواهی حقوقی و براندازی نرم؟</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5750</link>
		<description> اخیراً شکایت هفت تن از فعالان سیاسی در مورد سخنان منتسب به فردی موسوم به سردار مشفق مطرح شد. واکنشها و پاسخهایی که تا کنون از درون بخشی از حلقۀ حاکمان رسیده جالب است. از جمله، اولاً، برخی مقامات قضائی کشور این شکایت حقوقی را بیانیه میخوانند و صدور آن را نتیجه سوء استفاده از مرخصی میدانند (حقی که اخیراً البته تبدیل به امتیاز شده است!) ۱. ثانیاً، روزنامه zwnj;ی دولتی کیهان، با وجود انتساب جای zwnj;گاه انتصابی اش به مقام عالی نظام، پروا نمی کند و به خود جرأت میدهد انواع دشنامها و اتهامها را به همین بهانه از زبان این و آن نثار شاکیان کند۲. ثالثاً، و از همه جالبتر اما، سخنان معاون سیاسی سپاه، آقای جوانی است۳. این مصاحبه در وب سایتی نزدیک به محافل امنیتی-اطلاعاتی سپاه منتشر شده است و ایشان هم با عنوان جایگاه حقوقی شان در این مصاحبه شرکت کرده اند. بنا بر این، سخنان ایشان را باید در مقام بیان و نه صرفاً حاصل فلتات زبان بدانیم.
۱. ایشان در این مصاحبه صریحاً به دست داشتن  laquo;جمعی از نیروهای برجسته و سرداران و فرماندهان بسیج و سپاه raquo; در  laquo;نور افشانی raquo; هایی شبیه آنچه در فایل صوتی موضوع شکایت آمده است اعتراف می zwnj;کند. روشن است که آن فایل صوتی هم مشتمل بر ایراد اتهاماتی به اشخاص حقوقی و حقیقی است و هم دربرگیرندۀ اعترافاتی با ذکر جزئیات در مورد اجرای یک عملیات غیر قانونی پیش از و در حین اجرای انتخابات گذشته به دست حلقه های نظامی-امنیتی. این همدستی که مورد اشارۀ معاون سیاسی سپاه است بنا بر این تنها در سطح  laquo;نورافشانی raquo; لفظی نمیتوانسته باشد و محتوای این قبیل نور افشانیها مستلزم همدستی پیشین آن  laquo;نیروهای برجسته raquo; در اقدامات غیر قانونی ای هم هست که در فایل صوتی به آنها اعتراف شده است.
۲. ایشان در اشاره به یک شکایت حقوقی از اصطلاح  laquo;انتقام گیری raquo; برای توصیف آن استفاده میکند. آیا به نظر ایشان اگر کسی مدعی است که حقی از او تضییع شده است و به جای آنکه خودش گریبان متهمان فرضی را بگیرد، از آنها به دادگاه شکایت کند، دارد از ایشان انتقام میگیرد؟ این اشارۀ معاون سیاسی سپاه در واقع حاکی از احساس ترسی است که ناشی از ضعف پایگاه و پشتوانۀ حقوقی و قانونی است. ایشان خوب می داند و از همین هم هراس دارد که در هر دادرسی منصفانه ای ایشان و دوستان  laquo;نور افشانشان raquo; نخواهند توانست از عهدۀ پاسخگویی در قبال تخلفاتشان از حدود قانونی برآیند.
۳. ایشان تسلیم یک شکایت حقوقی را یک  laquo;سناریو raquo; دانسته اند که با آن شاکیان می خواهند جای متهم و مدعی را عوض کنند. اما این سخن مغالطه ای آشکار است. فرض کنیم این هفت نفر در پیشگاه دادگاه عادلانه ای به خاطر تخلفاتی ولو در مورد انتخابات متهم باشند یا حتی محکوم، آشکار است که می توانند در دادگاه دیگری شاکی باشند که چرا سخنران آن فایل صوتی که به قول معاون سیاسی سپاه  laquo;از نیروهای برجسته و سرداران و فرماندهان raquo; است بر اساس اعترافات صریحش به دادگاه خوانده نمیشود و چرا به خاطر توهینهایش مجازات نمیگردد. ثانیاً، شکایت ایشان اگر پیگیری شود به نظر ایشان معلوم خواهد شد که ایشان و اتهامی که متوجه شان شده است بخشی از همان طرحی است که سخنران در آن فایل صوتی برخی جزئیاتش را فاش کرده است.
۴. این معاون محترم در این مصاحبه گفته است که اگر کل اعتراضات یک سال گذشته مبنایی داشت میبایست از طریق رجوع به مجاری قانونی و در این جا، شورای نگهبان، پی گیری میشد، و از این سخن میخواهد نتیجه بگیرد که پس اعتراضات حاصل یک سناریو بوده است، یعنی ساختگی بوده است. اولاً، گویی از خاطر برده اند که شکایت معترضان اساساً متوجه خود شورای نگهبان بود، شورایی که بنا بر تصریح تأییدآمیز رئیس دستگاه قضا۴، مطابق ماده ۱۹ قانون اخیر مصوب دیوان عدالت اداری۵ مافوق دادرسی است.
ثانیاً، فرض کنیم چنین باشد، این نه تنها ناراحتی معاون سیاسی سپاه و همکاران ایشان را از شکایت این فعالان سیاسی توجیه نمی کند، بلکه آن را عجیبتر هم میکند. باید از جناب معاون سیاسی و همه کسانی که از این شکایت برافروخته شده اند پرسید حالا برخی از آن معترضان دارند یک شکایت مشخص با یک سند معین طرح میکنند، چرا از رسیدگی قضائی این شکایت استقبال نمیکنید. مگر همۀ ادعای شما همین نبود که چرا معترضان از راه zwnj;های موجود قانونی شکایتشان را پیگیری نمیکنند. اصلاً، این یک فرصت تاریخی برای  laquo;نورافشانی raquo; بیشتر است. بگذارید و بخواهید که بر اساس این شکایت دادگاهی علنی تشکیل شود و شاکیان و متهمان و وکلای ایشان با هم وارد بحث حقوقی شوند تا بر اثر  laquo;نورافشانی raquo;های بیشتری که میشود، این شاکیان از کرده پشیمان شوند و نزد مردم سیه روی. نگران چه هستید؟
۵. معاون سیاسی سپاه این شکایت را اقتباسی از  laquo;الگوهای از رده خارج جین شارپ raquo; دانسته است، یعنی احتمالاً به نظر آقای معاون این هم مصداق براندازی نرم است. خوب، این بر عهده zwnj;ی ایشان و دوستان zwnj;شان میماند که هر وقت از  laquo;نورافشانی raquo; فارغ شدند، لحظه ای با خود و وجدانی که به همت حق هنوز چیزی از آن مانده است بیندیشند که اگر کسی با ایشان مخالف بود و شکایتی داشت چه کند که مشمول و مشغول اتهام عام براندازی نباشد و دستگیر و متهم و محکوم نشود. تکلیف براندازی سخت هم اگر با ملاکهایی مانند حمل سلاح و تشکیل گروه مسلح غیرقانونی و از این قبیل روشن باشد، انصافاً این براندازی نرم عنوانی است که قانوناً نمیتوان به آن استناد کرد، چون در قانون چیزی به نام براندازی نرم نه تعریف شده و نه در میان عناوین مجرمانه میتوان اثری از آن یافت. و لابد این دوستان میدانند یکی از اصول اولیه حقوقی اصل ضرورت قانونی بودن جرم و مجازات است. یعنی عناوین مجرمانه و نیز مجازات ها باید در قانون تعریف شده باشند.
۶. اما حالا دیگر دارند کار را به جایی میرسانند که شکایت بردن به مراجع حقوقی در همین نظام سیاسی مستقر را هم به براندازی تعبیر میکنند. یعنی واقعاً اگر جین شارپ نگفته بود (به فرض که اصلاً گفته باشد) که نباید از حق برخورداری از دادرسی عادلانه در برخی رژیمهای خاص صرف نظر کرد، مراجعه به دستگاه قضائی به عنوان اولین و بدیهی ترین راه دادخواهی به ذهن این فعالان سیاسی نمی رسید و حالا که رسیده است، پس لابد از جین شارپ یاد گرفته اند. این چه نوع مغالطه ی مضحکی است و چرا باید یک مقام عالی رتبه ی نظامی در کشوری اسلامی به این سادگی ذهن و روح خود را با این قبیل استدلال های غیر منصفانه و سقیم بیالاید؟
۷. از سوی دیگر، چرا متوجه نیستند که وقتی از براندازی نرم در ایران سخن میگویند و مفهوم آن را تا مراجعه به دادگاه هم توسعه می دهند در واقع دارند پیش از هر چیز به یک پیشفرض خطرناک گردن مینهند و آن این است که حکومت ایران یک حکومت توتالیتر، فاسد و ضعیف است. براندازی نرم فقط در این قبیل حکومت ها شکل میگیرد واین همه نیروی سیاسی و اجتماعی را در بر میگیرد. یعنی به ادعای بسیاری از همفکران ایشان، همه ی منتقدان و مخالفان و اکثر مردم ایران را که منتقد همه یا بخشی از اوضاع سیاسی اند باید عامل جین شارپ بدانیم. این واقعاً تخیل بچگانه ای است که فقط برای گریز از واقعیت شاید مناسب باشد، ولی با تخیل اگر هم بشود از دردناکی مواجه شدن با واقعیت کاست، بی شک نمی شود از عدالت و امنیت و منافع ملی پاسداری کرد.
۸. معاون سیاسی سپاه مطمئن باشند جای نگرانی نیست و لازم نیست با این سخنان نسنجیده و شتابزده بر فهرست اعترافات علیه دستگاه نظامی-امنیتی متبوعشان بیفزایند. نه دادگاهی تشکیل خواهد شد و نه دستگاه قضا عزم و توان آن را دارد که با برپایی دادگاهی عادلانه بر مبنای شکایت چند فعال سیاسی مظلوم و دربند نوری بر تاریکخانه ی استبداد به رأی حاکمان و نظامیان بتاباند. اما این معاون محترم سپاه اندکی بیندیشند مبادا اینکه کردند و می کنند معاونت در جرم و گناهی باشد مایه ی تضییع ایمان و سبب وبال و خسران؛ شاید نوبت رسیدگی آن به فرصتهای شتابان این جهان وصال ندهد، اما
روزی که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ایشان به اعتبار جایگاه حقوقی شان و هم به عنوان یکی از میراثبران شهیدان و پاکانی که خون و آبروشان را نثار پاسداری از امنیت و آسایش این ملت و منافع ملی ایران و آرمان عدالت و آزادی و استقلال کردند، جا دارد نگران وجدان های بر باد رفته، عهدهای شکسته شده، میثاق ملی نقض شده، دروغ های رواج یافته، ناموس های هتک شده، منافع ملی به تاراج رفته، امنیت ملی به خطر افتاده، و نام های مقدس ملکوک شده باشند که این همه تباهی حاصلی بود از هوای نفس و حب جاه گروهی که سودای خدایی در سر دارند و تفرعن و لجاجت در برابر حق را بر سرکوبی خلق و دروغ گویی از ته حلق افزوده اند. آیا با نهادن نام پاسداری از انقلاب و امنیت نظام می شود حقایق را قلب ماهیت کرد و از خود سلب مسؤولیت؟
حقیقت این است که شما و دوستانتان کار را در این کشور به جایی رسانده اید که دیگر حتی شکایت بردن به دستگاه قضا در امور سیاسی امروز از ترس شما و همکارانتان مستلزم شجاعت بسیار است. شکایت پیشکش، امروز حتی دفاع کردن از خویش در برابر اتهامات وارده هم تاوان دارد. آن وقت همین شما، کارتان به جایی رسیده است که به نام پاسداری از این نظام و امنیت آن، دادخواهی از دستگاه قضائی همین نظام را در چارچوبی ساختگی به نام براندازی نرم معرفی میکنید.
۹. اما مردم مایل اند بدانند که در این کشور این کدام دولت یا نظام است که طرح و پیگیری دادخواهی چند زندانی مظلوم آن هم از طریق دستگاه قضائی جمهوری اسلامی ایران، امنیت و ثبات آن را به خطر می اندازد و سران سپاه را به واکنش وامیدارد؟ گیرم که سپاه خود را یک حزب مسلح سیاسی ( zwj;!) میداند، اساساً کار قضا به سپاه چه ارتباطی دارد؟ آیا آنجا را هم میخواهند با قوانین جنگی و با تکیه بر سلاح اداره کنند؟ کاش نوری هم بر این دولت پنهان افشانده می شد!
۱۰. اکنون مردم از خود میپرسند آنها که مخالفان درون نظام و در چارچوب قانون را نمی خواهند و به بیرون نظام میرانند در حال براندازی نظام اند یا آنها که علی رغم همۀ ستمهایی که دیده اند باز شکایت به دستگاه قضای همین نظام برده اند؟ قضاوت با وجدانهای بیدار و عقلهای سلیم است.
ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید. صدق الله العلی العظیم
۱٫ http://www.khabaronline.ir/news-82941.aspx
2. http://www.kayhannews.ir/890521/2.htm#other201
3. http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=12966
4. http://www.khabaronline.ir/news-70664.aspx
5. http://www.divan-edalat.ir/tabid/77/Default.aspx
&lt;P&gt;شنبه23 مرداد 1389/ 16:21ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>آقای جنتی توبه کنید!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5747</link>
		<description>  
انتظار بود در خطبه های نماز جمعه ادعای گزاف کمک یک میلیاردی آمریکا به بزرگان جنبش سبز را دوباره مطرح و پیگیری کنید. اما چنین نکردید و از کنار همه سوال ها، انتقادها و حمله هایی که در این مورد به شما شده بود گذشتید و ترجیح دادید همه آنها را به جان بخرید و گناه بزرگتان را در زدن آن تهمت نسنجیده به فراموشی بسپارید. پوست خربزه برادران در این ماجرا بد جور شما را زمین زد. همه به ادعای شما خندیدند و هیچکس آن را جدی نگرفت بخصوص وقتی ادعا کردید برای چنین گزافی سند هم دارید، خیلی سبک شدید. البته وقتش بود در خطبه های نماز جمعه سند را هم رو می کردید ولی شما متوجه شده اید که چنین ادعایی آنقدر باور نکردنیست که کسی منتظر ارائه سند از طرف شما نیست. آنچه شما سند پنداشته اید ادعای دروغ عامدانه برادرانیست که تشت رسوائیشان با انتشار سخنرانی سردار مشفق از بام بر زمین افتاده و خواب بسیاری از خوش خیال هایی که می پنداشتند و شعار می دادند همه چیز تمام شد و کودتا با موفقیت به انجام رسید را آشفته ساخته است.
شما هم مدتی است آرامش و خواب ندارید. اگر قدری بیدار شده باشید در می یابید که عمر خود را چگونه تباه و آخرت خود را چقدر سیاه کرده اید. برای شما دیگر چندان وقتی باقی نمانده است. توبه کنید. نزد خدا استغفار کنید از این همه حق و ناحقی که کرده اید. از این همه ظلمی که بر مردم روا داشتید. از این همه آبرویی که از اسلام بردید. خوش بینانه آن است که فکر شود این همه را به زعم خود برای حمایت از ولایت کرده اید. حفظت شیء و غابت عنک الاشیاء. خیلی اشتباه کرده اید و خیلی راه را غلط رفته اید. دیگر اواخر عمر خود را سپری می کنید. دیر نباشد که در محضر الهی باشید و یک ملت شاکی شما. رویتان نخواهد شد سرتان را بالا بیاورید. اکنون و تا دیر نشده توبه کنید و از مردم عذر بخواهید. توبه کنید و دست از ادامه ظلم بر مردم بکشید. پس از آن دروغ بزرگ که در جمکران گفتید تعجب آور است که چگونه رویتان شد باز در پیش جمعیت بایستید و نماز جماعت و جمعه بخوانید. بهتر بود دیگر به نماز نمی آمدید و خودتان را از امامت جمعه خلع می کردید. نماز این همه نمازگزار را چرا باطل کردید آن هم در ماه رمضان و در حالی که روزه بوده اند!
آقای جنتی توبه کنید! چند سالتان است؟ وقت چندانی برای توبه برایتان باقی نمانده است.
امروز-علی شکوری راد

&lt;P&gt;جمعه22 مرداد 1389/ 20:18ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>احمدی‌نژاد و نزدیکانش به گروه &#1601;رقان شبیه هستند</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5746</link>
		<description> رفتار آقای احمدی zwnj;نژاد با مجلس به دلیل عملکرد مجلس هفتم و ضعف آن مجلس و روحیات آقای حدادعادل است که راه را برای رفتارهای آقای احمدی zwnj;نژاد باز گذاشت. مجلس هشتم مقداری بهتر شد، ولی باز هم آنچه باید باشد نیست و استقلال لازم را ندارد. همچنین ثبات قدم ندارد. گاهی خودی نشان داده ولی بعداً متزلزل ظاهر شده است. raquo;
علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس، بار دیگر با انتقاد تند از محمود احمدی zwnj;نژاد و اطرافیانش، آنها را به گروه فرقان تشبیه کرد و اظهار داشت بسیاری از روحانیون تنها به دلیل ملاحظه رهبری از وی حمایت می zwnj;کنند.
علی مطهری، در مصاحبه با هفته zwnj;نامه سروش با اشاره به شرایط پس از انتخابات، تصریح کرد که بر کشور شرایط  laquo;نیمه خفقان raquo; حاکم شده، به نحوی که حتی بسیاری از مطبوعات و سایت zwnj;های موجود از بیم تعطیل شدن، مصاحبه zwnj;های وی را کامل چاپ نمی zwnj;کنند.
این نماینده اصولگرا همچنین به دوران انتخابات نیز پرداخته و با انتقاد از کسانی که دنبال نظر آیت الله خامنه zwnj;ای در مورد کاندیداها بودند، تاکید کرده است اگر رهبر هم نظر به یکی از کاندیداها نظر داشته باشد، می zwnj;توان به دیگر کاندیداها رای داد چرا که به گفته او انتخابات موضوعیت خود را از دست می zwnj;دهد.
علی مطهری مجلس هفتم و هشتم را، مجلسی  laquo;تاحدودی تحقیر raquo; شده خوانده که قاطعانه در برابر دولت موضع نمی zwnj;گیرد؛ وی همچنین خواستار  laquo;سئوال raquo; از رئیس دولت در مجلس است تا به گفته وی  laquo;قانون zwnj;گریزی zwnj; raquo;های محمود احمد zwnj;ی zwnj;نژاد کنترل شود.
 اگر پدرم زنده بود این شرایط را نمی zwnj;پذیرفت

علی مطهری با انتقاد از محدود ساختن آزادی بیان در شرایط کنونی کشور گفت:  laquo;اگر شما الان از مسئولان رده بالای دولت انتقاد صریح کنید چاپ نمی zwnj;شود. هر روزنامه zwnj;ای هم بخواهد این انتقادات را بنویسد توقیف می zwnj;شود و یا اگر سایتی بخواهد این حرف zwnj;ها را منتشر کند، برایش دردسر درست می zwnj;کنند. الان چند ماهی است که مصاحبه zwnj;هایی که با خود من انجام می zwnj;شود کامل چاپ نمی zwnj;شود. raquo;
وی افزود:  laquo;هر جایی که احتمال می zwnj;رود به رئیس zwnj;جمهور یا دولت بر بخورد حذف می zwnj;شود. می zwnj;گوییم چرا حذف کردید؟ می zwnj;گویند اگر چاپ کنیم روزنامه zwnj;مان را می zwnj;بندند. شما در این وضعیت می zwnj;خواهید نهی از منکر کنیم؟ متأسفانه فضا را بسته zwnj;اند. یک فضای نیمه zwnj;خفقانی حاکم شده است. تا یک zwnj;سال پیش حرف zwnj;ها راحت گفته می zwnj;شد، اما الان شرایط عوض شده است. raquo;
این نماینده اصولگرا در ادامه تصریح کرده است که اگر پدرش زنده می zwnj;ماند و شرایط کنونی ایران را می zwnj;دید،  laquo;این وضعیت آزادی بیان را نمی zwnj;پذیرفتند و راجع به رهاسازی فرهنگی هم حساسیت zwnj; نشان می zwnj;دادند. raquo;
 گروه احمدی zwnj;نژاد نه اصولگراست و نه اصلاح zwnj;طلب
علی مطهری با بیان اینکه  laquo;گروه احمدی zwnj;نژاد raquo; را نه اصولگرا و نه اصلاح zwnj;طلب می zwnj;داند، گفت:  laquo;اینها نگاهی خاص به اسلام دارند؛ همین نگاهی که به مسائل فرهنگی دارند، آنها را از اصولگرایان جدا می zwnj;کند. مشکل دیگر، نگاه آنها به روحانیت است و همچنین نگاهی که به ولایت فقیه دارند. این zwnj;ها ظاهراً مقصودشان از ولایت، ولایت امام زمان (عج) است و کمتر به ولایت فقیه توجه دارند. تاکید بیش از حد آنها بر مسئله مهدویت، این احتمال را تقویت می zwnj;کند. raquo;
وی در توصیف  laquo;گروه احمدی zwnj;نژاد raquo; گفت:  laquo;اینها به نوعی خودکفایی در شناخت اسلام معتقدند، یعنی ما خودمان بدون واسطه می zwnj;فهمیم. به همین دلیل اعتقاد چندانی به روحانیت و مراجع تقلید ندارند، لذا حرف مراجع برای آنها اهمیت چندانی ندارد. raquo;
علی مطهری در پاسخ به این پرسش که چرا  laquo;اغلب روحانیون raquo; از محمود احمدی zwnj;نژاد حمایت می zwnj;کنند، اظهار داشت:  laquo;این به خاطر ملاحظه رهبری است، چون رهبر انقلاب فعلاً از دولت حمایت می zwnj;کنند آنها هم حمایت می zwnj;کنند. raquo;
علی مطهری، در بخشی دیگر از این مصاحبه گفته است که هم zwnj;اکنون بسیاری از اصولگرایان، laquo;ائمه جمعه raquo; و  laquo;اکثر مراجع عظام تقلید raquo; به این نتیجه رسیده zwnj;اند که عقاید گروه احمدی zwnj;نژاد از با اصولگرایی سازگاری ندارد.
گروه احمدی zwnj;نژاد به گروه فرقان شبیه است
علی مطهری در ادامه این مصاحبه احمدی zwnj;نژاد و نزدیکانش را به گروه فرقان تشبیه کرده است؛ گروهی که مسئولیت ترور مرتضی مطهری را بر عهده گرفت.
علی مطهری گفت:  laquo;من چند سال پیش در مصاحبه zwnj;ای گفتم که اینها از حیث احساس خودکفایی در شناخت اسلام، به گروه فرقان شباهت دارند، از نظر نادیده گرفتن روحانیت و احساس استغنا شبیه این گروه هستند. raquo;
به تازگی، مرتضی نبوی، از چهره zwnj;های سرشناس اصولگرا و مدیر مسئول روزنامه رسالت، در مصاحبه zwnj;ای، ابراز نگرانی کرده است که طیفی از اصولگرایان به دنبال اسلام منهای روحانیت هستند.
مرتضی نبوی در این باره تصریح کرده است که  laquo;این طیف از اصولگرایان طرفدار کنار گذاشتن نقش روحانیت در جامعه در همه امور دینی، فقهی و سیاسی هستند. اینها به ولایت فقیهی که حضرت امام راحل تبیین کرده و ما به آن معتقدیم، اعتقادی ندارند. raquo;
 
در انتخابات اگر رهبر هم به کسی تمایل داشت، مجازیم به فرد دیگر رای بدهیم
علی مطهری همچنین با انتقاد از برخی تفسیرهای موجود از ولایت فقیه، به دوران انتخابات پرداخت و گفت:  laquo;باید به طور دقیق روشن شود که التزام به ولایت فقیه یعنی چه؟ مثلا اگر در زمان انتخابات، ما به این نتیجه رسیدیم که نظر ولی فقیه به یک نامزد است، آیا ما مجاز هستیم فرد دیگری را معرفی کنیم یا به او رأی دهیم؟ این مشکلی است که در انتخابات اخیر هم داشتیم. امثال ما می zwnj;گفتیم آقای احمدی zwnj;نژاد ایرادهایی دارد و باید فرد دیگری معرفی شود. آقای ولایتی را معرفی کردیم و تلاش کردیم نامزد شود، ولی نشد، چون همه می zwnj;گفتند ما احساس می zwnj;کنیم تمایل قلبی آقا به آقای احمدی zwnj;نژاد است؛ با اینکه ایشان اصلاً به زبان نیاورده بودند. raquo;
علی مطهری تصریح کرد:  laquo;من بالاتر از آن می zwnj;گویم. حتی اگر ایشان به زبان بیاورند، آیا ما مجاز هستیم به سراغ فرد دیگری برویم یا نه؟ من می zwnj;گویم مجازیم. اصلاً انتخابات یعنی همین؛ یعنی رقابت. raquo;
این نماینده اصولگرای مجلس تاکید کرد:  laquo;طبیعت انتخابات یعنی اینکه آزاد باشد و رقابتی. اگر شما گفتید ما برویم تمایل رهبری را به نامزدها کشف بکنیم ـ با اینکه ایشان خودشان مایل نیستند روشن شود ـ یا به لطایف zwnj;الحیل برویم کشف کنیم آقای الف در فلان روز در ملاقاتی با آقا اینطور استنباط کرده که نظر ایشان به فلانی است و بعد همه نامزدها کنار بکشند، من می zwnj;گویم این غلط است. این اصولگرایی و پیروی از ولایت فقیه نیست. raquo;
 برخی در مجلس دنبال کشف نظر رهبر هستند
علی مطهری همچنین با انتقاد از برخی نمایندگان، که به دنبال  laquo;کشف نظر raquo; رهبری جمهوری اسلامی هستند، گفت:  laquo;مجلس باید کار خودش را انجام دهد، رهبری هم هرجا صلاح دانستند تذکر می zwnj;دهند یا جلوی کاری را می zwnj;گیرند، مثل سئوال از رئیس جمهور در دوره قبل و درباره حرف zwnj;های آقای مشایی. امضا برای سؤال از رئیس zwnj;جمهور جمع شده بود، بعداً رهبری ضمن انتقاد از سخنان آقای مشایی گفتند دو طرف به موضوع خاتمه دهند و ما هم تمام کردیم. حداکثر این zwnj;گونه می zwnj;شود. رهبری گفتند صلاح نیست، ما هم گفتیم ادامه نمی zwnj;دهیم. ولایت zwnj;پذیری یعنی همین. در تاریخ ثبت شد که مجلس به وظیفه خود عمل کرد اما رهبری صلاح ندانست و مجلس تمکین کرد. raquo;
 رفتار احمدی zwnj;نژاد با مجلس پدیده زشت و نوظهوری است
این نماینده اصولگرا، دولت محمود احمدی zwnj;نژاد را به  laquo;قانون zwnj;گریزی raquo; و شخص رئیس دولت را به  laquo;تک zwnj;روی raquo; متهم کرد و در عین حال عملکرد مجلس شورای اسلامی را در برابر مجلس ضعیف دانست.
علی مطهری گفت:  laquo;اینکه رئیس جمهور خیلی راحت بیاید بگوید من این قانون را قبول ندارم و اجرا نمی zwnj;کنم، پدیده بسیار زشت و نوظهوری است. این نشانه استبداد است. raquo;
وی افزود:  laquo;این یک واقعیت است که میل به تکروی در آقای احمدی zwnj;نژاد وجود دارد و قابل کتمان نیست. الان چند ماه است که ایشان قانون تسهیلات ارزی به مترو را اجرا نمی zwnj;کند. با اینکه قانون کشور است می zwnj;گوید اجرا نمی zwnj;کنم، این یعنی چه؟ یا اینکه اکنون چند ماه است برخلاف قانون اساسی مصوبات دولت به مجلس ارسال نمی zwnj;شود، چه معنایی می zwnj;تواند داشته باشد؟ raquo;
علی مطهری با بیان اینکه  laquo;مجلس باید از خودش استقلال نشان دهد raquo; ، تصریح کرد که  laquo;مجلس raquo; در این مدت  laquo;تاحدودی تحقیر شده raquo; و خواستار  laquo;سئوال raquo; از محمود احمدی zwnj;نژاد شد.
وی گفت:  laquo;یک مقدار از رفتار آقای احمدی zwnj;نژاد به دلیل عملکرد مجلس هفتم و ضعف آن مجلس و روحیات آقای حدادعادل است که راه را برای رفتارهای آقای احمدی zwnj;نژاد باز گذاشت. مجلس هشتم مقداری بهتر شد، ولی باز هم آنچه باید باشد نیست و استقلال لازم را ندارد. همچنین ثبات قدم ندارد. گاهی خودی نشان داده ولی بعداً متزلزل ظاهر شده است. raquo;
 اصولگرایان باید به حوادث مغایر با حقوق بشر اعتراض کنند
این نماینده اصولگرا همچنین جریاناتی را که آزادی بیان را به خاطر قوی نشدن اصلاح zwnj;طلبان، محدود کرده zwnj;اند، به باد انتقاد گرفت و گفت:  laquo;آزادی بیان یکی از اصول مهم است. ببینید، یکی از مهم zwnj;ترین مشکلات ما، نگاهی است که به اصلاح zwnj;طلبان داریم. یک وحشت بی zwnj;جایی از اصلاح zwnj;طلبان در اصولگرایان وجود دارد و یک دیوار ضخیمی میان خود ایجاد کرده zwnj;اند، بعد فکر می zwnj;کنند هر انتقادی باعث تقویت آن zwnj;ها می zwnj;شود و بهتر است در برابر هر اشتباهی سکوت کنیم و هیچ نگوییم تا وحدت از بین نرود. این خیلی غلط است. من معتقدم اگر مشکلی مثل کهریزک ایجاد می zwnj;شود یا حادثه zwnj;ای مغایر حقوق بشر در کشور رخ می  zwnj;دهد، ما باید اولین نفری باشیم که اعتراض می zwnj;کنیم. قبل از اینکه دیگران بگویند اصولگرایان باید بگویند. raquo;
انتقادات علی مطهری از دولت و اصولگرایان در حالی مطرح شده است که هم zwnj;اکنون رابطه مجلس و دولت به مجادله لفظی دو طرف کشیده شده به طوری که عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان گفته است که این  دو نهاد حاضر نیستند به نقطه مشترکی برسند.
به تازگی احمد تولکی، دیگر نماینده اصولگرا،  از اینکه دولت محمود احمدی zwnj;نژاد چندین مصوبه خود را به مجلس ابلاغ نکرده و در عین حال از اجرای مصوبات مجلس خودداری کرده، به شدت گلایه کرد و این رفتار دولت را  laquo;سرکشانه raquo; خواند.
پیشتر نیز علی لاریجانی، رئیس مجلس ، تهدید کرده بود، چنانچه روند عدم اجرای مصوبات مجلس توسط دولت ادامه یابد، مجلس نیز از  laquo;ابزارهای نظارتی raquo; خود استفاده خواهد کرد.
&lt;P&gt;جمعه22 مرداد 1389/ 20:14ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>« رمضان »ماه جبران خطاهای گذشته،طرد دروغگویان و قطع جاده شقاوت است!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5744</link>
		<description> 
    غیبت نکنید و حرف بد نزنید واگر دروغ می‌گفتید، دیگر نگویید، تا دروغ به فکرتان آمد، اگر هم از زبانتان پرید، فوری استغفار کنید و خودتان را اصلاح کنید
    خشم خدا در انتظار زائل کنندگان حقوق خلق خدا است
    بسیاری هستند که ممکن است آلوده باشند، به کارهای بد، به دروغ به غیبت، به گناهان دیگرو یا حقوق مردم را ندهند اگر در این ماه رمضان خودشان را اصلاح نکنند نشانه شقاوت آنان است
    اگر اینجا، نتوانید، جبران کنید و «خشم خدا» را به «رحمت خدا» تبدیل نکنید، این، نشان شقاوت می‌شود
    از این ساعات مقدسی که خداوند در اختیارتان قرار داده‌است، استفاده کنید و گذشته را جبران کنید و در زمره خوبان و مغفرت یافتگان قرار بگیرید
    پیغمبر(ص) فرمودند:«اَلْوَرَعُ مِنْ مَحارِمِ‌اللهِ» بهترین کارهایی که در این ماه، می‌توانید بکنید، این است که در مقابل کارهای حرام، حالت تقوا و پرهیزگاری به خودتان بگیرید
    
    به مسلمانهای معتقد به روزه عرض می‌کنم! این ماه که مهمان خدایید (اَنْفاسُکُم تَسْبیح و نَوْمُکُم عِبادَةُ) و با آن خصوصیاتی که می‌خواهیم عرض کنیم، با این اوضاع، اگر اینجا، نتوانید، جبران کنید و «خشم خدا» را به «رحمت خدا» تبدیل نکنید، این، نشان شقاوت می‌شود .تصمیم بگیرید، کسانی که حرف من را می‌شنوند! از این ساعات مقدسی که خداوند در اختیارتان قرار داده‌است، استفاده کنید و گذشته را جبران کنید و در زمره خوبان و مغفرت یافتگان، بیایید.بسیاری هستند که ممکن است آلوده باشند، به کارهای بد، به دروغ به غیبت، به گناهان دیگرو یا حقوق مردم را ندهند اگر در این ماه رمضان خودشان را اصلاح نکنند نشانه شقاوت آنان است.اصلاً روح عمده ماه رمضان هم، همین است؛ یعنی تمرین حالت سلامت، عدالت و حالت تقوا. البته هر انسانی، همیشه باید این جور باشد، این چیزی نیست که ما برای یک مقطع بخواهیم. اما، ماه رمضان را برای انسان‌سازی و جبران انحرافها، گذاشته‌اند و اینجا، باید از آن، استفاده شود. شماها، تصمیم بگیرید که از اول ماه رمضان، هر چیزی را که حرام است، مرتکب نشوید. اگر دروغ می‌گفتید، دیگر نگویید
     آن نقطه آخر را عرض می‌کنم که پیغمبر(ص) می‌فرماید:
    فَاِنَّ الشَّقی مَن حَرُمِ عَنْ غُفْرانِ اللهِ تَعالی فی هذا الشَّهْرِ الْعظیمِ.
     
    بعد از اینکه، این همه فضایل را برای این ماه می‌فرمایند، باز میفرمایند: شقی (آن کسی است که نکبت و بدبختی برای او مانده؛ یعنی، یک نوع صفت لایتغیر، برای انسان شده‌است)، شقی کسی است که این ماه رمضان را درک کند و آخر ماه رمضان هم که رسید، غفران خدا را و جبران انحرافات خود را، نکرده باشد.
    بسیاری از مردم، هستند که ممکن است آلوده باشند، به کارهای بد، آلوده باشند، به دروغ به غیبت، به گناهان دیگر، به گناههای جنسی و عِرْضی، مرض نگاه کردن به زنهای نامحرم و تخلفها، یا در ادارات مسئولیتهای خود را، خوب انجام ندهند، با مراجعین خوب رفتار نکنند، یا حقوق مردم را ندهند؛ انواع گناههایی که داریم، ممکن است، آدم خیلی آلوده باشد. این آدمهای آلوده، اگر از این ماه رمضان، استفاده نکنند و خودشان را اصلاح نکنند، نشانه شقاوت آنان است.
    به مسلمانهای معتقد به روزه عرض می‌کنم! این نشان شقاوت آنان است. این ماه که مهمان خدایید (اَنْفاسُکُم تَسْبیح و نَوْمُکُم عِبادَةُ) و با آن خصوصیاتی که می‌خواهیم عرض کنیم، با این اوضاع، اگر اینجا، نتوانید، جبران کنید و «خشم خدا» را به «رحمت خدا» تبدیل نکنید، این، نشان شقاوت می‌شود.
    تصمیم بگیرید، کسانی که حرف من را می‌شنوند! از این ساعات مقدسی که خداوند در اختیارتان قرار داده‌است، استفاده کنید و گذشته را جبران کنید و در زمره خوبان و مغفرت یافتگان، بیایید. روایتی دارد که وقتی صحبتهای حضرت پیغمبر(ص) تمام شد، علی‌بن‌ابیطالب، در جلسه حاضر بودند، بلند شدند و فرمودند: «ما اَفْضَلَ الاَعْمالُ فی هذا الشَّهْر»
    بهترین کار در این ماه چیست؟ یک چیزی به ما یاد بدهید که آن، بهترینش باشد (و این، بین مسلمانان شیوه بود که از پیغمبر(ص) بهترین را می پرسیدند تا آن قله سعادت را پیدا کنند)، حضرت پیغمبر(ص) فرمودند: «اَلْوَرَعُ مِنْ مَحارِمِ‌اللهِ»: بهترین کارهایی که در این ماه، می‌توانید بکنید، این است که در مقابل کارهای حرام، حالت تقوا و پرهیزگاری به خودتان بگیرید.
    اصلاً روح عمده ماه رمضان هم، همین است؛ یعنی تمرین حالت سلامت، عدالت و حالت تقوا. البته هر انسانی، همیشه باید این جور باشد، این چیزی نیست که ما برای یک مقطع بخواهیم. اما، ماه رمضان را برای انسان‌سازی و جبران انحرافها، گذاشته‌اند و اینجا، باید از آن، استفاده شود. شماها، تصمیم بگیرید که از اول ماه رمضان، هر چیزی را که حرام است، مرتکب نشوید. اگر دروغ می‌گفتید، دیگر نگویید، تا دروغ به فکرتان آمد، اگر هم از زبانتان پرید، فوری استغفار کنید و خودتان را اصلاح کنید.
     از مردم غیبت نکنید و حرف بد نزنید. وظیفه‌ای که دارید، خوب انجام دهید. سر هر کاری هستید، کارگر کارخانه هستید، اگر روزهای دیگر، یک مقدار از وقت را می‌دزدیدی، حالا ندزد! کار خودت را خوب انجام بده! مغازه‌دار هستی، اگر به مردم زور می‌گفتی و گران می‌گرفتی، تصمیم بگیر و در ماه رمضان، گران نده! به عدل رفتار کن!
    منبع متن خطبه‌: خطبه‌های جمعه هاشمی‌رفسنجانی (جلد چهارم) – دفتر نشر معارف انقلاب
    

&lt;P&gt;جمعه22 مرداد 1389/ 18:48ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>شنبه 23 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5743</link>
		<description> شنبه 23 مرداد 1389 
&lt;P&gt;جمعه22 مرداد 1389/ 17:34ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>&#1601;تنه واقعی دروغ‌های ناشیانه‌ای است که گ&#1601;ته می‌شود و به پای نظام می‌نویسند</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5741</link>
		<description>  به مناسبت روز خبرنگار که مصادف با سالروز شهادت خبرنگار مظلوم شهید صارمی بدست خشونت طلبان مرتجع در افغانستان بود، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به اتفاق احمد مسجد جامعی و چند تن از خبرنگاران و اصحاب رسانه در منزل این نویسنده و خبرنگار متعهد و مومن جواد ماه zwnj;زاده حضور یافت.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس laquo;پارلمان zwnj;نیوز raquo;، رئیس zwnj;جمهور سابق کشورمان در این دیدار ضمن همدردی با پدر و مادر و برادر این خبرنگار دربند گفت: laquo; امیدوارم  که جواد عزیز و دیگر زندانیان هر چه زودتر آزادی خود را بازیابند و چون گذشته در خدمت دین و کشور و مردم انجام وظیفه کنند. raquo; 

وی افزود:  laquo;ماه زاده درد دین داشت و با آرمان خود زندگی می zwnj;کرد؛آرمانی که آن را در انقلاب اسلامی و در وجدان حقیقت جو و آزادی طلب ملت ایران یافته بود. raquo;

رئیس بنیاد باران تصریح کرد: laquo; آثار او همه جانبداری از دفاع مقدس و رزمندگان عزیز و پاسداری از عظمت میهن و حق و حرمت مردم و مقابله با توطئه zwnj;های بیرونی و درونی است. raquo;

وی تاکید کرد: laquo; آیا چنین شخصی باید در زندان باشد ولی دروغگویان که جز تهمت زدن و ناسزاگوئی و دروغ پردازی با سوء استفاده از عناوین رسمی و امکانات کشور کاری ندارند و با آزادی کامل به همه چیز و همه کس بیش و پیش از همه به انقلاب و نظام و مردم لطمه بزنند؟ raquo;

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: laquo;گرچه بعضی از دروغ zwnj;ها چنان ناشیانه است که هیچ انسان منصفی آن را باور نمی zwnj;کند ولی چون با آنها برخورد نمی zwnj;شود به پای نظام می نویسند.آیا اینها فتنه واقعی نیست؟ raquo;

سید محمد خاتمی تصریح کرد: laquo; علاوه بر روزخبرنگار، دو حادثه مهم دیگر هم در مرداد ماه رخ داده است، یکی مشروطیت است که در 1285 فرمان آن صادر شد و مردم در عین پای zwnj;بندی به دین خواستار مهار استبداد و رفع استعمار و جبران عقب zwnj;ماندگی zwnj;های کشور و حاکمیت بر سرنوشت خود بودند و در مشروطیت آزادی اندیشه و بیان به رسمیت شناخته شد ومطبوعات  رکن چهارم مشروطیت به حساب آمد که مراد ازآن مطبوعات آزاد بود که از زبان مردم قدرت را نقد کنند تا به وادی دیکتاتوری نیفتد. raquo;

وی با بیان اینکه  laquo; جریانات بعد از مشروطیت با استقرار دیکتاتوری رضاخانی همراه و حتی مسبوق به سرکوب آزادی zwnj;ها و شکستن قلم zwnj;هاست raquo; ، اظهار داشت: laquo; در 28 مرداد نیز تاریخ ایران شاهد وقوع کودتای آمریکائی-انگلیسی علیه دولت ملی و آزادی خواه وطن دوست بر آمده از نهضت ملی بود. raquo;

رئیس zwnj;جمهور سابق کشورمان افزود: laquo; این کودتای ننگین سبب استقرار خودکامگی وابسته به بیگانه شد و اولین اقدام حکومت کودتا و رژیم استبدادی سرکوب آزادی zwnj;ها و محدود کردن مطبوعات و تعطیل فعالیت های سیاسی دینی و ملی و قلع و قمع همه کسانی بود که درد دین و میهن داشتند. raquo;

خاتمی با تاکید بر اینکه  laquo; ما از این حوادث باید درس بگیریم raquo;، اظهار داشت: laquo; حکومتی که رضایت مردم را  zwnj;در نظر نگیرد و خشونت را پیشه کند و امکان حضور و مشارکت مدنی مردم و جریان ها را سلب نماید سبب می zwnj;شود که حرکت zwnj;های خشن پیدا شود. raquo;

وی یادآور شد: laquo; اگر نبود نهضت اسلامی و آزادی خواهانه و ضد استبدادی و ضد استعماری به رهبری حضرت امام(ره) که بر کلام ومنطق استوار بود و پایگاهی جز آگاهی و حضور مردم نداشت. خدا می zwnj;دانست که جریاناتی که می zwnj;پندارند قهر را باید با قهر پاسخ گفت با خشونت متقابل رژیم سابق و جریانات خشونت zwnj;گرای مسلح چه به روز ایران می zwnj;آوردند. raquo;

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: laquo; در سایه  انقلاب،  ملت احساس رهایی کرد، حاکمیت مردم بر سرنوشت به رسمیت شناخته شد، رای مردم میزان قرار گرفت، آزادی بیان و قلم و اجتماعات جزء ارزش zwnj;ها محسوب شد و در قانون اساسی بر همه اینها تاکید شد و این همان راهی است که همه باید برویم. raquo;

وی افزود: laquo; امروز باعث تاسف است که در کنار سیاستمداران و فعالان علمی ودانشگاهی و اجتماعی شاهد گرفتاری عده زیادی از اصحاب مطبوعات و رسانه و خبرنگار هستیم. raquo;

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: laquo;خدا کند که در این مدت و با این همه هزینه که پرداخته شده همه متوجه شده باشند که آنچه رخ داده است اشتباه بوده است و تداوم راه انقلاب و تقویت نظام بازگشت همه به قانون اساسی و تبدیل فضای امنیتی مبتنی بر سوء ظن های ناروا به فضای آزاد و امن برای همه کسانی است که سربلندی کشور را می zwnj;خواهند. raquo;
&lt;P&gt;جمعه22 مرداد 1389/ 8:11ق.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>واترگیت ضابطين؛ خودسر يا برانداز؟!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5739</link>
		<description> شنود جلسات گروه ها و چهره های  اصلاح طلب در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تنها یکی از فعالیت های غیرقانونی و خرابکارانه ای است که سردار مشفق از مسوولین ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله سپاه بدان اذعان کرده است. او در سخنرانی خود سربازان گمنام امام زمان را مجری شنود این مکالمات معرفی کرده است. عنوانی که در ادبیات رسمی مقام های جمهوری اسلامی معمولا درباره پرسنل وزارت اطلاعات به کار می رود. پیش از افشای سخنان او نیز بسیاری از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اطمینان داشتند که پروژه کودتای انتخابات با هماهنگی مقام ها و نهادهای ارشد حکومت انجام شده اما سخنرانی سردار مشفق سندی مهم برای اثبات موضع اصلاح طلبان مبنی بر تقلب سازمان یافته در انتخابات است. تقلبی که با سرکوب بی سابقه احزاب اصلاح طلب،روزنامه نگاران و نهادهای مدنی از فردای انتخابات توام شد و بعد از گذشت بیش از یک سال هنوز از ابعاد آن کاسته نشده است.

 
 آمران این کودتا که برخی از ارشدترین نیروهای حکومت را شامل می شوند به دلیل برخورداری از مصونیت آهنین در حاشیه امن قرار گرفته اند اما برخی از تئوریسین ها و مجریان این پروژه هنوز حتی از تاریکخانه ها بیرون نیامده اند. در این میان افشای نوار سخنرانی سردار مشفق که حاوی اعتراف به ده ها فقره فعالیت غیرقانونی در روند برگزاری انتخابات است سندی محکم به دست اصلاح طلبان داده تا بر حقانیت موضع خود مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری پافشاری کنند. شکایت اخیر هفت چهره سرشناس اصلاح طلب از سردار مشفق و نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوع وی نیز در همین راستا انجام شده است. به جهت اهمیت این شکایت نامه،  quot;جرس  quot;طی سلسله گزارش هایی به بررسی محورهای آن پرداخته و با واکاوی اهداف و انگیزه های سناریست های تقلب، زمینه های شکل گیری کودتای انتخاباتی را تشریح خواهد کرد. در  بخش اول این گزارشها، آن بخش از شکایت اصلاح طلبان که مربوط به اختلال در سیستم های مخابراتی در روز انتخابات ریاست جمهوری است مورد بررسی قرار گرفت و در این بخش فعالیت های غیرقانونی برای شنود جلسات اصلاح طلبان و تلاش برای ایجاد اختلاف میان رهبران جنبش سبز مورد بررسی قرار می گیرد.
  دفاع از رسوایی
 سردار مشفق در سخنرانی خود انواع و اقسام ترفندها برای مهندسی انتخابات را تشریح کرده که یکی از آنها شنود جلسات چهره های اصلاح طلب است. ادعاهای او درباره محتوای جلسات شنود شده، از سوی اصلاح طلبان مورد تکذیب قرار گرفته اما نفس اعتراف به شنود جلسات کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نه تنها قابل پیگیری که قبول یک رسوایی بزرگ است. رسوایی از جنسی که در سال 1974 وقتی گریبان حزب جمهوری خواه آمریکا را گرفت بزرگترین رسوایی تاریخ سیاسی آن حزب را رقم زد. در ماجرای واترگیت  تعدادی از ماموران اف zwnj;بی zwnj;آی در جریان انتخابات ریاست جمهوری وارد ساختمان هتل واترگیت محل استقرار ستاد انتخاباتی حزب دموکرات شدند و دستگاه zwnj;های شنود کار گذاشتند و سپس اسناد و مدارکی را برای اهداف مختلف به سرقت بردند. زمانی که این اقدم غیر قانونی با پیدا شدن یک نوار کاست توسط یک مامور حراست هتل بطور تصادفی لو رفت ، روزنامه واشنگتن پست از طریق دو تن از روزنامه نگاران خود آن را به اطلاع افکار عمومی رساند. بعدها مشخص شد که چنین اقداماتی قبلا به طور مکرر انجام گرفته بوده zwnj; و تحقیقات بعدی نشان داد که عمق این گونه فعالیت zwnj;های جاسوسی بسیار گسترده بوده  zwnj;است. ابتدا چنین تصور می zwnj;شد که این قانون شکنی توسط افراد دون zwnj;پایه طراحی و هدایت شده zwnj;است. اما پس از آنکه  quot;ریچارد نیکسون quot; از تحویل نوارهای ضبط شده به کمیته قضایی مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا خودداری کرد پای رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا  نیز به میان کشیده شد. کنگره تصمیم به استیضاح او گرفت و او در نگرانی از استیضاح به ناچار از سمتش استعفا داد.
 سخنان سردار مشفق درباره شنود جلسات اصلاح طلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته دقیقا یک نسخه ایرانی از ماجرای واترگیت را به ذهن می آورد با این تفاوت که وقتی در ایالات متحده این ماجرا افشا شد هیچ یک از آمران و عاملان ماجرا حتی جرات اشاره به این رسوایی را نداشتند اما در ایران سردار مشفق با افتخار از فعالیت غیرقانونی شنود جلسات اصلاح طلبان دفاع کرده و این رسوایی را یک برگه افتخار برای جناح حاکم دانسته است. او در بخشی از سخنرانی تازه افشا شده خود توضیح داده که ماموران اطلاعات به طور دائم فعالیت های میرحسین موسوی در روند انتخابات از جمله ملاقات های وی با متقاضیان ملاقات و هوادارانش را کنترل کرده و مواردی را که برای عملیات روانی علیه  ایشان مناسب تشخیص می دادند منتشر می کردند. وی درباره دیدار گروهی از چهره های ملی- مذهبی با میر حسین موسوی گفته است که :  quot;.....به لطف امام زمان و به برکت تلاش سربازان گمنام، خبر این جلسه منتشر شد. ما ظرف 24 ساعت خبر را برای مردم منتشر کردیم تا بگوییم که مردم این( مهندس موسوی) دارد دروغ می گوید و دستش پشت صحنه با جریان رادیکالی است که علیه نظام شمشیر کشیده اند... quot;
 در شکایت هفت چهره اصلاح طلب از سردار مشفق و نهاد نظامی- امنیتی متبوع وی سوال هایی کلیدی درباره ماهیت و نیت آمران و مجریان شنود جلسات انتخاباتی اصلاح طلبان طرح شده است. آنها با اشاره به بکارگیری عبارت: quot; به برکت تلاش سربازان گمنام quot; گفته اند این عبارت حکایت  از آن دارد که ماموران نظامی - اطلاعاتی برای کسب خبر از ملاقات های مهندس موسوی از ابزار اطلاعاتی استفاده می کردند و از نتیجه کار اطلاعاتی خود برای تبلیغات علیه نامزد رقیب آقای احمدی نژاد بهره می گرفتند. اصلاح طلبان سپس سوال کرده اند که  واقعا با کدام مجوز چنین فعالیت هایی برای تخریب رقیبان آقای احمدی نژاد تدارک دیده شده است؟ کدام قانون و مقررات اجازه می دهد که یک گروه سیاسی و حزبی با استفاده از امکانات نظامی و اطلاعاتی تحت پوشش سازمانی اطلاعاتی به چنین فعالیت غیرقانونی علیه یک کاندیدای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دست بزند؟  سلسله مراتب تصمیم گیری برای انجام این اقدامات چه کسانی بوده اند؟ چنین سوال هایی بی پاسخ مانده اند. در عوض پرسش کنندگان که اکنون با قید وثیقه از زندان آزاد هستند خود را آماده بازگشت دوباره به زندان می کنند.
 در فاصله دو روز پس از انتشار شکایت نامه اصلاح طلبان،  quot;محسن صفایی فراهانی quot; یکی از هفت امضا کننده این شکایت، از سوی نهادهای امنیتی به زندان فراخوانده شده است. ناظران پیش بینی می کنند که برخی دیگر از امضاکنندگان نیز طی روزهای آینده به زندان بازگردانده شوند. بازگشت شاکیان پرونده سردار مشفق به زندان ثابت می کند که تئوریسین ها و مجریان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نقش کلیدی خود برای تداوم بخشیدن به خفقان سیاسی و تسلط بر قوه قضاییه را حفظ کرده اند.
 سناریوی تکراری، نتیجه تکراری
 یکی از اهداف همیشگی شنود جلسات اصلاح طلبان از سوی نهادهای اطلاعاتی یافتن سرنخ هایی از اختلاف میان افراد و گروه های اصلاح طلب بوده است. آنها جلسات را شنود می کنند تا نقاط اختلاف را پیدا کنند و بعد با بزرگنمایی اختلافها فضای سوء تفاهم و بدبینی میان طیف گسترده جریان اصلاح طلب را حاکم کنند. سخنانی که سردار مشفق درباره شنود جلسات اصلاح طلبان گفته است نیز دقیقا مبتنی بر همین کارکرد است. او در جای جای سخنرانی اش نقل قول هایی را از زبان چهره های برجسته اصلاح طلب مطرح کرده و مدعی شده که آنها در جلسات درون گروهی خود نسبت به یکدیگر بسیار بدبین و بی رحم هستند. برای مثال او ادعا کرده  نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش مطالبی که توسط بهزاد نبوی علیه  quot;میرحسین موسوی quot; و  quot;مهدی کروبی quot; ابراز شده را  بدست آورده و در اختیار آنان قرار داده است.
 وی از قول بهزاد نبوی نقل می کند: اگر کروبی نرفت کنار، می رویم مدیریتش را در دوران بنیاد شهید بررسی می کنیم و از دوران بنیاد شهید او فساد اقتصادی پیدا می کنیم و بزرگش می کنیم و مطرح می کنیم تا خودش برود کنار. اگر هم پیدا نکردیم یک فساد برایش می سازیم...... در ارتباط با میرحسین هم ... اگر میرحسین کنار نرفت عکس خانمش را که قبل از انقلاب بی حجاب است منتشر می کنیم و به گوشش می رسانیم که اگر نروی کنار ما منتشر می کنیم. quot;  هفت اصلاح طلبی که از سردار مشفق شکایت کرده اند تمام نقل های  ادعایی این سردار سپاه را کذب محض خوانده اند اما در نظر آنان نکته مهم آن است که سخنران اعتراف کرده  quot;از این قصه به اصطلاح مستند به اقدامات اطلاعاتی، برای ایجاد اختلاف میان اصلاح طلبان استفاده شده است. quot; آنها بر همین اساس این پرسش را پیش کشیده اند که یک گروه نظامی  ndash; اطلاعاتی چه اختیاراتی دارد که با استفاده از موقعیت و امکانات خود دست به چنین بازی های سیاسی غیرقانونی و غیراخلاقی، براساس مطالب کذب، علیه رقیبان یک نامزد انتخاباتی بزند؟  اصلاح طلبان همچنین خواهان پاسخ حکومت به این سوال شده اند و گفته اند که  quot;اگر این اقدامات در چارچوب یک برنامه از پیش طراحی شده برای شکست رقبای آقای احمدی نژاد توسط این نهاد نظامی- اطلاعاتی تعریف نشود چگونه می توان آنرا توجیه کرد؟ quot;
 با این حال شکست های پیاپی تاکتیک اختلاف افکنی میان رهبران و گروه های حامی جنبش سبز نهادهای امنیتی حکومت را متقاعد به کنار گذاشتن این تاکتیک نکرده است.این نهادها پس از انتخابات ریاست جمهوری بارها و بارها به تلاش برای شکاف میان اصلاح طلبان دست زده اند و تا جایی پیش رفته اند که حتی مدعی تنش سیاسی و خانوادگی میرحسین موسوی و  quot;زهرا رهنورد quot; شده اند. از آنجا که ادعاهای آنها پیرامون اختلاف رهبران جنبش سبز به طور کامل عاری از حقیقت است کوچکترین کمکی به پیشبرد پروژه جنگ روانی حکومت علیه اصلاح طلبان نخواهد کرد. موفقیت سناریوهای جنگ روانی در گرو برخورداری سناریست های آن از هوشمندی و تسلط بر زمین بازی است. ویژگی هایی که سناریست های کنونی حکومت ظاهرا از آن بی بهره اند.
 آنها هراز چندگاهی سخنانی از قول رهبران جنبش نقل می کنند یا دست به کار دادن اخباری می شوند که بلافاصله مورد تکذیب قرار می گیرد. در صورتی که اگر تئوریسین های جنگ روانی حکومت در کار خود خبره بودند اخبار و اطلاعات آنها باید برای مدتی اصلاح طلبان را سرگرم می کرد و فضای بدبینی را میان آنها حکم فرما می ساخت. این که اکنون رهبران جنبش سبز در داخل حداکثر همسویی را با یکدیگر دارند و به رغم همه فشارهای سیاسی و امنیتی طی ماه های پس از انتخابات  بر تنوع طیف های حامی جنبش سبز افزوده شده است روشن ترین دلیل از شکست پروژه های جنگ روانی است. این واقعیتی است که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی حکومت حاضر به پذیرفتن آن نیستند.
جرس-نیلوفر زارع

&lt;P&gt;پنج شنبه21 مرداد 1389/ 21:11ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>رسیدگی به پرونده کودتای انتخاباتی را به دیوان عالی کشور ارجاع دهید</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5738</link>
		<description>  
جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای خطاب به صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه از وی درخواست کرده است دیوان عالی کشور را را مامور رسیدگی به کودتای انتخاباتی سال گذشته که سردار مشفق نیز بر آن صحه گذاشته است بنماید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی
رئیس محترم قوّه قضائّیه
با سلام و احترام
انتشار گسترده نوار سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله، پرده از کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برداشت و صحّت ادّعای رهبران جنبش سبز را در مورد مهندسی این انتخابات به اثبات رساند.
این فرد که بی پروا ، مست از قدرت و جاهلانه از سازماندهی کودتا صحبت می کند صریحا به ارتکاب اعمالی اعتراف می کند که در همه مکاتب سیاسی جهان نامی جز کودتا نمی توان بر آن نهاد.
وی ضمن اعتراف به برنامه ریزی گسترده در ستاد کودتا که جا به جا با اصطلاح  quot;ما  quot; از آن یاد می کند چگونگی اقدامات این ستاد را برای پیروزی بدون قید و شرط و به هر قیمت آقای احمدی نژاد به عنوان نامزد رهبری تشریح می کند و با توضیح اقدامات فرقه خود برای از میدان به در کردن همه، حتی نامزدهای جناح راست، به خوبی نشان می دهد که این ستاد از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده بوده است ، و جالب تر آنکه رسما به فعّالیّت ضدّ قانونی خود و دوستانش در انتخابات مجلس هشتم نیز اعتراف می کند.همه این اظهارات مشخص می کند که جریانی انحرافی از سالها قبل در درون حساس ترین نهادهای کشور شکل گرفته است که هدفی جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد. عمق فاجعه و اوج انحراف این فرقه نظامی-امنیتی آنجا روشن می شود که جز مقام رهبری هیچکس و هیچ جریانی در جمهوری اسلامی از هر جناحی و حتی شخص امام راحل از هتاکی،دروغ زنی و افترائات این فرقه در امان نمانده است.
این سردار سپاه به صراحت و با افتخار چگونگی سوء استفاده از همه مقدّسات و لگد مال کردن قانون را توضیح می دهد و انجام همه این جرائم را برای تحقق خواست بزرگان و با رضایت و اطلاع آنها اعلام می کند.
اینک قوه قضائیه در آزمونی بزرگ و فیصله بخش قرار گرفته است. یا شجاعانه با این انحراف بزرگ برخورد می کند و جمهوری اسلامی را نجات می دهد و یا خدای ناکرده با اهمال و تحت فشار قدرت حاکم در سقوط همه آرمانهایی که ملت برای آن خون دادند شریک جرم کودتاگران می شود.
آقای لاریجانی!
در برخورد با این انحراف، یک قوه قضاییه مستقل و عدل گستر و خداترس چه باید بکند؟
جبهه مشارکت ایران اسلامی از شما در خواست اقدامات زیر را دارد:
1- اینک که معلوم شده است فردی که به نام رئیس جمهور معرفی شده است در یک فرایند کودتا (و نه فقط تقلب) به این جایگاه رسیده است و هیچ مشروعیّت قانونی و شرعی ندارد. بر شما است تا با احاله موضوع به دیوان عالی کشور، خواستار رسیدگی به این امر شوید.جا دارد همین جا از برادر محترم شما ، رئیس قوه مقننه هم بخواهیم به وظیفه قانونی خود در بررسی صلاحیت این فرد اهتمام کنند.هرچند با این اعتراف بی نقص و شرح دقیق کودتا از زبان کودتا گران خود به خود عزل است.
2- اینک که یکی از افراد کودتا رسما و علنا خود را معرفی کرده است، بر قوّه قضائیّه است تا با شناسایی همه اعضای ستاد کودتا دست اندر کاران این افتضاح تاریخی را به دست قانون بسپارد.
3- در سخنان این فرد، چگونگی همکاری بخشی از دست اندرکاران قوه قضائیه روشن است. لازم است مشارکت در جرم همه این افرادِ شناخته شده بررسی شود و آنان برای این منظور از سمتهای قضایی تعلیق و به دادسرای انتظامی قضات معرّفی شوند.
4- از آنجا که صریحا اعتراف می شود که همه اقدامات قضایی پس از انتخابات مانند دستگیری ها، بازجوئی ها ، محاکمات و احتمالا صدور احکام در یک سناریوی از قبل طراحی شده به اجرا در آمده است، طبعا هیچیک از این احکام حجیّت نداشته و از درجه اعتبار ساقط است. بر شما است تا با توقف اجرای این احکام سریعا دستور ازادی همه اسیران در بند را صادر کنید.
5- با این اعترافات روشن است تمام الزامات و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در طول یک سال گذشته به اجرا در آمده است، اقدامات مجرمانه این فرقه بوده است و باید لغو شوند. از جمله آن اقدامات، منع غیر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها، توقیف وتعطیلی مطبوعات و تحدید بی سابقه آنها، تعلیق تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها،تعطیلی اجتماعات (حتی مراسم عروسی و عزا) و در یک کلمه محو همه آزادیهای مدنی مصرح در قانون اساسی و قوانین موضوعه هستند که باید متوقف و بلا اثر شوند.
6- با نهایت تعجب، شاکیان سردار مشفق تحت فشار عجیب نیروهای ستاد فوق الذکر قرار گرفته اند و تهدید به انواع برخوردها می شوند. این نشان می دهد که قوه قضائیه در برابر این کودتاگران، مرعوب و دست بسته است و این امر با آن همه ادعای استقلال تنافی دارد. مردم ایران در انتظار هستند تا یکبار دیگر این ادعا را در بوته آزمایش قرار دهند.
آقای لاریجانی،
باور کنید اگر این ریشه خشک نشود هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد ، و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد.تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید.
اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه
جبهه مشارکت ایران اسلامی
22/5/89
 
رونوشت:
آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس محترم مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام
جناب آقای دکتر علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
امروز

&lt;P&gt;پنج شنبه21 مرداد 1389/ 21:3ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>پرونده سازی عليه رهبران و مسوولين انقلاب توسط کيست و براي چيست؟</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5737</link>
		<description> استالین برای استیلای یک نظام توتالیتر تمام عیار بر اتحاد جماهیر شوروی نیازمند شکستن و محو هر گونه اعتراض و مخالفت سازمان یافته یا فردی٫ بالفعل یا بالقوه بود. انجام این امر به نهادهای امنیتی ویژه با قدرت نامحدود به مثابه یک دولت سپرده شده بود. آنها برای تحقق ماموریت خود مجاز به استفاده از هر وسیله و روشی بودند و سازمان قضایی کشور تیز تحت امر آنها عمل میکرد. حوزه عمومی غیر دولتی و حریم خصوصی معنا و مفهوم نداشت. دولت حق مداخله در کلیه امور را داشت و همه امور هم جنبه امنیتی داشت. حتی مسائل ساده زندگی مثل لباس پوشیدن, رفتن به تئاتر و سینما یا گوش دادن به موسیقی. همه کس و همه جیز دشمن تلقی میشد. نه تنها حزب, بلکه سازمان غیردولتی و حتی هویت مستقل فردی دشمنان بالفعل یا بالقوه بودند. حتی موافقان و دوستان امروز هم دشمنان احتمالی تلقی میشدند و می باید تحت مراقبت امنیتی قرار میگرفتند. اراده استالین تجلی ارزشهای انقلاب و خواست طبقه کارگر بود و به همین دلیل دروغ, شکنجه, گرفتن اقرار دروغین, مغز شویی, پرونده سازی, ترور فیزیکی و شخصیتی برای نابود کردن مخالفان و معترضان نه تنها مشروع و مجاز که به لحاظ ایدئولوژیکی واجب بود. برای افراد، مخصوصا شخصیتهای سیاسی به فراخور حالشان پرونده امنیتی تشکیل میشد و مرتبا پر و به روز میشد. واقعیت مهم نبود. پر بودن پرونده مهم بود تا در صورت لزوم معترضان یا حتی دوستانِ یک ساعت پیش به انواع فساد و جنایت متهم شوند و معلوم گردد که از اول افرادی مشکوک, نفوذی, وابسته به قدرتهای خارجی و ضد انقلاب بوده اند و حالا به همت نیروهای امنیتی افشا شده اند. در عین حال با انحصار کامل رسانه های جمعی, خلط حق و باطل در افسانه سرایی های امنیتی و ترتیب جلسات و کلاسهای توجیهی برای مقامات دولتی و مردم در کلیه رده ها مغز شویی به صورت مدام و با استفاده از آخرین تکنولوژیها اجرا میشد تا فرایند حذف و تصفیه از جمله در داخل سرویسهای امنیتی به راحتی صورت گیرد و جنایت با وجدان آسوده یا به ظاهر آسوده صورت پذیرد. بدین ترتیب مقامات امنیتی که باید مانع خیانت میشدند، تبدیل به خائنین اصلی به کشور و منافع عالی آن میگردیدند.
شنیدن افسانه سرایی های امنیتی عوامفریبانه, پر از دروغ و جعلیات و مملو از تناقض فردی تحت نام مستعار مشفق که خود را از مقامات عالی امنیتی کشور معرفی می کند و مدعی است برای همه مقامات و نهادهای عالی کشور جلسه توجیهی تشکیل داده است به طور طبیعی ذهن را به سوی خاطره دستگاه امنیتی استالین سوق میدهد. در اینجا در صدد ازیابی, تفکیک واقعیت از جعلیات و یا تحلیل این افسانه امنیتی نیستیم, افسانه ای که هدف از آن توجیه جنایتهای انجام شده و آماده سازی یاران به ویژه آنهایی که دچار تردید شده اند برای ادامه راه است.
 ldquo;کلمه rdquo; با عذرخواهی از تمام کسانی که نام آنها در این سخنرانی آورده شده است, ارزیابی و تحلیل را به مخاطبان آگاه و مردم شریف و فهیم کشور واگذار میکند و به طرح این سوال ساده بسنده میکند که کدام اصل اخلاقی مانع این افراد با این طرز تفکر برای تقلب سازمان یافته در انتخابات می شود؟ افرادی که برای آنها هدف وسیله را توجیه می نماید و پیروزی رقیب در انتخابات را شکست هدف خود تلقی میکنند و در این راه از هیچ گونه مداخله ای در عرصه سیاست و انتخابات و حتی عرصه های قضایی باکی ندارند. نکته ای که پیش از این نیز در شکایت zwnj;نامه هفت نفر از قربانیان دخالت نظامیان در عرصه سیاست و انتخابات به آن اشاره شد، و در اعلام جرم های هشت گانه این زندانیان فهرستی از این دست دخالت ها و دست کاری های سیاسی و انتخاباتی و قضایی برشمرده شد.
مواردی نظیر: ورود غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد (آقای میرحسین موسوی)؛ ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد فعالیت های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد؛ دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد اختلاف میان نامزدها و حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور؛ اعلام رسمی، علنی و صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری؛ اقدام به پرونده سازی قبل از وقوع هرگونه جرم ادعایی و درخواست حکم دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی؛ دخالت در امور قضایی از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات؛ دروغ پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری؛ و  hellip;
فایل صوتی ای که می شنوید سند تاریخی ارزشمندی است از ادبیات و لحن و نوع نگاه تفکر نظامی-امنیتی ای که برای پیروزی هدف حق ! خود و افراد بر حق از منظر خود، از هیچ گفتار و رفتاری ابایی ندارد: از دروغ زنی و پرونده سازی و خیال پردازی گرفته تا دخالت مسلحانه در انتخابات و فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، تا گرفتن و زدن و بستن و حبس و شکنجه و قتل و آزار، تا هیچ صدایی غیر از صدای حزب پادگانی در فضای کشور شنیده نشود. البته این سودا و رویایی است که با وجود فرزندان انقلابی خمینی هیچ گاه تحقق پیدا نخواهد کرد چرا که آنها انقلاب کردند تا در جامعه تک صدایی نباشد و هنوز بر سر  zwj;آن آرمان در برابر این دسته متحجر و نا اهل ایستاده اند.
فایل صوتی اظهارات این فرد پیش روی شماست


























جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیلک نمایید.
چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه  ldquo;Save Link as rdquo; در مرورگر های فایرفاکس و کروم و  ldquo;Save as target rdquo; در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.
&lt;P&gt;پنج شنبه21 مرداد 1389/ 20:49ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>جمعه 22 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5736</link>
		<description> جمعه 22 مرداد 1389 
&lt;P&gt;پنج شنبه21 مرداد 1389/ 20:15ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>پنج شنبه 21 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5728</link>
		<description> پنج شنبه 21 مرداد 1389 
&lt;P&gt;چهارشنبه20 مرداد 1389/ 19:36ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>تنها راه ؛بازگشت بی کم و کاست به قانون اساسی است!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5727</link>
		<description> در آستانه ماه مبارک رمضان جمعی از جوانان و دانشجویان استان های قم، خراسان رضوی و چهارمحال بختیاری با مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد دیدار و گفت وگو کردند.
به گزارش خبرنگار کلمه، در این دیدار صمیمانه نمایندگان استان zwnj;ها هر یک در سخنانی شرایط اجتماعی و سیاسی استان zwnj;های خود را گزارش دادند. از جمله مهمترین نکاتی که توسط نمایندگان استان zwnj;ها در این نشست مطرح شد می zwnj;توان به مواردی چون برگزاری فعال جلسات دانشجویی به رغم امنیتی و پلیسی شدن فضای دانشگاه ها، ضرب و شتم دانشجویان در دانشگاه توسط لباس شخصی ها و در تنگنا قرار دادن شدید دفاتر احزاب و تشکل های سیاسی استان اشاره کرد.
همچنین در این نشست صمیمانه جوانان عنوان کردند که علی رغم تمام تمهیدات و محدودیت هایی که در شهرستان ها وجود دارد جنبش سبز در میان اقشار مختلف جامعه نفوذ بیشتری کرده است.
از طرفی دیگر، جوانان حاضر در جلسه به بیان دغدغه های خود درباره وضعیت اقتصادی و معیشت مردم، بیکاری های فزاینده و رشد اعتیاد و آسیب های اجتماعی در استان های خود پرداختند.
پس از ارائه گزارش از سوی نمایندگان استان ها، مهندس موسوی و دکتر رهنورد طی سخنانی ضمن خوش آمد به بیان دیدگاه های خود پرداختند. میرحسین موسوی ابتدای این دیدار ضمن تبریک پیشاپیش فرارسیدن ماه مبارک رمضان به خبر پایان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی اشاره کرد و گفت:  ldquo;اعتصاب پر محتوا و امید بخش زندانیان به تدریج نتایج موثر خود را هویدا میکند و من به این زندانیان غیور که اعتصاب خود را شکستند و نتایج آن را هم دیدند تبریک می گویم. rdquo;
نخست وزیر امام در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شیوع دروغ و بداخلاقی در جامعه گفت:  ldquo;امروز جنبش سبز این قدرت و توان را دارد که همه نگرانی های اخلاقی را که دوستان گه گاه به آن اشاره می کنند و البته از سر دلسوزی و تعهدات ملی هم هست، سامان دهد. rdquo;
وی افزود:  ldquo;باید در نظر داشته باشیم که انحرافات اجتماعی، محصول کژی ها و کژاندیشی ها و به ویژه شیوع دروغ و دروغ پردازی هایی است که اقتدارگرایان برای ملت به وجود آورده اند و به همین دلیل هم بر آن باورم که اهداف بلند و شرافتمندانه جنبش سبز می تواند لغزش ها را در جامعه کاهش دهد. اکنون ما شاهد آن هستیم که دلبستگان اهداف بلند جنبش سبز به شدت به اصول اخلاقی پایبند هستند. rdquo;
نخست وزیر هشت سال دوران دفاع مقدس در ادامه با اشاره به سخن یکی از دانشجویان در مورد ارتباط با روحانیت و مراجع گفت:  ldquo;ارتباط نسل جوان با مراجع و روحانیت اهمیت بسیاری دارد و باید در کنار آن شرح ارزش ها، آرمان ها و اخبار مربوط به جنبش سبز به روحانیت و مراجع عظام برسد. rdquo;
موسوی همچنین با اشاره به سوال یکی از حاضران گفت:  ldquo;همان طور که همه بدان واقفیم و قانون اساسی نیز در بند ۲۷ به آن اشاره کرده اعلام خواست ها، مطالبات و حق اجتماعات جزو حقوق روشن مردم است و کسی نمی تواند این حق را از مردم سلب کند در نتیجه هرزمان که مردم لازم ببینند از این حق استفاده خواهند کرد و منتظر پیام من و امثال من نخواهند بود. rdquo;
نخست وزیر امام افزود:  ldquo;بازگشت بی کم و کاست به قانون اساسی یعنی آنکه نمی توان به یک بخش قانون اساسی اعتنا شود و بخش دیگر آن فراموش گردد. نادیده گرفتن بخش هایی از قانون اساسی به ویژه حقوق ملت بقیه اصول را هم بی معنا می کند چراکه قانون اساسی یک میثاق یکپارچه است rdquo;.
میرحسین موسوی در ادامه سخنانش این پرسش را مطرح کرد  ldquo;کسانی که حتی حاضر نیستند یک بار از حقوق شهروندی نام ببرند یا از حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود خود نام ببرند چگونه می توانند مدعی پیمانی باشند که بین مردم و حکومت بسته شده ؟ rdquo; و در عین حال یاد آور شد:  ldquo;شکستن این پیمان به عدم مشروعیت حاکمیت منتهی می شود و کافی است رفتار شورای نگهبان قانون اساسی با قانون اساسی مورد توجه قرار گیرد تا ببینیم چگونه به بیراهه رفته ایم. rdquo;
موسوی در پایان تاکید کرد:  ldquo;امروز در وضعیتی هستیم که نه قانون اساسی که حتی آئین نامه های ساده و ناقص زندان ها توسط زندان بان ها رعایت نمی شود rdquo;.
&lt;P&gt;چهارشنبه20 مرداد 1389/ 7:33ق.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>&#1601;تنه گران واقعی؛ ضابطين ن&#1601;وذي پنهان! </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5726</link>
		<description> به مناسبت روز خبرنگار که مصادف با سالروز شهادت خبرنگار مظلوم شهید صارمی بدست خشونت طلبان مرتجع در افغانستان بود، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به اتفاق احمد مسجد جامعی و چند تن از خبرنگاران و اصحاب رسانه در منزل این نویسنده و خبرنگار متعهد و مومن جواد ماه zwnj;زاده حضور یافت.
به گزارش کلمه رئیس zwnj;جمهور سابق کشورمان در این دیدار ضمن همدردی با پدر و مادر و برادر این خبرنگار گفت: laquo; امیدوارم  که جواد عزیز و دیگر زندانیان هر چه زودتر آزادی خود را بازیابند و چون گذشته در خدمت دین و کشور و مردم انجام وظیفه کنند. raquo;
وی افزود:  laquo;ماه زاده درد دین داشت و با آرمان خود زندگی می zwnj;کرد؛آرمانی که آن را در انقلاب اسلامی و در وجدان حقیقت جو و آزادی طلب ملت ایران یافته بود. raquo;
رئیس بنیاد باران تصریح کرد: laquo; آثار او همه جانبداری از دفاع مقدس و رزمندگان عزیز و پاسداری از عظمت میهن و حق و حرمت مردم و مقابله با توطئه zwnj;های بیرونی و درونی است. raquo;
وی تاکید کرد: laquo; آیا چنین شخصی باید در زندان باشد ولی دروغگویان که جز تهمت زدن و ناسزاگوئی و دروغ پردازی با سوء استفاده از عناوین رسمی و امکانات کشور کاری ندارند و با آزادی کامل به همه چیز و همه کس بیش و پیش از همه به انقلاب و نظام و مردم لطمه بزنند؟ raquo;
خاتمی ادامه داد: laquo;گرچه بعضی از دروغ zwnj;ها چنان ناشیانه است که هیچ انسان منصفی آن را باور نمی کند ولی چون با آنها برخورد نمی zwnj;شود به پای نظام می نویسند.آیا اینها فتنه واقعی نیست؟ raquo;
سید محمد خاتمی تصریح کرد: laquo; علاوه بر روزخبرنگار، دو حادثه مهم دیگر هم در مرداد ماه رخ داده است، یکی مشروطیت است که در ۱۲۸۵ فرمان آن صادر شد و مردم در عین پای zwnj;بندی به دین خواستار مهار استبداد و رفع استعمار و جبران عقب zwnj;ماندگی zwnj;های کشور و حاکمیت بر سرنوشت خود بودند و در مشروطیت آزادی اندیشه و بیان به رسمیت شناخته شد ومطبوعات  رکن چهارم مشروطیت به حساب آمد که مراد ازآن مطبوعات آزاد بود که از زبان مردم قدرت را نقد کنند تا به وادی دیکتاتوری نیفتد. raquo;
وی با بیان اینکه  laquo; جریانات بعداز مشروطیت با استقرار دیکتاتوری رضاخانی همراه و حتی مسبوق به سرکوب آزادی ها و شکستن قلم هاست.  raquo;، اظهار داشت: laquo; در ۲۸ مرداد نیز تاریخ ایران شاهد وقوع کودتای آمریکائی-انگلیسی علیه دولت ملی و آزادی خواه وطن دوست بر آمده از نهضت ملی بود. raquo;
رئیس zwnj;جمهور سابق کشورمان افزود: laquo; این کودتای ننگین سبب استقرار خودکامگی وابسته به بیگانه شد و اولین اقدام حکومت کودتا و رژیم استبدادی سرکوب آزادی هاو محدود کردن مطبوعات و تعطیل فعالیت های سیاسی دینی و ملی و قلع و قمع همه کسانی بود که درد دین و میهن داشتند. raquo;
خاتمی با تاکید بر اینکه  laquo; ما از این حوادث باید درس بگیریم raquo;، اظهار داشت: laquo; حکومتی که رضایت مردم را  zwnj;در نظر نگیرد و خشونت را پیشه کند و امکان حضور و مشارکت مدنی مردم و جریان ها را سلب نماید سبب می zwnj;شود که حرکت zwnj;های خشن پیدا شود. raquo;
وی یادآور شد: laquo; اگر نبود نهضت اسلامی و آزادی خواهانه و ضد استبدادی و ضد استعماری به رهبری حضرت امام(ره) که بر کلام ومنطق استوار بود و پایگاهی جز آگاهی و حضور مردم نداشت. خدا می دانست که جریاناتی که می zwnj;پندارند قهر را باید با قهر پاسخ گفت با خشونت متقابل رژیم سابق و جریانات خشونت zwnj;گرای مسلح چه به روز ایران می zwnj;آوردند. raquo;
خاتمی  تصریح کرد: laquo; در سایه  انقلاب،  ملت احساس رهایی کرد، حاکمیت مردم بر سرنوشت به رسمیت شناخته شد، رای مردم میزان قرار گرفت، آزادی بیان و قلم و اجتماعات جزء ارزش zwnj;ها محسوب شد و در قانون اساسی بر همه اینها تاکید شد و این همان راهی است که همه باید برویم. raquo;
وی افزود: laquo; امروز باعث تاسف است که در کنار سیاستمداران و فعالان علمی ودانشگاهی و اجتماعی شاهد گرفتاری عده زیادی از اصحاب مطبوعات و رسانه و خبرنگار هستیم. raquo;
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: laquo;خدا کند که در این مدت و با این همه هزینه که پرداخته شده همه متوجه شده باشند که آنچه رخ داده است اشتباه بوده است و تداوم راه انقلاب و تقویت نظام بازگشت همه به قانون اساسی و تبدیل فضای امنیتی مبتنی بر سوء ظن های ناروا به فضای آزاد و امن برای همه کسانی است که سربلندی کشور را می zwnj;خواهند. raquo;
&lt;P&gt;سه شنبه19 مرداد 1389/ 21:55ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>چهارشنبه 20 مرداد 1389 </title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5723</link>
		<description> چهارشنبه 20 مرداد 1389 
&lt;P&gt;سه شنبه19 مرداد 1389/ 18:13ب.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>خط کشی مسلمانی به ایرانی &#1601;تنه ای کاملا اسرائیلی است</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5722</link>
		<description> 
    پاسخ های هاشمی رفسنجانی در عین جوانی ولی در اوج پختگی سیاسی:
    دین اسلام مرز جغرافیائی مشخصی ندارد و کشورهای مسلمان موطن تمام مسلمانان جهان است
    خدمت به وطن و هموطنان جزء وظایف دینی و ملی همگان است ولیکن این موضوع به هیچ عنوان با وحدت جغرافیایی مسلمانان منافاتی ندارد
    می گویند چون دین اسلام از کشوری عربی به ایران آمده و اسلام دینی است بیگانه،ما اگر این گونه تبلیغات را بپذیریم باید برق را هم که مخترع آن ادیسون است ، zwnj;نپذیریم !!
    پیامبر خدا (ص) در پایان یک جنگ وقتی یک سرباز فارس رجزخوانی سرداده بود رو به وی کرد و گفت : رجز خوانی نکن ، فایده ای ندارد! برتری ما نسبت به هم به میزان پرهیز کاری است !
    آفتاب کم رمق بیست و ششمین روز دی ماه سال ۱۳۴۸ ساعتی بود از شهر تهران رخت بربسته بود که  quot; شیخ اکبر  quot; پای به مسجد همت گذاشت ، جمع قابل توجهی گرد هم آمده بودند که سخنان روحانی ۳۵ ساله را شنونده باشند . مخبر ساواک نیز به همراه شخص دیگری با ۲ منظور مشخص آن شب به مسجد آمده بودند ، اول آنکه در اسرع وقت گزارش عملکرد و سخنان این روحانی پرخطر را گزارش کنند و دوم هم در پی فرصتی بودند تا با سوالی انحرافی  quot; چالشی  quot; در مسیر صحبتهای وی ایجاد کنند  quot; هاشمی جوان  quot; در چنین شرایطی سخن آغاز کرد :  quot; تبلیغاتی می شود که دین اسلام از کشوری عربی به ایران آمده و اسلام دینی است بیگانه ، ما اگر خواسته باشیم این گونه تبلیغات را بپذیریم باید برق را هم که مخترع آن ادیسون است ، zwnj;نپذیریم !! مخبر ساواک و همراهش با چشمانی خشم آلود ، موج اقناع و پذیرش کلام  quot; شیخ اکبر  quot; را د رچشمان پر تعداد شنوندگان تعقیب می کردند و دیگر ادامه سخنان وی را نمی شنیدند بلکه دنبال راه چاره ای می گشتند ناگهان اندیشه ای به ذهن ایشان خطور کرد ،  quot; zwnj;سوالی  quot; چالشی می توانست گره گشا باشد اینگونه بود که پرسش شد معنی حدیث quot; حب الوطن من الایمان  quot; از چیست ؟ مخبر و همراه در پوست خود نمی گنجیدند و آماده ناکام ماندن دو سویه ناطق جوان شدند ، quot; zwnj;هاشمی جوان  quot; معتمد به نفسانه و البته هوشیارانه نگاهی به سوال کننده انداخت و با رافت و خالی از هرگونه خشمی پاسخ داد :  quot; با اینکه در اصالت این حدیث تردید وجود دارد ولی ما به فرض صحت به شما یاد آور می شویم که دین اسلام مرز جغرافیائی مشخصی ندارد و کشورهای مسلمان موطن تمام مسلمانان جهان است هر چند که خدمت به وطن و هموطنان جزء وظایف دینی و ملی همگان است ولیکن این موضوع به هیچ عنوان با وحدت جغرافیایی مسلمانان منافاتی ندارد  quot; مخبر و همراه مغبون و افسرده راه ترک مسجد در حالی پیش گرفتند که در دل  quot; درایت  quot; و  quot; تدبیر  quot; شیخ جوان را می ستودند .
    http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic amp;lang=1 amp;id=2443

&lt;P&gt;سه شنبه19 مرداد 1389/ 10:11ق.ض</description>
	</item>
	<item>
		<title>محسن ر&#1601;یق دوست!</title>
		<link>http://www.agahsazi.com/article.asp?id=5721</link>
		<description> یکی از وزیران دولت اول میرحسین موسوی تعریف می کند که روزی محسن رفیق دوست، وزیر سپاه دولت جنگ وقتی در حال توضیح یکی از عملیات های جنوب کشور بود گفت: "در عملیات...، 5 هزار نفر مصرف کردیم." این وزیر معروف از "حاج محسن" پرسید: "مصرف کردید؟ چه چیزی را مصرف کردید؟" آقای وزیر سپاه هم پاسخ داد: "منظورم این بود که 5 هزار شهید دادیم."
 این بهترین توضیح برای ادبیات کلامی مردی است که خود را نه تنها پدر موشکی ایران که پدر صنایع نظامی نو در ایران می داند؛ مردی که ابایی ندارد که همیشه منتسب به جناح راست درون نظام باشد و حتی می گوید تنها "طرفدار" صرف جناح راست نیست، بلکه "خود" جناح راست است و در عین حال هرچند مدعی می شود هیچگاه وسوسه فرماندهی سپاه را نداشته است اما آن گونه که خود گفته "فرمانده ساز است." چون به قول خودش اگر 5 یا 10 نفر در تاسیس سپاه پاسداران نقش برجسته داشته باشند، نقش او اول است (1).
این شایعه هم البته به روزهای اول تاسیس سپاه باز می گردد که به قول رفیقدوست این اوست که به دیدار امام می رود تا از رهبری انقلاب بخواهد مسئولیت سپاه را از دولت موقت بگیرد و به شورای انقلاب بدهد. در داستان تعیین فرمانده سپاه، سروان کلاهدوز که بیشترین رای را داشت دست به دامان حاج محسن می شود تا او را که ارتشی است از فرماندهی سپاه معاف کنند و برادر محسن رضایی را به جای او بگمارند. در نهایت هم روزی که قرار است بودجه سپاه از طریق دولت موقت طی چکی 20 میلیون تومانی به نام اکبر هاشمی رفسنجانی صادر شود، به نام محسن رفیق دوست هم پشت نویسی می گردد. شاید به این علت که حاج محسن همانند دیگر دوستانش در حزب موتلفه از اول انقلاب سعی کردند کلیدی ترین مسئولیت ها را در اختیار خود داشته باشند.
آن کس که دست به اسلحه داشت و به جلسه مجاهدین انقلاب می رفت تا برای وحدت میان آنها کلت کمری خود را روی میز بگذارد و تهدید کند که اگر متحد نشوند همه را و از جمله خودش را با این همین کلت می کشد، مسئول تدارکات سپاه می شد و سرتیپ حاج محسن رفیق دوست نام گرفت و آنکه دستی در بازار داشت، به وزارت بازرگانی می رفت تا به نام حاج حبیب الله عسگراولادی با چرتکه و تسبیح به تنظیم بازار بپردازد.
حاج محسن رفیق دوست در چنین فضایی و با حمایت جناح مذهبی سنتی طرفدار اقتصاد آزاد است که در مقام وزیر سپاه، سرتیپ محسن رفیق دوست نام می گیرد و وارد کابینه میرحسین موسوی می شود. کابینه اول میرحسین موسوی بعد از انفجارهای تروریستی دهه 60 و آغاز جنگ مسلحانه منافقین ترکیبی از نیروهای راست و چپ، وفاداران به بازار و آیده آلیست های انقلابی است. به همین دلیل هم چندان طولی نمی یابد که اختلاف های ایدئولوژیک آشکار می شود. جناح راست با حمایت بازار و ترکیبی از افرادی مانند عسگراولادی، ناطق نوری، پرورش، ولایتی، حتی توکلی و البته محسن رفیق دوست در سال 62 نامه شکایت و استعفا به امام می برند، همان نامه ای که هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از آن به عنوان یک کار "اشتباه" نام می برد (2) و البته غیر از ولایتی که وزیر امور خارجه بود و در شرایط آن روز کشور، ادامه مسئولیتش به عنوان وزیر امور خارجه غیرقابل اجتناب به نظر می رسید، تنها یک نفر از آنها در دولت دوم میرحسین باقی می ماند: محسن رفیق دوست، وزیر سپاه. مرد کوتاه اندامی که در بحبوحه تشکیل وزارت سپاه به کمیسیون دفاعی مجلس رفته و گفته بود این لباسی که به عنوان وزیر سپاه دوخته می شود تنها برازنده من است.
میرحسین موسوی البته چندان تمایلی نداشت در کابینه دوم خود از رفیق دوست استفاده کند؛او تنها هنگامی راضی می شود وزارت سپاه را به او بسپارد که از این مرد سرسخت، در حضور رئیس جمهوری وقت، آیت الله خامنه ای، قول می گیرد نظریات اقتصادی خود را که به موتلفه نزدیک بودبه دولت نکشاند. حاج محسن هم می پذیرد و می گوید که اگر وزیر سپاه باشد تنها به کار جنگ خواهد پرداخت و البته هم به این وعده وفادار بود اما بازهم به سنت خودش. سنتی که ترکیبی از تصمیمات نه چندان علمی خلق الساعه به شیوه موتلفه و روحیه پرخاش گری و سرکشی به سنت مالوف انقلابیون اولیه بود. چاشنی آن هم سیستم "جا بنداز، راه بنداز" که سپاه در سال های اولیه انقلاب بسیار به آن علاقه نشان می داد.
در ستاد فرماندهی کل قوا که در اواخر جنگ مسئولیت آن به میرحسین موسوی واگذار شد، زمانی حاج محسن درخواست 800 میلیون دلار برای خرید سلاح می کند و در پاسخ به این سئوال که برای چه سلاح می خواهد و قانوناً باید تایید ستاد فرماندهی کل قوا را داشته باشد به طعنه می گوید: "آن وقت که شما شلوار کوتاه می پوشیدید ما می جنگیدیم". او که عادت داشت هر نامه ای را بدون مهر تایید فرمانده جنگ، هاشمی رفسنجانی پس بگیرد، این بار مدعی می گردد که مدرک تصویب قرارگاه خاتم الانبیا را دارد. مدرکی را که وقتی درخواست می شود آن را نشان دهد می رود که بیاورد و البته هرگز هم نمی آورد و دیگر پی این 800 میلیون دلاری را که مدعی بود اورژانسی است نمی گیرد.
تصمیمات خلق الساعه وزارت سپاه در تدارکات جنگ هم کم از اینگونه اتفاقات عجیب و غریب ندارد. زمانی حاج محسن 400 بولدوزر را که در هپکو ساخته شده بود برای عملیات بدر به منطقه می فرستد تا آنها را از آنجا که به علت سنگینی از روی پل قابل عبور نبودند به خیال خودش از زیر آب و تنگه هور، عبور دهند و به داخل خاک عراق ببرند. این درحالی بود که در تست استخر ماشین سازی اراک یکی از این بولدوزرها غرق شده بود، اما محسن رفیق دوست مدعی شد که قبلا با اینها از داخل آب رد شده است و باز هم رد می شود. اتفاقی که البته هیچگاه نیفتاد و به غرق شدن 4 تا از این بولدوزرها منجر شد. حاج محسن با تمام این خصوصیاتی که از روحیه فعالیت در بازار سنتی و چریک بازی در خیابان و کشتن ماموران ساواک با چماق آموخته بود در عین حال روحیه سرکش و صدالبته پرخاش گری هم دارد که در بسیاری اوقات به کارش می آید. هم اوست که تاجری را به دفترش در خیابان فردوسی فرا می خواند تا به او بگوید که اگر فلان جنس را که برای جنگ به آن احتیاج داشت، به او نفروشد، در میدان تیر اعدامش خواهد کرد و اگر هم راضی به فروش شود، ده درصد گران تر می خرد. خودش البته مدعی عربده کشی بر سرسفیر شوروی و داد و بیدار در حضور نخست وزیر لیبی هم هست (3). ادعاهایی که هرچند با روحیات این سرباز سرکش سازگار است اما در عین حال مانند بسیاری از ادعاهای دیگرش با چاشنی غلو هم همراه می شود. چاشنی که یاران بازاری او کم از آن بهره نداشتند. آنها که به خیال خودشان امتحان خود را پس داده بودند و باید کشورداری می کردند.
قبای کشورداری البته هیچ گاه تمام و کمال به قامت مردان راست مذهبی در انقلاب ایران دوخته نمی شود. یک بار با زمزمه نخست وزیری علی اکبر ولایتی به جای میرحسین موسوی و بار دوم در رقابت ناطق نوری با خاتمی، هر دو دفعه این چپ های مذهبی هستند که ریاست دولت را برعهده می گیرند. در آخرین شانس جریان راست مذهبی هم که جناح راست به نام اصول گرایی در انتخابات نهم ریاست جمهوری، خود را بیشتر از هر زمان دیگری نزدیک به کرسی ریاست دولت می بیند این محمود احمدی نژاد است که بر سایرین پیشی می گیرد و هرچند به نام اصول گرایی وارد صحنه می شود اما به هیچ یک از راه و رسوم پیشینیان خود وفادار نمی ماند که حتی آنها را نیز از خود می راند.
 محسن رفیق دوست اما چند صباحی است که سیاست را به کناری گذاشته و پس از ریاست پر حرف و حدیثش بر بنیاد مستضعفان، به فعالیت خصوصی مشغول است. دفتری و دستکی برای خودش دست و پا کرده و با تجارت دارو و تاسیسی بنیادی به نام نور سرگرم است. داستان فاضل خداداد و اختلاس برادرش اما هنوز در یادها مانده است و شاید او را از زمانی که وزارت سپاه را برعهده داشت یا حتی رانندگی ماشین حامل امام را تا بهشت زهرا در بهمن 57، بیشتر معروف کرده بود. داستان هایی که البته بعدها کم تکرار نمی شوند.
رفیق دوست درحالی که می گوید در 20 سال اول انقلاب و 10 سال بعد از آن، به عنوان ریاست بنیاد مستعضعفان در هیچ کار اقتصادی شرکت نکرده و تنها سهمی از فعالیت های اقتصادی قبل از انقلاب با برادران خودش داشته که حتی از حقوق یک مدیر هم کمتر بوده، از تاسیس بنیاد تعاون نور بعد از فعالیت های دولتی و خرید یک کارخانه دارویی از طریق بورس سخن می راند و مدعی می شود که این کارخانه را با قرض خریداری کرده است تا داروی جدید آزیترومایسن تولید کند. درحالیکه هنوز هم سایه 123 میلیارد تومان و تلفنی که به فاضل خداداد کرد تا از فرانسه به ایران بیاید و به جوخه اعدام سپرده شود بر بالای سرش سنگینی می کند. شاید هم تجربه پرونده های اینچنینی باشد که حاج محسن را وا می دارد، درحالیکه تا پیش از این به حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات می پرداخت و قبل از آن حتی در آبان 87 از ارادت خودش به میرحسین موسوی خبر می داد (4)، دوران معروف "پس از فتنه خرداد 88" که فرا رسید و آبان ماه 88 که آمد با خبرگزاری دولتی ایرنا مصاحبه کند و در یک چرخش صد و هشتاد درجه ای، تمام شخصیت میرحسین موسوی را پر از ضعف و کاستی بداند و اینکه نمی توان در او یک نقطه مثبت پیدا کرد اما به محمود احمدی نژاد که می رسد از جسارت، صراحت و انسانیت رئیس جمهور به عنوان نقاط قوت و تعالی وی بگوید (5). این درحالیست که شاید خودش هم فراموش کرده باشد یکی دو سال پیش از پاسخ به خبرنگاری که از او نظر صریحش را در مورد احمدی نژاد پرسیده بود طفره رفته و گفته بود: "حالا چرا اینها را می پرسی؟" (6)
 حاج محسن البته دیگر آن حاج محسن 30 سال پیش نیست که وقتی عبدالسلام جلود با پیام قدافی از لیبی می آید و در فرودگاه مهرآباد به دستور دولت موقت بازرگان که از لیبیایی ها به خاطر امام موسی صدر دل خوشی نداشتند معطل می ماند، دست محمد منتظری را می گیرد و به قول خودش با سی، چهل نفر به فرودگاه مهرآباد می رود تا دولت موقتی ها را از فرودگاه بیرون کند و جلود را به هتل شرایتون برد. نه این دولت، آن دولت موقت است و نه حاج محسن رفیق دوست آن جوان پر شر و شور دیروز.
حاج محسن دیگر پیر شده است؛ اگراو که تا چندی پیش پای حمایت از میرحسین ایستاده بود امروز از فتنه نگوید و به تحریک آنها که به علت حوادث بعد از انتخابات از میرحسین موسوی دل خوشی ندارند، دستی بر سر و روی نخست وزیر جنگ نکشد، شاید پرونده تعاونی مسکن دانشگاه آزاد تبریز، تنها پرونده ای نباشد که به نام محسن رفیق دوست و توقیف اموالش پیوند می خورد (7). در این میان احتمالاً پرونده هایی شبیه آن در تعاونی مسکن دانشگاه تهران و پروژه سعادت آباد هم، که گفته می شود زمینش مورد پسند محسن رفیق دوست قرار گرفته است، در سایت های جور واجور حامیان دولت به تیتر اخبار تبدیل گردند. احتمالاً به تمام همین دلایل است که حاج محسنی که در یک سوم پایانی عمر خودش قرار دارد وقتی نوبت به جدال انتخاب بین بصیرت و کمیت می رسد ابتدا سکوت می کند، بعد در اثبات بصیرت خود، دو خطی در انتقاد از میرحسین سخن می راند، آنگاه روزه سکوت می گیرد تا زمانیکه به قول خودش از لحاظ فکری اقناع شود (8) و هنوز دو ماه نگذشته و احتمالاً اقناع شده، به میدان می آيد و جنگ، این بزرگ ترین افتخار مدیریتی میرحسین موسوی را به چالش می طلبد که دولت همراه سپاه در جنگ نبود و سپاه در فکر فتح بغداد بود (9). آن هم درحالیکه تمام صحبت های جدید محسن رفیق دوست در مورد فتح بغداد و نامه محسن رضایی برای این فتح الفتوح، ناقض حرف های یک سال پیش اوست که تحقق خواسته های محسن رضایی را "محال" می دانست و می گفت: "وقتی که جانشین امام در فرماندهی کل قوا آقای هاشمی رفسنجانی، فرماندهان ارتش و سپاه به یک تحلیلی رسیدند که یک دشمن قوی در منطقه حاضر شده و جنگ فرسایشی هم هیچ مشکلی از ما حل نمی کند و انتهایی ندارد، امام پذیرفتند." (10)
 حاج محسن در تحلیل های جدیدش صحبتی از محال بودن درخواست محسن رضایی نمی کند و فقط مدعی می شود که توپ به زمین دولت می رود و در عین حال می گوید دولتی که برای تامین نان مردم، کامیون های سپاه را از بندرعباس می خواهد حتماً به فکر جنگ نیست. تمام اینها هم در حالی مطرح می شود که شخص آیت الله خمینی در نامه ای برای سرپرستی امور جانبازان خطاب به میرحسین موسوی نوشته بود: "از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بى شائبه و طاقت فرساى شما را خصوصاً در مسئله جنگ خدشه دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب و اسلام می دانم و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمی کنم و الآن نیز شما را تأیید و حمایت می کنم." (11)  
حاج محسن این صحبت های "امام" و آن گفته ها را از زبان خودش شاید به خاطر نداشته باشد، اما احتمالاً هنوز فراموش نکرده که زمانی گفته بود  دیگر یک آدم معمولی با یک دارایی معمولی است، اما اگر اسلام و انقلاب تهدید شوند دوباره به آدم بزرگی تبدیل خواهد شد. حاج محسن البته شاید دوباره بخواهد به همان آدم بزرگ تبدیل شود اما اگر این قصد را دارد نباید فراموش کند که بین ادعا و عمل فاصله فراوان است. زمانی در تاسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، محسن رضایی از گروه منصورون مدعی شده بود که گروه منتسب به او 2 میلیون نفر طرفدار دارد، حاج محسن رفیق دوست هم امروز ادعا می کند که اگر میرحسین بعد از انتخابات حزب می زد بیشتر از 2 میلیون نفر به او جواب مثبت نمی دادند (12). حاج محسن البته شاید خودش هم تقصیر نداشته باشد، او دست پرورده بازار و سیستم محاسباتی چرتکه ای است که قبل از انقلاب نخود و لوبیا می فروخت و بعد از انقلاب مدعی چرخاندن کارخانه داروگر و ایران خودرو بود. در این سیستم محاسباتی، اعداد چندان با مسما نیستند و تنها به خواست و تمایل گوینده شان ورد زبان می گردند. همانطور که زمانی قرار بود بغداد 5 ساله فتح شود و فرماندهی سپاه لیست بلندبالای اورژانسی 800 میلیون دلاری طلب کند. به همین دلیل هم شاید بهتر باشد حاج محسن، حالا که دیگر در 70 سالگی، سرکشی های گذشته را ندارد به همان بنیاد نور خودش قناعت کند، از فعالیت های اقتصادی پسرش، یاسر، در اتحادیه باشگاه های فوتبال ایران حمایت نماید و در عین حال حواسش به مرتضی، برادر و دامادش محمود محتشمی پور که باجناق مصطفی تاج زاده، یکی از مظاهر امروزین فتنه هست، باشد. مبادا که برادر توسط همرزم دیروز و البته فتنه گر امروز از راه به در شود.
 روز-
آرش غفوری
پانوشت 
1-     مجله شهروند، آبان 87 
2-     آرامش و چالش، خاطرات سال 1362 هاشمی رفسنجانی، 7 مرداد 62 
3-     روزنامه جمهوری اسلامی، 4 خرداد 85 
4-     مجله شهروند، آبان 87 
5-     ایرنا، 17 آبان 88 
6-     مجله شهروند، آبان 87 
7-     سایت جهان نیوز، 15 فروردین 89 
8-     سایت عدالت، 18 خرداد 80 
9-     خبرگزاری فارس، 13 مرداد 89 
10- سایت جماران، 6 مهر 88 
11- صجیفه نور، جلد 21 صفحه 115 
12- خبرگزاری فارس، 13 مرداد 89 
&lt;P&gt;سه شنبه19 مرداد 1389/ 9:21ق.ض</description>
	</item>
	</channel>
</rss>
