 |
آخرین اخبار |
|
|
 |
|
وقتی از حزب موتلفه و دانشجویان دانشگاه امام صادق یا آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مکارم شیرازی گرفته تا قالیباف و لاریجانی و دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک ؛ یا از خاتمی و هاشمی و محسن رضایی گرفته تــا باهنر و مطهری و حسن روحانی و آیت الله شاهرودی ، ندای نقد را در مقاطع متفاوت این چهار سال بر گوش دولت رسانده اند خود نشان از این دارد که این گله ها ، سیاسی ، جناحی و حزبی نیست بلکه ریشه در نارضایتی از عملکرد دولت و به عبارتی دیگر عدم موفقیت دولت نهم دارد .
آرش کامرانی |
|
پس از سپری شدن چهار سال از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اکنون زمان آن فرا رسیده است تا همچون هر مدیر یا رییسی که در پایان مدت خدمت ، به فعالیت و کارنامه کاری اش نگاهی انداخته میشود در عملکرد دولت نهم نیز تاملی نماییم تا از این بررسی هم مجال سنجش و میزان موفقیت داشته باشیم هم فرصت مقایسه و تحلیل ، علی الخصوص که به احتمال قریب به یقین ایشان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال جاری نیز هستند و این طبیعی است که کارنامه ایشان مورد بررسی قرار گیرد .
بدون شک در کنار عملکردهای مثبت دولت نهم در این چهار سال از قبیل سفرهای استانی و سرکشی مداوم به شهرستانها و یا پیگیری پرونده هسته ای ، نقدهایی نیز بر دولت وارد است که در قالب ده سوال به شکل زیر ارائه شده است :
1) خود محوری و یا خود برتر بینی نسبت به سایر مسئولان نظام و مردم که در نامه نگاری با حداد عادل در مجلس هفتم و نامه نگاری با لاریجانی در مجلس هشتم و هم چنین بی توجهی به اخطار های اقتصاددانان کشور و عدم تغییر ساعت رسمی یا آبگیری سد سیوند و اصرار بر تغییر محل برگزاری نمایشگاه کتاب و اخیرا ماجرای سازمان حج و میراث فرهنگی و... به چشم میخورد آیا نشان از روحیه مشورت پذیری و خدمتگذاری یک رییس دولت دارد ؟
2) آیا محدودیت های رسانه ای منتقدین از توقیف مطبوعات و فیلترینگ سایتها گرفته تا ستاره دار کردن دانشجویان و بازنشسته کردن اجباری معلمان و سیاسی انگاشتن مطالبات صنفی زنان نشان از نقد پذیری دولت دارد ؟ یا در امنیتی و پلیسی کردن فضای جامعه از طرح امنیت اجتماعی که بعدها مورد نقد خود رییس دولت نیز قرار گرفت تا انتصاب رییس امنیتی بر دانشگاه تهران و توقیف و سانسور کتابها یا فیلمها و اقبال به فعالیت های نظامی بسیج نشانی از مهروزی است ؟
3) چرا علی کردان که با مدرکی جعلی بر کرسی وزارت کشور نشسته بود و سالها نیز با همین مدرک از حقوق و مزایای صدا و سیما یا استاد دانشگاهی بهره مند گشته و در پایان با اقدام مجلس هشتم استیضاح و برکنار شد ، مورد حمایت رییس جمهور قرار گرفت تا جایی که وی در جلسه استیضاح شرکت نکرده و اقدام مجلس را غیر قانونی خواند و همچنین به مطالبات دانشجویان یا طلاب و سایر قشرهای همسو با دولت در مورد برکناری کردان توجهی ننمود تا حدی که این مساله در سطح کشور علاوه برایجاد فضای تشنج سیاسی به نوعی لج بازی سیاسی تعبیر گشت ؟
4) سخنان مشاور ریاست جمهوری در مورد دوستی با ملت اسرائیل که کشور را برای مدتی به حاشیه کشاند و در کنار سایر مواضع تند رییس جمهور در مورد اسرائیل ، ملت را نیز دچار تناقض رفتاری ساخت و اصرار بر ابقای چنین شخصی به دلیل مسایل خانوادگی علی رغم درخواست مردم و حتی مراجع تقلید به برکناری ، چگونه توجیه پذیر است ؟
5) تغییرات پیوسته کابینه و معاونین ، مدیران ، روسای بانک مرکزی و ...که دولت را تا مرز رای اعتماد مجدد کشانده و باعث عدم ثبات مدیریتی در کشور شده و همچنین به تصمیم گیری های بلند مدت و کلان کشوری لطمات بیشماری را زده است چگونه قابل دفاع است ؟
6) چرا همواره با عدم پذیرفتن اشتباه در رفتارهای غلط و خلع الساعه ، تقصیرات و مشکلات کنونی کشور به گردن مجلس ، دولتهای پیشین ، توطئه بیگانگان ، مطبوعات یا بانکها و ... انداخته شده است ؟
7) انحلال سازمان برنامه بودجه در سال هشتاد و شش و اختلاف با نهادهای گوناگون از مجلس و شهرداری گرفته تا سازمان بازرسی کل کشور و مجمع تشخیص مصلحت و همچنین تاسیس انجمن های موازی آیا چیزی جز تلاش برای در دست گرفتن تمامی امور توسط دولت یا به عبارت دیگر همان تمامیت خواهی است ؟
8) توجیه دولت نهم در مورد موج توهین و تخریب ها به استوانه های نظام از زبان سخنگوی دولت یا همسر وی و هم چنین سایت های منتسب به دولت و روزنامه های دولتی و ...که در این دولت رشد و افزایش داشت چیست ؟ و آیا پخش سیب های زمینی و سایر رفتار های اینچنینی برای جذب آرای بیشتر چیزی جز تحقیر مردم به ارمغان می آورد ؟ 9) آیا ضعف مدیریت منابع که در قطع برق در تابستان یا قطع گاز در زمستان نمود داشته و مردم را در مضیقه قرار داد و همچنین عدم بهره برداری صحیح از کلان ترین در آمد نفتی پس از انقلاب و رشد تورم و بیکاری یا معضل کاهش بی حساب ، حساب صندوق ذخیره ارزی و معضل بودجه هشتاد و هشت و ضعف سازمان ورزش در ضعیف ترین المپیک یا راه یابی به جام جهانی فوتبال و ...همگی ناشی از ضعف مدیریتی و برنامه ریزی دولت نهم نبوده ؟ و آیا در مفقود شدن یک میلیارد دلار درآمد نفتی و طرح تحول اقتصادی که با عدم اقبال مجلس روبرو شد و هم چنین مالیات ارزش افزوده و نحوه اجرای آن که سبب تعطیلی بازار برای اولین بار پس از انقلاب شد یا بزرگنمایی آماری و عدم تحقق وعده های استانی و نابسامانی اوضاع اقتصادی مردم و موج گرانی نشان از برنامه ریزی صحیح اقتصادی وجود دارد ؟
10) پاسخ برای سیاست خارجی ضعیف و منقبضانه که سودی برای ملت نداشته است چگونه است ؟ آیا در اجلاس سران عربی که با حضور رییس جمهور از نام مجعول برای خلیج فارس استفاده شد یا پرونده دریای خزر و امارات و کویت و برخوردهای فرودگاههایشان با ایرانی ها یا ادعای مالکیت جزایر سه گانه و یا سفر رییس جمهوربه ایتالیا و دانشگاه کلمبیا یا نامه های بی جواب و اخیراً اجلاس ژنو ؛ نشانی از عزت برای ایران و ایرانی بود یا در ایجاد رابطه با جزایر قمر ، جیبوتی و بولیوی برای کشور سعادتی کسب شد؟
قطع نامه ها که سبب فشار اقتصادی بر مردم شد کاغذ پاره بود یا اجماع های جهانی پیاپی که علیه ما شکل گرفته است؟
به هر حال باید گفت وقتی از حزب موتلفه و دانشجویان دانشگاه امام صادق یا آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مکارم شیرازی گرفته تا قالیباف و لاریجانی و دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک ؛ یا از خاتمی و هاشمی و محسن رضایی گرفته تــا باهنر و مطهری و حسن روحانی و آیت الله شاهرودی ، ندای نقد را در مقاطع متفاوت این چهار سال بر گوش دولت رسانده اند خود نشان از این دارد که این گله ها ، سیاسی ، جناحی و حزبی نیست بلکه ریشه در نارضایتی از عملکرد دولت و به عبارتی دیگر عدم موفقیت دولت نهم دارد .
آرش کامرانی
|
|
|
|