با درک و درایت حضرت امام و يارانشان منابع و مخبرين ساواک اداره مي شدند : آگاه سازی
   
 آخرین اخبار
اگر کسی ظلم کرد در همین دنیا گرفتار ظلم می شود

به اسم بسیج و ولایتمداری هر کاری خواستید انجام ندهید

عید فطردیگری آمد؛تکلیف اقدام خلاف شرع رسانه ملی معلوم نشد!

ملت ایران ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید

به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید

تقابل با بخش خصوصی

اقتصاد اتریشی چیست

چرخشی حیرت‌آور در سیاست دولت بوش در برابر ایران

بی‌تفاوتی در دین و سیره بزرگان ما به شدت رد می‌شود

تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران ؛ چراغ سبز یا ژست دیپلماتیک

نقش تلويزيون صداي آمريکا در تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

خاتمی محصول فرهنگ اصیل استان یزد است

تفکر سیستمی ‌و پرهیز از جزئی نگری

باید منتظر آینده بود

چرا گفت و گو های ژنو شکست خورده اعلام نشد؟

کودتای کاندولیزا

ارزیابی‌های متفاوت از مذاکرات هسته‌ای در ژنو

هر طرح اقتصادی باید در چارچوب سیاست‌های مصوب قبلی باشد

حزب مؤتلفه اسلامي به دنبال قدرت و سهم خواهي نيست

روش پژوهش تئوری پایه در ایجاد و آزمایش تئوری TQM در مدیریت عملیاتی

ساواک علاوه بر سمپادهایی که در نجف داشت، موفق شده بود از بین دوستان ما، برخی شخصیت‌ها را شکار کند. علاوه بر این‌ها، یک چاپی ریزی هم در بیت امام بود که پیش از آن، در تهران نانوا بود و بعداً معلوم شد ارتباطاتی داشته و گزارش‌هایی داده است...
کد خبر : 4323 تاریخ انتشار : 17:34 - 01 بهمن 1388

نشریه «بعثت» و نشریه زیر زمینی «انتقام»
دعایی در پاسخ به سؤالی درباره نشریه «بعثت»، با بیان این‌که اولین سرمقاله این نشریه، به قلم مرحوم باهنر و با عنوان «چرا بعثت؟» نوشته شد، ‌گفت: آقایان هاشمی رفسنجانی، مرحوم ربانی شیرازی، علی حجتی، قاضی خسروشاهی و مرحوم باهنر، از پایه‌گذاران نشریه «بعثت» بودند و آیت الله منتظری و آیت الله مصباح هم مطلع بودند و آقایان سید جعفر شبیری، شریفی گرگانی، کاظمی میبندی و من هم در کنار پایه‌گذاران، فعالیت‌های جنبی داشتیم. بعثت در منزل آقای رفسنجانی آماده و تایپ می‌شد، در منزل شریفی گرگانی تکثیر می‌شد و آقای مهدی طارمی هم «بعثت» را خطاطی می‌کرد و تیتر مقالات را می‌نوشت.
وی افزود: نشریه «بعثت» علیه رژیم و در حمایت از مبارزه بود. مسئله‌ای که درباره «بعثت» پیش آمد، این بود که به مرور و بعد از شکل‌گیری جریان دارالتبلیغ و فعالیت‌های فرهنگی آقای شریعت‌مداری، کسانی که به آقای شریعت‌مداری گرایش داشتند، از جمله آقایان خسروشاهی و حجتی کرمانی، اصرار داشتند که حرکت‌های دارالتبلیغ هم در این نشریه ترویج شود و در واقع، به هر نحوی برای ترویج فعالیت‌های آقای شریعت‌مداری از «بعثت» استفاده شود، اما بقیه افراد، موافق این مسئله نبودند. در عین حال، نگران بودند که در صورت مقاومت، کلیت مسئله انتشار «بعثت» از طریق اطرافیان آقای شریعت‌مداری لو برود و گرفتاری پیش بیاید. لذا حتی در یکی از شماره‌های «بعثت»، مطلبی درباره دارالتبلیغ نوشته شد تا شاید این طیف راضی شوند. اما جمعی که در «بعثت» خط امامی بودند، در نهایت مصحلت دیدند که به ترتیب دیگری عمل شود و در راستای جلوگیری از آلوده شدن به سمت جریان‌های دفورمیستی این طیف، نشریه زیر زمینی «انتقام» راه‌اندازی شد که این نشریه از همان ابتدا، مشی انقلابی جدی داشت.
این شاگرد حضرت امام، با اشاره به آیه‌ای که هر روز در زیر لوگوی این نشریه نوشته می‌شد، ‌گفت: امکانات خوبی برای انتشار «انتقام» فراهم شد ‌و برای ادامه کار، جمع جدیدی در نظر گرفته شدند که یکی از آن‌ها آقای وافی، طلبه‌‌ای بود که کسی اصلاً نمی توانست از ظاهر وی تصور کند که در انتشار یک نشریه فعال زیرزمینی فعال است. نشریه «انتقام» رونق یافت و ترفیعات خوبی پیدا کرد. ‌البته «بعثت» هم، فارغ از صدمه‌ای که از تحمیل جریان آقای شریعت‌مداری دید،‌ در مجموع نشریه‌ای موفق و جاافتاده بود.
وی همچنین خاطرنشان کرد: آقای هاشمی هم در قم سعی کرده بودند از طریق تولیت آستان حضرت معصومه(س)، برای خانه‌سازی طلاب امکاناتی فراهم کنند و بر این اساس، خانه‌های بسیاری در قم ساختند و به طلاب و فضلا و... واگذار کردند و بسیاری از بزرگان حوزه، منازلی را که ایشان به کمک دوستانشان می‌ساختند، خریداری یا از آن‌ها استفاده می‌کردند.


جریان روزنامه «نهضت روحانیت»
وی همچنین درباره جریان روزنامه «نهضت روحانیت» تصریح کرد: جریان موازی نامیمونی در عراق وجود داشت که در صدد بود تا از نام روحانیت سوء‌استفاده کند. وقتی تیمور بختیار به عراق آمد و جبهه آزادی‌بخش را تشکیل داد، از همه گروه‌های مبارز ایرانی خارج از کشور دعوت کرد که در جبهه وی متشکل شوند و بر این اساس، از همه اپوزیسیون‌های خارجی و از جمله، تشکل‌های اسلامی خارج از کشور هم دعوت کرد و اصرار داشت که از امام هم استفاده کند. اما امام نپذیرفتند و این اصرار تا جایی پیش رفت که حاج آقا مصطفی را با هماهنگی قبلی بازداشت و دستگیر کردند و به‌زور به جلسه‌ای که در بغداد داشتند، بردند، اما باز هم موفق نشدند. در عین حال، موسوی اصفهانی، روحانی بنامی که به دلایل مالی و غیرسیاسی و غیرمذهبی، از ایران فرار کرده بود، در تشکل آنان حضور داشت. وی توانسته بود در کسوت روحانیت و با توجه به انتسابی که به خاندان مرحوم اصفهانی داشت و نوه آقا سید حسن اصفهانی محسوب می‌شد، به موقعیتی دست یابد و به عراق پناهنده شود. او توانسته بود خود را به بختیار نزدیک کند و بختیار هم به او اعتماد کرده بود و به عنوان روحانی مقیم عراق، در این تشکل حضور داشت. برخی عناصر وابسته به حزب توده هم در عراق و در حوزه علمیه حضور داشتند.
دعایی دراین‌باره گفت: علی نقی منزوی، پسر مرحوم حاج آقا بزرگ، از کادرهای مرکزی حزب توده ایران در آلمان شرقی بود. وی به عراق آمد و به جبهه تیمور بختیار پیوست. علی نقی منزوی، کادرسازی درنجف را پی‌گیری می‌کرد و در منزل پدر رفت‌وآمد داشت. صالح قمی هم پیشکار منزوی بود که در تشکیلات آقای خویی نفود کرده بود و اصرار داشت که با دوستان مبارز، همکار و همراه باشد. منتها دوستان به او اعتماد نمی‌کردند و معتقد بودند هم ساواکی و هم توده‌ای است. ‌این‌ها به اسم روحانیت، نشریه‌ای به نام «نهضت روحانیت» را در ایران راه انداختند.
وی افزود: دوستان ما در عراق، نشریه و ارگانی نداشتند و فقط یک خبرنامه «روحانیت مبارز» داشتند که فقط تایپ می‌شد و در قالب پلی کپی و متشکل از اخباری بود که مرحوم محمد منتظری از اروپا و ایران و... جمع‌آوری می‌کرد. ‌این خبرنامه، برای تشکل‌های دانشجویی اسلامی، مانند تشکل‌های انجمن‌های اسلامی خارج از کشور فرستاده می‌شد و حرکتی ارگانیک تلقی می‌شد تا از طریق آن اعلام شود که روحانیت مبارز نجف هم، تحرکی دارد. ولی نشریه «نهضت روحانیت» یا «روحانیت مبارز» ساختگی، مربوط به همان طیف وابسته سید صالح، مدرس اصفهانی و پناهیان بود که چون اصالتی نداشت، دوامی هم نیاورد. البته این‌ها بعد از رحلت مرحوم حکیم هم حرکت زشتی کردند و امام را به عنوان مرجع علی‌الاطلاق معرفی کردند و به روحانیان دیگر، از جمله آیت الله خویی اهانت کردند و اسم آقایان راستی و مدنی را، به عنوان امضاکنندگان بیانیه‌ای آوردند که در نشریه چاپ شده بود. این حرکت بسیار مرموزانه و ذلیلانه‌ای بود و آدم‌های موجه و محترمی را وادار کردند که این مسئله را تکذیب کنند. آقای راستی، با دریا‌دلی برخورد کرد اما آقای مدنی، برآشفت و حرکت تندی کرد و گفته بود من نیامدم آبرو و حیثیت خود را دست چند بچه بدهم؛ فارغ از این‌که این طیف، ‌این حرکت را کرده بود تا امام را زیر سؤال ببرد.


همراهان علنی و غیرعلنی نهضت
دعایی در پاسخ به سؤالی درباره میزان آگاهی مبارزان و نزدیکان حضرت امام از میزان نظارت ساواک بر مجموعه فعالیت‌های آنان، توضیح داد: دوستانی که در نجف در خدمتشان بودیم، به سه گروه تقسیم می‌شدند: گروهی افرادی بودند که به اصطلاح، مهره سوخته شده بودند و راه بازگشت به ایران نداشتند؛ برای مثال، آقای حمید روحانی، مبارزی فراری بود که لو رفته بود و ساواک او را می‌شناخت. همچنین افرادی مانند محتشمی پور یا ناصری و حاج حسن کروبی، پل‌های پشت سرشان خراب شده بود و بر همین اساس، نگرانی و وحشتی از لو رفتن نداشتند و فقط محض این‌که اطلاعاتشان لو نرود، احتیاط می‌کردند و فعالیتشان به دور از چشم نامحرم و بیگانه بود و اگر روزنامه‌ای ارسال می‌کردند، با اسم مستعار بود.
وی افزود: عده دیگری هم بودند که امکان رفت‌وآمد به ایران را داشتند و مقیم بودند و پاسپورت هم داشتند، منتها سعی می‌کردند برای این‌که این امکان از آنها سلب نشود، ارتباطاتشان با مبارزان علنی و آشکار نباشد؛ یعنی سعی می‌کردند پل‌های پشت سرشان را خراب نکنند. این گروه، برای تبلیغ به کویت و بحرین و... می‌رفتند و بعضاً به ایران هم رفت‌وآمد می‌کردند. در عین حال، طیف دیگری هم بودند که به‌مصلحت و از نظر تاکتیکی خود را مخفی نگه می‌داشتند؛ یعنی علی‌رغم این‌که در امر مبارزه بسیار جدی و فعال بودند و صددرصد مورد اعتماد و وثوق هم بودند، سعی می‌شد که به هیچ قیمت، دوروبر دوستان و یاران امام و فعالیت‌های علنی مربوط به امام، حضور نداشته باشند و کسی آن‌ها را نشناسد. یکی از آن‌ها مرحوم ابوترابی بود. ابوترابی (سید اکبر) سید بزرگواری بود که هیچ گاه هیچ یک از کنجکاوان نجف و کسانی که مراقب بودند، متوجه نشدند که ایشان با امام و نزدیکان امام ارتباط دارد. وی از شیفتگان و عاشقان امام بود و شب‌ها که امام حرم می‌رفتند، از فاصله دور لحظاتی امام را نظاره می‌کرد، ولی سعی می‌کرد کسی از این مسئله بویی نبرد. بر همین اساس، در مواقع حساس و بحرانی، می‌توانستیم از ایشان استفاده کنیم. برای مثال، یک بار که لازم بود پیام حساسی از امام به ایران برسد، مرحوم حاج آقا مصطفی به من فرمودند که به آقای ابوترابی بگویید سریع خود را به قم برساند و ایشان هم سریع عازم شدند.‌ منزل ایشان، پشت منزل آیت الله شاهرودی، از مراجع وقت بود و اصلاً کسی بویی از رابطه ایشان نمی‌برد.
به گفته وی، حاج شیخ محمود محمدی یزدی از مدرسان و فضلای مدرسه آقای بروجردی هم، فرد دیگری بود که خودش و خانواده‌اش از علاقه‌مندان امام بودند، منتها به علاقه به امام و دوستان امام، تظاهر نمی‌کرد تا به عنوان یک امکان، همیشه در اختیار باشد و بتوان در روزهای مبادا و حساس، از وجودشان استفاده کرد.
به یاد دارم که بنا بر ضرورتی، مرحوم حاج احمد آقا اصرار داشتند کسی به ایران بیاید و برگردد. من سراغ ایشان رفتم. پاسپورتش را گرفتم و ایشان عازم شد. روز رفتن او، تصادفاً روزی بود که ایشان بعد از سال‌ها دوری از خانواده همسرش در ایران، پدر همسرش را به عراق دعوت کرده بود.‌ ولی ایشان خم به ابرو نیاورد و عازم ایران شد. در حقیقت، وی امکان بسیار ارجمندی محسوب می‌شد.
دعایی با بیان این‌که این‌ها تاکتیک‌هایی بودند که در مقابل ساواک اتخاذ می‌کردیم، گفت: البته ساواک علاوه بر سمپادهایی که در نجف داشت، موفق شده بود از بین دوستان ما، برخی شخصیت‌ها را شکار کند. علاوه بر این‌ها، یک چاپی ریزی هم در بیت امام بود که پیش از آن، در تهران نانوا بود و بعداً معلوم شد ارتباطاتی داشته و گزارش‌هایی داده است. البته خوشبختانه با هشیاری دوستان و با درک و درایت حضرت امام که تا اطمینان به سلامت کسی پیدا نمی‌کردند، مجال مباحث سیاسی به وی نمی‌دادند، توفیقات زیادی نصیبشان نمی‌شد و اخبار را فقط تا حدی که مثلاً قطب زاده به دیدن امام آمده است، می‌توانستند گزارش کنند و به مذاکرات دسترسی نداشتند. وی افزود: در عین حال، سفارت ایران در کربلا کنسول‌گری داشت و ساواک از طریق نمایندگانش در کنسول‌گری و چیدمان هسته‌ها و علاوه بر آن، از طریق معلمان اعزام‌شده به دبیرستان ایرانی‌ها، کنترل‌هایی می‌کرد که البته مطلب چندانی دستگیرشان نمی‌شد.


قاطعیت، صلابت و تأثیرناپذیری امام
امام در صورت رسیدن به نتیجه قطعی، تصمیم قطعی هم می‌گرفتند

این شاگرد حضرت امام خمینی(س) در بخش دیگری از این نشست، درباره ویژگی‌های اخلاقی حضرت امام، گفت: ‌گاهی ممکن است برخی جدیت و قاطعیت را با خشونت اشتباه بگیرند. ‌شخصیت امام به گونه‌ای بود که وقتی نتیجه‌ای قطعی می‌گرفتند، تصمیم قطعی هم می‌گرفتند؛ یعنی تصمیمشان به دنبال یک تشخیص بود‌ و اگر با معیارهای عقلانی و اصولی تصمیمی می‌گرفتند، دیگر تعلل نمی‌کردند و توقفی در آن‌چه تشخیص داده بودند، نبود. در عین حال، عکس آن هم صادق است؛ یعنی اگر امام در امری به نتیجه‌ای نمی‌رسیدند، محال بود کسی بتواند ایشان را تحت‌تأثیر قرار دهد و ملزم کند. نمونه‌اش این‌که من در جریان فعالیت‌های مبارزاتی، مدتی به سمت یک تشکیلات سیاسی ملغی گرایش داشتم و دلم هم می‌خواست که امام از آن سازمان و تشکیلات حمایت کند و آن را تأیید و از شهدا و زندانیان این جریان حمایت کند. در ابتدای امر، امام به این سبب که بزرگانی چون مرحوم آیت الله طالقانی، مطهری و حتی آقای منتظری به صلاحیت این جریان اطمینان داده بودند،‌ در بحران تصمیم‌گیری و تردید بودند، اما بعد از مطالعه و تحقیق درباره مبانی فکری و رفتاری آن‌ها، به نتیجه دیگری رسیدند و تردیدشان متمایل شد به نوعی مرز تخطئه که این‌ها اصلاً صلاحیت ندارند و باید افشا شوند. اما چون ممکن بود این حرکت تخطئه‌آمیز و افشای این مسئله به نفع رژیم تمام شود، امام سکوت کردند.
وی افزود: حتی در این باره، آقایان رفسنجانی، طالقانی، مرحوم زنجانی (ابولفضل)، منتظری و مطهری برای امام نامه نوشتند؛ ‌چراکه همه کسانی که به امام علاقه‌مند بودند، دلشان می‌خواست که ایشان درباره این جریان حساس و تعیین‌کننده‌ای که آن زمان در کشور اتفاق افتاده بود، بیگانه و حتی منزوی نباشد و تأکید داشتند که امام به نحوی این‌ها را تأیید کند، اما هیچ وقت نتوانستند روی اراده امام تأثیر بگذارند. خود من هم، به عنوان یک سمپاد، به ایشان مراجعه کردم و حتی یک شب بغض و گریه کردم، ولی امام تشخیصشان این بود که باید توقف و احتیاط کرد. این نشان‌دهنده قاطعیت و صلابت و تأثیرناپذیری امام است. البته درست نیست که بگوییم امام در مقابل این جریان خشونت داشتنند، بلکه قاطعیت داشتند.


دعایی در خاتمه با تأکید بر این‌که امام از نظر عاطفی بسیار مهربان و صمیمی بودند و نسبت به طیف روحانیت توجه خاصی داشتند،‌ خاطرنشان کرد: توجه و احترام خاص امام به روحانیت به حدی بود که در یک جلسه و نشست، اگر طلبه ساده‌ای هم وارد می‌شد، حتماً بلند می‌شدند و به وی احترام می‌گذاشتند و اصرار داشتند که در جمع نسبت به روحانیان حرمت‌گزار باشیم و این در حالی بود که در مقابل افراد غیر روحانی حتی وجوهات‌بده و متمکن، چنین رفتاری از خود نشان نمی‌دادند.
جماران

پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=4323&cat=3
ارسال به : Technorati TwitThisFacebookFriendfeedStumbleuponMyspaceGoogle DeliciousbuzzthisYahoo Messenger

نظرات:


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright©2008, All Rights Reserved