هاشمي رفسنجاني مدرس امروز است : آگاه سازی
   
 آخرین اخبار
ملت ایران ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید

به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید

تقابل با بخش خصوصی

اقتصاد اتریشی چیست

چرخشی حیرت‌آور در سیاست دولت بوش در برابر ایران

بی‌تفاوتی در دین و سیره بزرگان ما به شدت رد می‌شود

تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران ؛ چراغ سبز یا ژست دیپلماتیک

نقش تلويزيون صداي آمريکا در تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

خاتمی محصول فرهنگ اصیل استان یزد است

تفکر سیستمی ‌و پرهیز از جزئی نگری

باید منتظر آینده بود

چرا گفت و گو های ژنو شکست خورده اعلام نشد؟

کودتای کاندولیزا

ارزیابی‌های متفاوت از مذاکرات هسته‌ای در ژنو

هر طرح اقتصادی باید در چارچوب سیاست‌های مصوب قبلی باشد

حزب مؤتلفه اسلامي به دنبال قدرت و سهم خواهي نيست

روش پژوهش تئوری پایه در ایجاد و آزمایش تئوری TQM در مدیریت عملیاتی

براي عملياتي کردن شعارهاي خود به قدرت نياز داريم

یادداشتی در شناخت بهتر گروه منصورون

نگاهی کوتاه به پیشینه جمعیت منصورون

حضرت امام (ره) آقاي هاشمي را مدرس انقلاب اسلامي معرفي کرده اند .لذا عناصر و جرياناتي که بجاي انتقاد به تخريب ايشان مبادرت مي کنند از همان سرويسي خط مي گيرند که رضا خان و عوامل آن از آن خط مي گرفتند.
کد خبر : 1901 تاریخ انتشار : 9:8 - 13 آذر 1387

حجت، دبير جبهه حزب الله در ديدار با مسوولين «جمعيت حفاظت از دستاوردهاي انقلاب اسلامي» گفت :  ايمان، درخشنده ‏ترين راهنما است. ايمان ؛ يعنى ايمان به خدا و روز جزا و پيامبر، لذا ايمان پايه‏ى عمل و حرکت انسان است. تا انسان به چيزى دلسپرده و گرويده نباشد، در راه آن حرکت نمى‏کند.
وي افزود : ايمان با علم فرق دارد. انسان گاهى به حقيقتى عالم است، اما گرويده‏ى به آن نيست. يعنى در ايمان، فقط دانا بودن و عالم به صدق بودن کافى نيست؛ چيزى اضافه‏ى بر اين علم لازم است. البته ايمان بدون علم هم ممکن نيست - ايمان با شک و ترديد معنا ندارد - اما علم به تنهايى هم براى ايمان کافى نيست؛ کما اين‏که مى‏بينيم قرآن درباره‏ى موسى و قضاياى فرعون مى‏فرمايد:  وقتى موسى دعوت خودش را مطرح کرد، ملأ فرعونى فهميدند او راست مى‏گويد و حقيقت است؛ اما بعد از آن‏که موسى اين معجزه‏ى عجيب را نشان داد و بعد از آن که ساحران و جادوگران - که تصور مى‏شد کار موسى هم از قبيل کار آنهاست - خودشان اعتراف کردند اين از نوع کار آنها نيست و با وجود تهديد فرعون سجده کردند و به موسى ايمان آوردند و مرگ را پذيرا شدند، براى آنها روشن شد که موسى حقيقت مى‏گويد؛ اما در عين حال اين حقيقت را انکار کردند؛ يقين داشتند که موسى راست مى‏گويد، اما در عين حال انکار کردند. چرا؟؛ به‏خاطر اين‏که استکبار و هواهاى نفسانى‏شان و ظلمى که مى‏خواستند بکنند، نمى‏گذاشت تسليم شوند. 
 وي در ادامه تصريح کرد : ايمان و گرويدن، نوعى تسليم است؛ تسليم حقيقتى شدن. گاهى انسان حقيقت را مى‏فهمد، اما دلِ خود را تسليم اين حقيقت نمى‏کند و در مقابل آن مى‏ايستد. لذا مى‏بينيم در مقابل علم، جهل و شک است؛ اما در مقابل ايمان، جهل نمى‏آورند؛ در مقابل ايمان، کفر مى‏آورند؛ يعنى پوشاندن. انسان گاهى حقيقتى را قبول دارد، اما آن را مى‏پوشاند و پنهان مى‏کند. نقطه‏ى مقابل پوشاندن، ايمان است؛ يعنى دل سپردن، گرويدن، سر سپردن، حقيقت را با همه‏ى وجود پذيرفتن و در مقابل آن تسليم شدن. 
دبير جبهه حزب الله با اشاره به جنگ احد ، خاطر نشان کرد :  شما به اتفاقى که در جنگ احد افتاد، توجه کنيد. آن پنجاه نفرى که دچار نفرين و شکوه‏ى همه‏ى مسلمانها در طول اين چهارده قرن شدند، مسلمان بودند؛ اصحاب پيغمبر بودند؛ خيلى از آنها در جنگ بدر شرکت کرده بودند؛ مردمان بدى نبودند؛ اما همين‏ها دچار آن آفت شدند؛ يعنى به‏خاطر جمع‏آورى غنيمت، گردنه را رها کردند؛ ميدان را به دشمن دادند و موجب شدند که مقدار زيادى از خونهاى پاک بر زمين ريخته شود؛ خونى مثل خون حمزه‏ى سيدالشهداء بر زمين ريخته شد؛ پيغمبر زخم خورد و حکومت اسلام و نظام نوپاى اسلامى دچار تزلزل شد؛ به‏خاطر کوتاهى اين پنجاه نفر. قرآن درباره‏ى اين پنجاه نفر مى‏فرمايد:  کارى که اينها کردند، نتيجه‏ى اشتباهات و لغزشهايى بود که قبل از اين کرده بودند. هر لغزشى به نوبه‏ى خود لغزشهاى ديگرى را بر انسان تحميل مى‏کند؛ يعنى پايه‏ى ايمان را سست مى‏کند، و سستى ايمان، تأثير سوء خودش را در عمل بعدى  مى‏گذارد. وقتى ما لغزش پيدا مى‏کنيم، اين لغزش روى ايمان ما - ولو نامحسوس - تأثير مى‏گذارد.  کار خطايى را قبلاً يک نفر انجام مى‏دهد، بعد اين خطا در ايمان او تأثير منفى مى‏گذارد، بدون اين‏که خود انسان هم متوجه شود. 
   وي در ادامه اظهار داشت : ايمان روى چهار پايه استوار است.که اگر پايه‏ها محکم باشد، ايمان  مى‏ماند؛ اما اگر پايه‏ها سست شد يا فرو ريخت، ايمان به همان نسبت فرو مى‏ريزد.  حضرت امير (ع)  اين چهار پايه را بيان فرمودند: «على الصّبر واليقين والعدل والجهاد». اول، ايستادگى و استقامت در همه‏ى زمينه‏هاست. مى‏خواهيم برنامه‏يى را دنبال کنيم؛ تا آخر پاى آن برنامه بايستيم. مى‏خواهيم کارى را انجام دهيم؛ آن کار را تمام کنيم. اگر مصيبتى پيش مى‏آيد، در مقابل آن مصيبت خودمان را از دست ندهيم. واجبى بر ما مقرر مى‏شود؛ براى انجام دادن واجب تحمل داشته باشيم و بى‏حوصله و از پا افتاده نشويم. اگر در مقابل گناهى قرار مى‏گيريم، ايستادگى کنيم و تسليم گناه نشويم. لذا  ايستادگى در هر جايى نمودى دارد. البته معناى ايستادگى، در همه‏جا يکى است؛ يعنى همان قوت انسانى و استقامت و پافشارى؛ منتها هر جايى يک‏طور خودش را نشان مى‏دهد: صبر در مقابل اطاعت، صبر در مقابل معصيت، صبر در مقابل مصيبت.
حجت تصريح کرد :  پايه‏ى ديگر ايمان بر يقين استوار است.  يقين همان علم است. پايه‏هاى يقين را نبايد متزلزل کرد؛ اين شک را نبايد مثل موريانه به پايه‏ى يقين انداخت. يقين را بايد استوار نگه داشت. اگر به‏طور طبيعى سؤالى به ذهن انسان آمد، بايد برود آن سؤال را دنبال کند تا شک و ترديد برطرف شود؛ اما خودش نبايد وسوسه کند؛ يقين را در خودش يا در ديگران نبايد زايل کند؛ 
وي  پايه‏ى سوم ايمان را عدل عنوان کرد  و افزود :  عدل يعنى هر چيزى در جاى خود قرار گرفتن. معناى لغوى عدل هم يعنى ميانه. اعتدال هم که مى‏گويند، يعنى در جاى خود، بدون افراط و بدون تفريط؛ بدون چپ‏روى و بدون راست‏روى. اين هم که مى‏گويند عدل يعنى قرار دادن هر چيزى در جاى خود، به‏خاطر همين است. يعنى وقتى هر چيز در جاى خود قرار گرفت، همان تعادلى که در نظام طبيعت بر مبناى عدل و حق آفريده شده، به‏وجود مى‏آيد. در رفتار انسان، عدل لازم است. براى حکمران، عدل لازم است. در موضعگيرى، عدل لازم است. در اظهار محبت و نفرت، عدل لازم است. قرآن فرموده است:  دشمنى با کسى موجب نشود که شما درباره‏ى او از عدالت کناره بگيريد و عدالت را رعايت نکنيد؛ بنابراين عدل هم يکى از پايه‏هاى ايمان است. اگر عدل بود، ايمان مى‏ماند.
دبير جبهه حزب الله پايه‏ى آخر ايمان را جهاد برشمرد و اظهار داشت : جهاد يعنى مبارزه. در زبان فارسى، جنگ و ستيزه‏گرى معناى مبارزه را نمى‏دهد. مبارزه يعنى تلاش پُر توان در مقابل يک مانع يا يک دشمن. اگر هيچ مانعى در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد.  مبارزه آن‏جايى است که انسان با مانعى برخورد کند، که اين مانع در جبهه‏هاى انسانى، مى‏شود دشمن؛ و در جبهه‏هاى طبيعى، مى‏شود موانع طبيعى. اگر انسان با اين موانع درگير شود و سعى کند آنها را از ميان بردارد، اين مى‏شود مبارزه. جهاد در زبان عربى عيناً به همين معناست؛ يعنى مبارزه. جهادِ در قرآن و حديث هم به همين معناست؛ همه‏جا به معناى جنگ مسلحانه نيست.
 وي در ادامه با بيان اين که اميرالمؤمنين مى‏فرمايند جهاد چهار شعبه دارد: امربه‏معروف، نهى از منکر و راستگويى و صداقت در مواضع؛ گفت :  درست همين معنايى که امروز ما در موضعگيرى معنا مى‏کنيم؛ يعنى انسان در مواضع سياسى و اجتماعى صداقت داشته باشد. بنابراين صدق در مواضع، خودش جهاد است. «من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا اللَّه عليه» به آن معناست.
 يکى ديگر از شعبه‏هاى جهاد، جدا شدن از جريان فسق و کفر است؛ ما هيچ اعتقاد نداريم که با کفار بايد قطع رابطه کرد؛  مرز ما و کفار بايد معلوم باشد؛ مرز ما و فساق بايد معلوم باشد؛ مرز ما با آنهايى که جمهورى اسلامى را قبول ندارند، بايد معلوم باشد. يک وقت هم لازم است در جايى انسان با همان کسى هم که جمهورى اسلامى را قبول ندارد، تعامل کند؛ اما معلوم است که او، اوست و ما، ماييم؛ مخلوط نشويم.
 حجت در ادامه تصريح کرد : جبهه حزب الله هميشه از بعضى‏ مجموعه‏ها  گله‏مند بوده است؛ چون اينها مرزها را پاک کرده‏اند. يک روز عواملي بنام اصلاح طلبي و امروز هم بنام اصولگرايي، ما به اينها گاهى مى‏گفتم وقتى شما مرز را پاک مى‏کنيد، اشکالش اين است که بسيارى به‏خاطر نبودن مرز، از اين طرف مى‏روند آن طرف، از آن طرف مى‏آيند اين‏طرف؛ مرتب رفت و آمد مى‏کنند؛ يعنى حدود فراموش مى‏شود. يک کشور و يک مجموعه اگر مرزش مشخص نباشد،هويت جمعى و وحدت جمعى ندارد.بگذاريد مرزها مشخص باشد؛معلوم باشدشماکجاييد،آنهاکجاهستند.  در زمان دولت اصلاحات افرادي پيدا شدند که شخصيتهاي نظام و دستاوردهاي انقلاب را مورد آماج حملات خود قرار
 دادند
 که البته بعد هم معلوم شد که آن عناصر ربطي به اصلاح طلبان نداشتند و از مجراري ديگر خط مي گرفتند ،
 متاسفانه امروز هم افراد و عناصري باز بنام اصولگرايي همان خط را ادامه مي دهند  اما باز هم در پناه دولت و اصولگرايي !
آنروز آن افراد از جاي ديگري با پوشش اصلاح طلبي  هدايت مي شدند و امروز هم  اين افراد با پوشش اصولگرايي از همان مجاري اداره مي شوند.لذا علامت مشخصه اين عناصر تهاجم به رهبران ،
 شخصيتهاي نظام و دستاوردهاي انقلاب است 
   آقاي حجت ، تهاجم و تخريب نسبت به آيت الله هاشمي رفسنجاني را مصداق شناسايي چنين عواملي برشمرد
 و در ادامه افزود : حضرت امام (ره) آقاي هاشمي را مدرس انقلاب اسلامي معرفي کرده اند لذا عناصر و جرياناتي که بجاي انتقاد به تخريب ايشان مبادرت مي کنند از همان سرويسي خط مي گيرند که رضا خان و عوامل آن از آن خط مي گرفتند.
وي در پايان گفت : رضا خان که آمد با اظهار ديانت و سينه زني و روضه خواني و از اين تکيه به آن تکيه رفت تا مردم را اغفال کرد. لذا از ويژگيهاي سرويس متعلق به رضا خان ريا کاري و تظاهر مذهبي است که بايد مجموعه هاي خواص انقلاب به جامعه آگاهيهاي لازم را بدهند.

 
پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=1901&cat=4
ارسال به : Technorati TwitThisFacebookFriendfeedStumbleuponMyspaceGoogle DeliciousbuzzthisYahoo Messenger

نظرات:


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright©2008, All Rights Reserved